نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را
هوای تنگ غروب و شب خیابان را
اگر چه پنجره ها را گرفته ای از من
نگیر خلوت گنجشکهای ایوان را
بهار، بی تو در این خانه گل نخواهد داد
هوای عطر تو دیوانه کرده گلدان را
بیا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد
نگاه شعله ور آفتابگردان را
تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد
و بی پرنده گی عصرهای آبان را
سرم به یاد تو گرم است زیر بال خودم
اگر به خانه ام آورده ای زمستان را
بریز! چاره ی این عشق، قهوه ی قجری ست
که چشمهای تو پر کرده اند فنجان را ...!
ا.معادی
حل من خوب است اما با تو بهتر.
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم
با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
یاسم و باران که می بارد معطر می شوم
در لباس آبی از من بیشتر دل می بری
آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم
آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو
می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم
میل - میل توست اما بی تو باور کن که من
در هجوم باد های سرد پرپر می شوم
اتفاقات عجیب دنیای پزشکی +عکس
دنیای پزشکی پر از شگفتی است و گاهی اوقات این شگفتی ها به یک شهرت جهانی نیز می رسند. در این میان برخی از آن ها بسیار غیرقابل باور هستند.
به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، در دنیا افراد زیادی هستند که با شرایط خاص پزشکی زندگی می کنند و این موضوع باعث شده است تا با دیگر مردم تفاوت های داشته باشند. این موارد بعضا باعث جلب نظر بسیاری از محققان نیز شده و آزمایش های فراوانی بر روی آن ها صورت گرفته است:
مرد الکتریکی

“رافائل مارکز آیالا” کسی است که چندی پیش به مرد الکتریکی کمعروف شد. این مرد که ساکن پورتو ریکو است می تواند میزان زیادی برق را در بدن خودش به جریان اندازد و هیچ اتفاقی نیز برای او رخ نمی دهد. او حتی می تواند این برقی که در بدنش در جریان است را به مدت طولانی حمل کند. این مقدار می تواند تا ۱۰۰ ها کیلووات برق باشد.
نجات از سقوط مرگبار

برادران مورنو در سال ۲۰۰۷ در حال تمیز کردن شیشه های یک آسمان خراش بودن که ناگهان دستگاه بالابر آن ها دچار سانحه شد و هر دو برادر از طببقه ۴۷ به پایین سقوط کردند. در این میان “ادگار” جان خودش را از دست داد اما “آلسایدز” از این حادثه به طور شگفت انگیزی جان سالم بدر برد. پزشکان نزدیک به ۱۶ عمل جراحی روی او انجام دادند. بسیاری از نقاط بدن او از جمله: هر دوپا، لگن، کمر و … دچار آسیب دیدگی شدید و شکستگی شده بود.
پسر گرگی

“Prithviraj Patil” پسر بچه هندی است که دچار یک سندرم بسیار نادر به نام”hypertrichosis” است. این بیماری باعث شده است که روش مو بر روی صورت او بیش از اندازه باشد و این باعث بروز مشکلاتی برای او شده است. این پسر بچه در بمبئی زندگی می کند و به پسر گرگی مشهور شده است. این بیماری بسیار نادر است و تنها ۵۰ مورد از سال ۱۶۳۸ تا به حال دیده شده است.
زندگی بدون درد
“گبی جینگرس” یک دختر ۹ ساله و بسیار فعال است و البته بسیار هم به بچه های عادی شباهت دارد ولی چیزی که او را از دیگر بچه های هم سن و سال متمایز می کند، بیماری بسیار نادری به نام CIPA است. این در حالی است که در تمام تاریخ تنها ۱۰۰ نفر به این بیماری مبتلا بوده اند.

این بیماران افرادی هستند که بدون درکی از درد، گرما و سرما به دنیا می آیند. این اشکال باعث بروز مشکلات جانبی بسیار زیادی می شود.”گبی” در ۵ ماهگی دچار مشکلات بسیار زیادی بود در حالی که درد را احساس نمی کرد یک چشمش را از دست داد. خانواده او کارهای بسیار زیادی را برای بهبود فرزندشان انجام داده اند.
