














|
وب سایت طریقت / tarighat vebsite ان الله جمیل و یحب الجمال و هوالاجمل الجمالات
| ||||||||||||||||||||
« رقص سماع چوب »
ظریفی در خانه درویشی مهمان شد – درویش سقف خانه را از چوبهای ضعیف و سست پوشانده بود و بارگران داشت . و هر لحظه از آن چوبها آوازی بیرون می آمد میهمان گفت : ای درویش ! مرا از این خانه به جای دیگر بر که ترسم سقف خانه فرود آید . گفت : مترس که این آواز ، ذکر و تسبیح چوبهاست . گفت : از آن ترسم که از بسیاری ذکر و تسبیح ایشان را وجدی و حالی بهم رسد و همه به یکبار در رقص و سماع آیند و به سجده افتند . لطایف الطوایف [ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 14:56 ] [ رسول حكيم پور ]
نام این مراسم سماع و برکسی حلال است که نفس او مرده و دلش زنده باشد. اینجا همه به فرمان نی و رباب و دف و تنبور و کمانچه و تار میچرخند. سماع داستان تعالی روح است. سماع دنیایی متفاوت است. حتی اگر مولانا را نشناسیم و با تفکراتش آشنا نباشیم، دیدار از این مراسم تاثیرگذار خواهد بود. مولانا در کنار اشعارش که بیانگر تفکراتش هستند، امروز با مراسم سماع نیز آشنای جهانیان است. در مراسم سماع، در آن حال چرخش و تسلیم محض، شوری نهفته است که هم چرخنده و هم بیننده را به وجد میآورد. سماع بروز تفکرات مولانا است. او شعر و موسیقی و رقص را برای توصیف آن چه غیرقابل توصیف است، انتخاب کرد. دیدهاند مولانا را که در کوچه و بازار با اصحاب به رقص در میآمد و گفتهاند جنازه صلاحالدین زرکوب را نیز به اشارت مولانا با رقص و دف به قبرستان بردهاند. معنی سماع: سماع به فتح سین، به معنی شنوایی و هر آوازی است که شنیدن آن خوشایند است. سماع در اصطلاح صوفیه حالت جذبه و اشراق و از خویشتن جدا شدن و فنا به امری غیر ارادی است که اختیار عارف تأثیری در ظهور آن ندارد. صوفیه میگویند سماع حالتی در قلب و دل ایجاد میکند که “وجد” نامیده میشود و این وجد حرکات بدنی چندی بهوجود میآورد که اگر این حرکات غیرموزون باشد “اضطراب” و اگر حرکات موزون باشد، کفزدن و رقص است. مراسم سماع: امروزه مراسم سماع در شهرهایی همچون قونیه، قاهره و حلب به صورت باشکوهی برگزار میشود. ین مراسم با مدح حضرت محمد(ص) شروع میشود و با دعا به پایان میرسد. مراسم شامل موسیقی و رقص و چرخش و حرکات نمادین است که به آنها میپردازیم: مکان (دایرهای که در آن میچرخند): دایرهای که دراویش در آن میچرخند بیارتباط به چرخش دایرهوار سیارات به دور خورشید نیست. دایره نماد کمال و یکپارچگی است. بدون آغاز و انجام است و برای همین نماد زمان است. دایره با الوهیت در ارتباط است. در دایره تمام شعاعها به نحوی هماهنگ کنار یکدیگر در مرکز جمع میشوند و فاصله همه نقاط روی دایره از مرکز به یک اندازه است. دایره نماد خدا هم هست، در متنی کهن آمده که خداوند همچون دایرهای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ جا نیست. دایره سادهترین منحنی و در واقع کثیرالاضلاعی است که دارای بینهایت ضلع است (آمیختگی سادگی و بیانتهایی). دایره چون آغاز و انجامی ندارد دلالت بر ابدیت دارد. دایره مقدس است زیرا نه بالایی دارد و نه پایینی و گردی دایره طبیعیترین شکل محسوب میشود. مدح پیامبر: مدح پیامبر در ابتدای مراسم سماع در واقع همان مدح خدا و در واقع مدح روح الهی است که از جهان مجرد به جهان مادی فرود آمده است. نی: نی نماد هماهنگی در طبیعت است. نماد و نشانه روحی است که از وطن واقعی خود دور افتاده و با صدای نافذ و محزونش به خداوند شکایت میبرد و میخواهد به نیستانی که از آن جدا شده، بازگردد. مراحل طی شده تا