حساسیت به آب
آب را همه دنیا به عنوان مایه حیاط می داند و نبود این مایه حیات می تواند باعث مرگ هر انسانی شود. البته در دنیا هستند افرادی که به آب هم حساسیت دارد.” Michaela Dutton” که تنها ۲۳ سال سن دارد از این مشکل رنج می برد. او که از اهالی انگلستان است نمی تواند لحظه ای به آب نزدیک شود چرا که آب باعث ایجاد سوزش و همچنین دردهای فراوان در بدن او می شود. این درحالی است که او باید تنها از نوشابه استفاده کنند و حتی بدنشان نیز با نوشابه و مقدار خیلی کمی آب می شویند.
خانواده ای که خواب ندارد

بیماری بی خوابی را در علم پزشکی به نام FFI می شناسند و به افرادی گفته می شود که نمی توانند بخوابند و بیشتر اوقات بیدار هستند. این بیماری به صورت ژنتیکی بین افراد تقسیم می شود و تنها ۴۰ خانواده در دنیا به این مشکل مبتلا هستند. این درحالی است که یکی از این افراد به نام “چریل دینگس” می گوید این مشکل باعث شد تا پدربزرگ، مادر و عموهایم بمیرند. این مشکل باعث می شود تا افراد در حالی که بدون خواب هستن دچار حمله های قلبی و دیگر مشکلات شوند.
پسر پروانه
یکی دیگر از بیماری های بسیار نادر که افراد خیلی کمی در سراسر دنیا پروانه ای بودن پوست است. این بیماری که با نام علمی EB شناخته می شود به علت کمبود پروتئین بر روی پوست افراد ایجاد می شود. “جوشا ترموند” یکی از افرادی است که به این بیماری مبتلا است. خواهر او نیز که به این بیماری دچار بود در سال ۲۰۰۹ درگذشت. افرادی که با این بیماری به دنیا می آیند عمری در حدود ۳۰ و یا حداکثر ۴۰ سال دارند. این افراد مجبور هستند در تمام طول زندگی خودشان از داروهای بسیار زیادی استفاده کنند.
۱۹ سال در کما

ریلوایمن جان گرزبسکی در سال ۱۹۸۸ براثر برخورد ۲ ترن به شدت آسیب دید و به کما رفت. گرزبسکی در مصاحبه با تلویزیون لهستان گفت: “زندگی دوباره خود را مدیون همسرم گرترودا هستم که در تمام این مدت از من پرستاری می کرد و زندگی مرا نجات داد.” گرزبسکی هنگام تصادف پدر ۴ فرزند بود و حالا بعد از ۱۹ سال پدربزرگ ۱۱ نوه است. پزشک گرزبسکی گفت امیدی به اینکه او از کما خارج شود نداشتیم و وضعیت وی یکی از موارد نادر است. همسر گرزبسکی گفت:” من تمام این مدت برای زنده ماندن شوهرم دعا می کردم. خیلی خوشحالم که او حالا زنده است.”
به دنیا آوردن مومیایی

یکی از بزرگترین شگفتی های دنیای پزشکی را زنی به نام”ابوتلیبگ رقم زد. او فرزند خودش را بعد از ۵۰ سال به دنیا آورد. داستان از جایی شروع می شود که او برای زایمان در سال ۱۹۵۵ به بیمارستان رفت اما وقتی دید یک مادر در آنجا جان خودش را از دست داد از به دنیا آوردن بچه صرف نظر کرد. او در سن ۷۵ سالگی و پس از گشت نزدیک به یک نیم قرن دردی را در شکم خودش احساس کرد و به بیمارستان رفت و در آنجا بچه خودش را به دنیا آورد. چیزی که پزشکان را بسیار متعجب کرد این بود که او چگونه این مدت را زنده مانده است. بچه او در این مدت به سنگ تبدیل شده بود. تنها ۲۹۰ مورد در تمام تاریخ اینگونه بوده است.
۱۱۸ روز بدون قلب
« دزانا سیمونز » پس از چند ماه انتظار، زمانی که متوجه شد یک قلب برای پیوند جای قلب بزرگ شده اش پیدا شده، بسیار خوشحال شد. اما شادی او مدت زیادی دوام نیافت چراکه مدتی پس از پیوند، قلب جدید او دچار مشکل شد. پزشکان مجبور بودند قلب پیوندی او را خارج کنند در حالی که دیگر قلبی برای پیوند نداشتند. تنها کاری که پزشکان تا زمان پیدا شدن قلب جدید می توانستند انجام دهند این بود که دو بمپ مصنوعی در بدن او کار بگذارند تا عمل خون رسانی را انجام دهند. دزانا ۴ ماه با این پمپ ها زندگی کرد و سرانجام در ۲۹ اکتبر سال گذشته یک قلب جدید به او پیوند زدند و این بار قلب جدید او مثل ساعت کار می کرد
منبع:باشگاه خبرنگاران
مسجد و اهمیت و جایگاه آن در قرآن کریم
مسجد و اهمیت و جایگاه آن در قرآن کریم خبرگزاری شبستان نوشت: خداوند زیبایی و زینت را دوست دارد و گرنه به آن امر نمی فرمود. چنان که اسلام، آیین فطری است و انسان نیز فطرتا از زینت لذت می برد. با زینت به مسجد رفتن، احترامی است به بندگان خدا، به عبادت خدا و همچنین سبب ایجاد جاذبه و ترغیب عملی دیگران به آمدن در آنجاست. |
خبرگزاری شبستان: مسجد نهاد هویت ساز جامعه اسلامی که مظهر پیوند دنیا با دین و عبادت و سیاست و جلوگاه پیوند دنیا با دین و عبادت و سیاست و جلوگاه پیوند امام جامعه دینی و امت اسلامی است. درنگاه رهبر حکیم و عالیقدر انقلاب اسلامی، مسجد، خانه خدا و مردم ، خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، کانون ذکر و معراج معنوی و و عرصه علم و جهاد و تدبیر دنیوی است در سلسله گزارش هایی بناداریم جایگاه مسجد در قران کریم، نگاه معصومین(ع) به مسجد،مسجد سیره معصومین(ع)، مسجد در اندیشه امام خمینی(ره)، مسجد در کلام ولایت، علما، و در اندیشه و سیره شهدا را تقدیم حضورتان کنیم. گزارش اول بررسی جایگاه و اهمیت مسجد در قرآن کریم است.
اهمیت و جایگاه مساجد
"ولولا دفاع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبيع وصلوات ومساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا ولينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز"
"اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نميكرد ديرها و كليساها و معابد يهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده ميشود ويران ميگرديد. خداوند كساني را كه ياري او ميكنند (و از آيينش دفاع مينمايند) ياري ميكند، خداوند قوي و شكست ناپذير است."
نکات تفسیری:
-برای حفظ مراکز دینی، گاهی باید خون داد
- آنچه مهم است، دفاع از حریم مساجد است، خواه با جنگ باشد و خواه با قلم و بیان و با برنامه های دیگر
- مهم ترین برنامه دشمن، نابودی مراکز دینی بیدار کننده است
- نام عبادتگاه مهم نیست، کفار و متجاوزین با یاد خدا و راه او به هر شکل و در هرکجا که باشند مخالفند،
- یاد خدا هدف اصلی و روح اعمال در مراکز دینی است
- مساجدی در مورد ستایش قرآن است که در آنها از خداوند بسیار یاد شود و به حداقل اکتفا نشود.
چگونگی بر خورد با مسجد
یا بنی ادم خذوا زینتکم عندکل مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفواانه لا یحب المسرفین:(ای فرزندان آدم زینت و آراستگی خود را در نزد هرمسجدی اتخاذ کنید، و بخورید
نکات تفسیری
- قران به مال و فرزند« زینت» گفته است بنابراین ممکن است آیه بیانگر این باشد که مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد به همراه داشته باشید تا با مال به حل مشکلات اقتصادی مسلمین بپردازند و یا حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشکلات تربیتی نسل آینده را حل کنید.