ورود به قالب انسان، پس از ترک محضر خدا شبیه مراحل طی شده از بریدن نی از نیستان تا تبدیل شدن به ساز نی است. خداوند از تک سلولیها تا پیچیدهترین موجودات را از وجود خود آفرید، اما از روح خود فقط در وجود انسان دمید. نفس دمیده شده در نی نیز بیانگر همین مطلب است. دورن نی خالی است و صدا در اثر نفسی که در آن دمیده میشود، به وجود میآید. در حالیکه یک انتهای نی باز است، انتهای دیگر آن در دهان نوازنده است. پس اگر انسان شخص کاملی باشد صدایی که از درون نی به گوش میرسد، صدای خدا خواهد بود. انسان نیز مانند نی است، وقتی کامل میشود و با خلاصی از خویشتن، از خود خالی میشود و صدای خدا میشود، آیینه خدا میشود و به تعالی میرسد، با خدای خود یکی شده و به کمال میرسد. دف: ضرباهنگ دف در مراسم سماع بیانگر فرمان “باش” است که خداوند در زمان خلقت جهان آن را صادر کرد. و به دنبال آن نوای نی، نماد دم قدسی است که با این فرمان بعد از هبوط نور خداوند از بالا به پایین، به جسدهای بیجان، جان بخشید. سماع ولد: مراسم سماع ولد در واقع نماد نیاز به هدایت و همراهی پیر و مرشد در طی طریق است. به این معنی که بهترین طریق، قدم گذاشتن در جای پای شیخ کاملی است که قبلا آن راه را طی کرده است. در این مراسم درویشان به آرامی و طمانینه قدم بر میدارند و از نقاطی گذر میکنند که شیخ از آنجا گام برداشته است. در این مراسم شیخ و درویشان در جلوی جایگاه رسمی شیخ، درست هنگامی که از مقابل آن عبور میکنند، به یکدیگر تعظیم میکنند. این جایگاه نماد مولاناست و او خود نماد جوهر الهی است و نقطه مقابل آن نماد جوهر انسان است. جایگاهی که نماد جوهر الهی و جوهر انسانی است با خطی فرضی به هم متصل است که کوتاهترین مسیر برای رسیدن به خداست.هنگامی که شیخ و درویشان در دو انتهای این خط فرضی تعظیم میکنند، در واقع به منزله تعظیم آنان در هنگام عبور از یک دنیا به دنیای دیگری است. بر اساس تفکرات مولانا، این جهان در مقایسه با دنیای دیگر به مانند حبابی در مقابل دریاست. مراسم سماع ولد دقیقا سه سفر را نشان میدهد و این نشانگر سه وجه و روش دریافت معرفت است. درویش در سماع سه دور به دنبال شیخ میچرخد و تمام این مسیرها را به امید رسیدن به مرحله یقین به خدا طی میکند. مراسم سماع ولد با عبور شیخ از جلوی جایگاه به پایان میرسد. سلام درویشان: درویشان در هنگام مراسم سماع ولد به یکدیگر سلام میکنند. این سلام که با نگاه کردن به صورت و چشمهای همدیگر انجام میشود به مفهوم تکریم تجلی الهی موجود در هر انسان است. چرخش در سماع: همه چیز از اتم تا کهکشان در حال چرخش است. به عقیده مولانا عشق دلیل این کار است. ردای درویشان: ردای سیاه درویشان نشانگر دنیا و تعلقات دنیوی است. در بخشی از مراسم سماع، دراویش ردای خود را بر روی زمین میاندازند. به معنی اینکه انسان دنیا را با پشت دست کنار میزند و ذات شخصیت خود را از پیرایهها میزداید. کلاه درویشان: سماع با بوسیدن دست شیخ توسط درویشان و بوسیدن کلاه نمدی درویشان توسط شیخ همراه است. کلاه نمدی نشانه عضویت در گروه درویشان مولوی است. آنچه شیخ میبوسد در واقع ذات و هویت درویش است. نماد الف و یک: الف اولین حرف و در واقع آغاز الفبای فارسی و عربی است. در بخشی از مراسم سماع، درویشان دستها را به صورت ضربدر بر روی سینه قرار میدهند و به شکل حرف الف یا عدد یک در میآیند. رقص: رقص در سماع نمادین است. درویش در سماع قبل از مردن جسم، نفس خود را میمیراند. او دستهایش را باز میکند و شروع به چرخیدن میکند. او با زبان بیزبانی میگوید که در حال پایکوبی است و نفس خود را به زیر پایش انداخته