- در روایات، امام جماعت عادل، آراستگی ظاهر، عطر زدن، و لباس زییا پوشیدن به هنگام نماز، بلند کردن دستان به هنگام رکوع و سجود در نماز، شرکت در نماز عید و نماز جمعه از جمله مصادیق زینت شمرده شده اند.
امام مجتبی(ع) به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترین لباس خود را می پوشید و می فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من لباس زیبای خود را برای پروردگارم می پوشم و آنگاه این آیه را تلاوت می فرمودند:« ان الله جمیل یحب الجمال فاتجمل لربی».
-خداوند زیبایی و زینت را دوست دارد و گرنه به آن امر نمی فرمود. چنان که اسلام، آیین فطری است و انسان نیز فطرتا از زینت لذت می برد. با زینت به مسجد رفتن، احترامی است به بندگان خدا، به عبادت خدا و همچنین سبب ایجاد جاذبه و ترغیب عملی دیگران به آمدن در آنجاست.
ویژگی متولیان مسجد
«إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن یَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ» (التوبة - آیه 18 ) ؛ مساجد خدا را تنها کسانی آباد می کنند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز برپا می کنند و زکات می دهند و جز از خدا نترسیده اند. امید است آنان از هدایت یافتگان باشند.
نکات تفسیری
1- تولیت و تعمیر مسجد دارای شرایط است:
الف- از جهت اعتقادی، ایمان به مبدا و معاد
ب- ازنظر عملی، برپاداشتن نماز و پرداخت زکات
ج- از جهت روحی، شجاعت و نفوذپذیری
2- وظیفه متولیان مساجد و تعمیر کنندگان آنها رسیدگی به محرومان است
3- ایمان از عمل جدا نیست و مسجد از انقلاب جدا نیست
4- با وجود ایمان، عمل صالح، نماز، زکات، شجاعت بازهم مغرور نشدیم، هنوز خطر انحراف وجود دارد.
برگرفته از کتاب شبستان، مرکز مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد
آفرینش.
آفرینش.
نویسنده :مهری چیانی
یکی بود یکی نبود عصر یکی ازآن روز هایی که همه باهم در سرزمین عدم زندگی می کردیم و ازل بر هستی وعدم می نگریست چشمش به ما افتاد، مدتی از آفرینشمان گذشته بود و ما خفته بودیم به ناز در کتم عدم؛ این چندمین باری بود که این جمله را می شنیدیم “بیدار شو،با من حرف بزن” وما چون کودکی بد خلق که خواب شیرین صبح چنان مدهوشش کرده که حتی نوازش صمیمانه ی صدای گرم مادرش را هم درک نمی کند ،سعی می کردیم صدا نشنویم…ودوباره ودوباره….
کمی به صدا توجه کردیم،چه صدای زیبایی بود،چه پژواک آرامش بخشی داشت .
از آنجایی که سرنشتر عشق بر رگ روحمان زده بودند وما موجوداتی با احساسوعشق آفریده شده بودیم در مقابل شورو اشتیاق او دوام نیاوردیم و حسن او به دست خویش بیدارمان کرد.
چه لحظه ای !!!
مات ومبهوت به نوری که بالای سرمان بود نگاه کردیم ،چقدر مقدس وملکوتی،زیبا وخواستنی ،چه آرامشی پیدا کردیم….نه….این آرامش نبود
قلبمان تند تند می زد،ما عاشق او شدیم …
ما عاشق شدیم چون او عاشقمان بود واراده کرد تا عاشقش باشیم، اصلا به وجود آمدیم چون او خواست که باشیم تا همدمش شویم.
ازهمان آغازین لحظه های شروع خلقت ما نسبت به تمامی موجودات برتری داده شدیم ،با قلبی که سرچشمه ی مهرومحبت بود،عقلی که ظریفترین درایت ها را داشت، روحی که سخاوتمندانه از وجود خالق در ما دمیده شده بود وقدرتی که منشاء به وجود آمدن تمام جهان بود نیرویی که تا قبل از آن فقط شایسته ی ذات مقدس پروردگار بود.
ما از خواب بیدار شدیم اما این یک بیدار شدن عادی نبود ما آگاه شدیم،از اطرافمان،از کسی که دوستمان داشت.
روحمان در قالبی خاکی قرار گرفت وبه زمین فرستاده شد تا با زمین انس گیرد،اما شاید جسممان کنار خاک آرام گرفت اما روح، سرگشته، به دنبال منبع نوری بی پایان ،خیال بالا در سرمی پروراند، بله او با اینکه عاشقمان بود ما را از خود دور کرد .
درست است که از او دور شدیم ،اما خالق کریم به ما اراده داده بود در کنار عشق و عقل و روح…
او ما را با قدرتی بزرگ به زمین فرستاد و ما امانت دار او شدیم ،اراده از او بود ولی به ما هم داد تا عشقمان را به او ثابت کنیم وبرای لقای او،برای کناررفتن حجاب ها ودوباره دیدن آن پرتوهای عالم تاب تلاش کنیم .
همه ی کائنات در مقابل اراده ی انسان تسلم اند زیرا اراده ی ما ذره ای از اراده ی اوست.
و عشق یعنی این!
شب عاشورا به روايت امام سجاد(ع)
شب عاشورا به روايت امام سجاد(ع)
شب عاشورا به روايت امام سجاد(ع)
در روايت شيخ مفيد رحمه الله و سيد بن طاووس رحمه الله آمده:
هنگامي که شب عاشورا نزديک شد، آن حضرت اصحاب کرام خود را جمع فرمود، حضرت سيد الساجدين علي بن الحسين عليهماالسلام مي فرمايد:
من بيمار بودم، لکن خود را به آنان نزديک نمودم، تا بشنوم که آن درمانده ي وادي بلا و سردار اهل ابتلا با اصحاب خود چگونه سلوک مي فرمايد؟!
شنيدم که پدر بزرگوارم افتتاح سخن را به حمد و ثناي الهي و ملک معبود فرمود و طريق شکرگزاري حي ودود پيمود و فرمود:
أما بعد؛ فاني لا أعلم أصحابنا أوفي و لا خيرا من أصحابي، و لا أهل بيت أبر و أوصل من أهل بيتي؛ فجزاکم الله (تعالي عني) خيرا؛
به راستي که من اصحابي را بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمي دانم و اهل بيتي نيکوتر و صله کننده تر از اهل بيت خود نمي دانم، پس خداي متعال شما را (از جانب من) جزاي خير دهد.
آگاه باشيد که يک روز ديگر زياده از عمر ما نمانده. من امشب شما را مرخص کردم و بيعت خود را از گردن شما برداشتم بر شما حرجي نيست، اينک ظلمت شب عالم را فراگرفته، آن را غنيمت دانسته هر يک به طرفي برويد.
و ليأخذ کل رجل منکم بيد رجل من أهل بيتي و تفرقوا في سواد هذا الليل، و ذروني و هؤلاء القوم، فانهم لا يريدون غيري؛
و هر يک از شما دست يکي از اهل بيت مظلوم مرا بگيريد و در اين ظلمت شب برويد و مرا بگذاريد با اين گروه ستمکاري که آنان همه به جهت کشتن من جمع شدند، چرا که آنان غير از مرا نمي خواهند.
شب عاشورا و اعلام وفاداري بني هاشم براي ياري امام حسين
در اين هنگام برادران، فرزندان، برادرزادگانش و اولاد عبدالله بن جعفر - که خواهرزاده ي آن حضرت بودند - زبان معذرت گشودند. جناب عباس عليه السلام به سخن درآمده و ديگران از او متابعت کردند، عرض کردند:
لم نفعل ذلک؟ لنبقي بعدک؟ لا أرانا الله ذلک أبدا؛
دست از ياري تو برداريم که بعد از تو زنده باشيم، خدا هرگز نخواهد که بعد از تو زنده باشيم، زندگي دنيا بي تو به کار نمي آيد.