است. در هنگام سماع دست راست بالاست، چنانکه گویی در حال نیایش است. دست چپ به پایین متمایل است. درویشان واسطه میان خدا و مردم و واسطه میان آسمان و زمینند. آنها از خدا میگیرند و به آدمیان میبخشند و چیزی را برای خود نگه نمیدارند. سلام: مراسم سماع از چهار سلام تشکیل میشود که بیانگر چهار مرحلهای است (شریعت، طریقت، حقیقت، معرفت) که باید از آنها گذر کرد. در پایان هر سلام دراویش به دستههای دو و سه و چهار نفری تقسیم میشوند. و با تکیه بر یکدیگر به نقطه مرکزی که نماد مولاناست، تعظیم میکنند. این تقسیم نماد اتحاد و یکپارچگی است. در طول سه سلام اول، دراویش هم به دور خود میچرخند و هم به دور مکانی که در آن میرقصند. در سلام چهارم آنها در همان جایی که هستند، میمانند و فقط به دور شیخ میچرخند. این حرکت به معنای پافشاری بر نقطه یگانگی و توحید است. در بخشی از مراسم سماع، آیهای با این مضمون قرائت میشود: “مشرق و مغرب ار آن خداست، پس به هر طرف رو کنی رو به سوی خداست. بیگمان خداوند گشایشگر داناست.” سماع با دعا به پایان میرسد و تمام دراویش و نوازندگان به دنبال شیخ و پس از تعظیم در مقابل جایگاه، مکان سماع را ترک میکنند. [ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 14:50 ] [ رسول حكيم پور ]
[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 16:27 ] [ رسول حكيم پور ]
[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 15:46 ] [ رسول حكيم پور ]
رقص سماع چوب
ظریفی در خانه درویشی مهمان شد – درویش سقف خانه را از چوبهای ضعیف و سست پوشانده بود و بارگران داشت . و هر لحظه از آن چوبها آوازی بیرون می آمد میهمان گفت : ای درویش ! مرا از این خانه به جای دیگر بر که ترسم سقف خانه فرود آید . گفت : مترس که این آواز ، ذکر و تسبیح چوبهاست . گفت : از آن ترسم که از بسیاری ذکر و تسبیح ایشان را وجدی و حالی بهم رسد و همه به یکبار در رقص و سماع آیند و به سجده افتند . لطایف الطوایف [ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 15:33 ] [ رسول حكيم پور ]
سماع درویشان؛ روایات، خبر از اولین سماع مولانا در بازار زرکوبان دادهاند.روزی مولانا از این بازار رد میشد که ناگاه با صدای زدن ضربه به فلز زر به رقص و چرخش در آمد و از خود بی خود شد.صلاح الدین زرکوب از یارانش وقتی مولای خود را چنین دید گفت:بزنید بر زر که مولایمان سماع میکند. مولانا تا پیش از آن فقیه بود و چون فقها میانهای با موسیقی ندارند، هرگز به سماع نپرداخته بود. ولی بعد و به تاکید شمس شروع به این کار کرد.
مولانا موسیقی را طنین گردش افلاک میدانست و با نظریه «فیثاغورث» در باب موسیقی موافق بود که: «اصول موسیقی از نغمههای کواکب و افلاک اخذ شده است.»
«بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق/ میسرایندش به تنبور و به حلق»
با توجه به این نکات، حرکات سماع معنایی تازه مییابند؛ سماع به فتح سین، چهار حالت اصلی دارد که مجموعاً حرکات این رقص را متضمن رموز احوال و اسرار روحانی جهان تلقی میکنند:
1- چرخ زدن: اشاره به شهود حق در جمیع جهات
2- جهیدن: اشاره به غلبه شوق بر عالم علوی
3- پا کوفتن: اشاره به پامال کردن نفس اماره
4- دست افشاندن: اشاره به دستیابی به وصال محبوب
«دانی سماع چه باشد؟ قول بلی شنیدن
از خویشتن بریدن، با وصل او رسیدن
دانی سماع چه باشد؟ بیخود شدن ز هستی
اندر فنای مطلق، ذوق بقا چشیدن»
مولانا سماع را غذای روح عاشقان میداند و محرک خیال وصل و جمعیت خاطر (یعنی تمرکز بر حق و قطع خاطر از غیر خدا):
«پس غذای عاشقان آمد سماع/ که در او باشد خیال اجتماع».