آن حضرت فرمود:
يا بني عقيل! حسبکم من القتل بمسلم، فاذهبوا أنتم فقد أذنت لکم؛
اي اولاد عقيل! شهادت مسلم براي شما بس است، برگرديد، من شما را اذن مي دهم، برويد.
آنان جواب گفتند - و به روايت ابن بابويه: عبدالله بن مسلم در جواب گفت -:
آيا مردم چه مي گويند که ما بزرگ و آقاي خود و بني عم خود را که بهترين بني اعمام اند، تنها واگذاريم و حتي تيري با ايشان نيندازيم و شمشير و نيزه بکار نبريم و ندانيم چه بر سر ايشان آمد. به خدا! هرگز چنين نکنيم. و لکن جان، مال و عيال خود را فداي تو خواهيم کرد، تا هر چه بر سر تو آيد بر سر ما نيز آيد؛ «فقبح الله العيش بعدک».
و به روايت شيخ مفيد رحمه الله:
از سيدالساجدين عليه السلام مروي است که حضرت امام حسين عليه السلام در آن شب امر فرمود خيمه هاي حرم محترم را نزديک يکديگر زدند، طناب هاي آنها را از يکديگر بيرون برند تا راه تردد مسدود گردد و بر دور آنها خندقي حفر نموده تا از هيزم پر کنند.
و به فرزند مظلومش علي اکبر عليه السلام امر فرمود که با جمعي به سوي فرات رفته مشکي چند آب بياورند.
آن والا مقام با بيست سوار و بيست پياده به سوي فرات رفتند و با نهايت خوف، چند مشکي آب آوردند.
حضرت فرمود: از اين آب بياشاميد که آخرين توشه ي شماست و غسل کنيد و جامه هاي خود را بشوييد که کفن شما خواهد بود. (1) .
آه! آه! چه گويم؟ آن جامه هايي که پوشيده بودند و به جاي کفن هاي خود اختيار فرموده بودند؛ در روز عاشورا با اين که از چوب و ني و شمشير و ناوک تير، پاره پاره شده و به خون و خاک آغشته شده بودند، آنها را نيز از آن شهيدان مضايقه کردند و از بدن پاره پاره ي ايشان کندند و آن ابدان لطيفه و اجساد شريفه را عريان و برهنه بر روي خاک انداختند، تا از شدت حرارت آفتاب پژمرده گرديدند.
بأبي الجسوم العاريات علي الثري
ما سترها الا مثار غبار
پدر و مادرم به فداي آن بدن هاي برهنه اي باد که بر زمين افتاده بودند و براي آنها جز غبار و خاک، ساتري نبود.
بأبي الجسوم الضايعات وحيدة
ما انسها الا وحوش قفار
پدر و مادرم به فداي آن بدن هاي شريفه اي که آنها را ضايع کرده و تنها گذارده بودند و انيسي براي آنان جز وحشيان صحرا نبود.
پاورقي(1) امالي شيخ صدوق: 221 مجلس 30.
منبع:ashoora.ir
مرگبارترین نفرین دنیا این نفرین است!

برنامهای به نام «کارزار چهار آفت» برای از بین بردن پشه، مگس، موش و گنجشک راه افتاد تا چین بهشت برین شود. سه حیوان اول را که مردم همیشه میکشتند و در واقع هدف اصلی کارزار گنجشکها بودند.
نیروی اصلی جبهه گنجشکستیزان بچهها بودند که بام تا شام سنگ قلاب به دست به دنبال گنجشکها راه میافتادند. مردم در تمام طول روز با طبل و قاشق و بشقاب سروصدا ایجاد میکردند تا گنجشکها بترسند و روی زمین ننشینند و در هوا از گرسنگی بمیرند.
در سال ۱۹۵۸ جمعیت گنجشکها به شدت کاهش یافت و سال بعد برداشت برنج در کشور به شدت کم شد. جمعیت ملخها و حشرات دیگر به شدت افزایش یافته بود. مقامات چین در سال ۱۹۶۰ دستور توقف گنجشکستیزی را دادند و ساس را در کارزار چهار آفت جایگزین گنجشک کردند ولی دیگر دیر شده بود. دیگر همه جا پر از ارواح سرگردان گنجشکها شده بود که جان انسانها را میگرفتند.