دکتر زرینکوب در این باره مینویسد: «سماع مولانا، یک دعای مجسم و یک نماز بیخودانه بود؛ ریاضت نفس و مراقبت قلبی. از نظر او، انسان با التزام به سماع، از اتصال به خودی و تعلقات آن میرهد و لذا سماع در نظر وی همپایه عبادت، اهمیت داشت.»
«بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
بیا که سرو روانی به بوستان سماع
برون ز هر دو جهان گر تو در سماع آیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع
اگرچه بام بلند است بام هفت چرخ
گذشته است از این بام، نردبان سماع
به زیر پای بکوبید هر چه غیر وی است
سماع از آن شما و شما از آن سماع»
سما با نواختن نی و زدن ساز دف همراه است.نی بهترین سازی است که میتواند به عنوان نماد انسان به کار رود و گذشته از این صدای آن نزدیک ترین صدا به صدای انسان است.دف از روزگاران گذشته ارج و قربی بین ادیان داشته است.در روایات است که پیامبر اسلام نیز در مراسم پایکوبی به زدن دف تاکید میکرده اند.در واقع دف شور و حال و وجد خاصی به انسان میدهد. [ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 15:27 ] [ رسول حكيم پور ]
[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 11:14 ] [ رسول حكيم پور ]
سازهاي سماع امروز امروز آلات موسيقي مولويان شامل تنبور، رباب، كمانچه، قدوم، ني، دف و عود است.معمولاً هر سال در مراسم سماع مولويان، هجده نوازنده و خواننده حضور دارند. مولويان خوانندگان را آيينخوان ميگويند. عدد هجده براي مولويان عدد مقدسي است. چون هنگامي كه حسامالدين چلبي از مولانا خواست كه كتابي مانند عطار و سنايي تأليف كند، مولانا از دستار خود برگهاي درآورد كه در آن هجده بيت آغاز مثنوي نوشته شده بود و مولانا مثنوي خود را از زبان ني با هجده بيت شروع كرده و در واقع خود را به ني تشبيه كرده است. قدمت ني بسيار زياد است. داود پيامبر (ع) كه در 1303 پيش از ميلاد در بيتاللحم به دنيا آمد، صوتي خوش داشت و همراه آواز او، يارانش ني مينواختند. حتي بعد از او مزامير را، كه اشعاري روحاني براي تمجيد و تقديس خداوند است، با ني تلاوت ميكردند. در حال حاضر ني ساز اصلي سماع درويشان در قونيه است. چراكه مولانا خود را به ني تشبيه كرده و در جايجاي مثنوي به آن اشاره داشته است. [ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 13:13 ] [ رسول حكيم پور ]
سماع تا قرنها يك حالت غير ارادي بوده و ترتيب خاصي نداشته است. اما امروز در خانقاهها و در مراسم سالگرد مولانا، درويشان با صداي قدوم، پاي راست را بر زمين كوبيده و پاي چپ را ثابت نگه ميدارند و در واقع روي پاي چپ با كمك پاي راست ميچرخند.
سماعكنندگان همچنين دو دست خود را همزمان با پايكوبي گشوده و رو به آسمان ميبرند كه اين حالت را دستافشاني ميگويند. اين حركت نيز ابتدا ترتيب خاصي نداشته چون كاملاً غير ارادي بوده. اما بهتدريج بين متصوفه اينگونه مرسوم شده كه هنگام سماع دستها را گشوده و كف دست راست با انگشتاني نيمهباز به سوي آسمان و كف دست چپ به سوي زمين قرار ميگيرد. عرفاي امروز قونيه نيز اينگونه دستافشاني ميكنند. [ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 13:12 ] [ رسول حكيم پور ]
[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 12:36 ] [ رسول حكيم پور ]
|
||||||||||||||||||||