راز اجابت نشدن دعاى خوبان چیست؟

مردم نیز با یکدیگر همین طور رفتار مى کنند. مثلا اگر کسى خیال کند در ظرفى که زهر است ، پادزهر قرار داده شده و در ظرفى که پادزهر است ، زهر ريخت شده و از پدرش بخواهد مایع درون ظرف را به او داده تا بنوشد و شفا پیدا کند ولى پدرش بداند، آنچه را مى خواهد سم است ، اجابت او این است که از دادن آن به او خوددارى کرده و به او پادزهر بدهد.
رابطه انسان ها با دعا یعنی درخواست از خداوند رابطه ای است که متأثر از معرفت آن ها نسبت به خود و خدایشان است، به هر میزان که معرفت انسان نسبت به خود و خداوند بالا برود، بینش درست تری درباره دعا به دست خواهد آورد از جمله بینش او درباره استجابت دعا اصلاح خواهد شد. آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات بحث دقیق و ظریفی در این باره دارند.
استجابت نشدن دعاى خوبان به این جهت است که خداوند نسبت به بندگان صالحش عنایت کامل دارد و این عنایت باعث مى شود که او را از چیزهایى که باعث ضرر اوست حفظ کند؛ گرچه به خیال خود سعادتش در آن است ؛ مانند قصه حضرت خضر علیه السلام که آن بچه را کشت.
اگر فرض کنیم پدر و مادرش از روى نادانى فکر مى کردند خیر آنها در زندگى و بقاى فرزندشان است و از خدا همین را مى خواستند، ولى خداوند مى دانست که در صورت زنده ماندن فرزند، پدر و مادر، کافر و هلاك مى شوند؛ در این صورت اجابت دعاى آنان فقط در کشتن فرزندشان بود. دعا کننده ، دعا مى کند و مقصود خود را دوست دارد، به خاطر این که فکر مى کند سعادت او در همان چیزى است که مى خواهد و وقتى خداى متعال مى بیند او اشتباه مى کند و خیر او در خلاف آن است ، در این جا اجابت واقعى این است چیزى به او بدهد که خیر واقعى اوست ، نه چیزى که او آن را خیر مى داند ولى باعث هلاکت اوست . و مردم نیز با یکدیگر همین طور رفتار مى کنند.
مثلا اگر کسى خیال کند در ظرفى که زهر است ، پادزهر قرار داده شده و در ظرفى که پادزهر است ، زهر ريخت شده و از پدرش بخواهد مایع درون ظرف را به او داده تا بنوشد و شفا پیدا کند ولى پدرش بداند، آنچه را مى خواهد سم است ، اجابت او این است که از دادن آن به او خوددارى کرده و به او پادزهر بدهد و اگر بداند مایع درون ظرف سم و باعث نابودى اوست و آن را به او بدهد، خواهد گفت: من از پدرم پادزهر خواستم ولى به من زهر داد.
اجابت نشدن خواسته بنده، عین عنایت کامل است
خداوند نیز که از تمام جزئیات و خصوصیات بندگانش مطلع است ، مى داند فلان بنده طورى است که اگر مثلا مالى را که مى خواهد، به او عنایت کند، از رضایت و قرب پروردگار دور مى شود؛ گر چه او نداند و آن را از خدا بخواهد. عنایت کامل خدا در این جا، این است که او را از آن مال محروم کند و آن مال را به فقرى تبدیل کند که از او فرار مى کرد، زیرا فقیر تنها به این جهت مال را مى خواست که خیال مى کرد سعادت او در آن است ؛ مانند کسى که خیال مى کرد محتویات ظرف پادزهر است. خداوند متعال نیز که مى داند بزرگترین سعادت براى او فقر است و بى نیازى باعث بدبختى اوست و او به خاطر نادانى خود آن را مى خواهد، اگر مال را به او عنایت نماید، دعاى او را اجابت ننموده و اجابت حقیقى فقیر نمودن اوست .
زیرا اعطاى مال شکل اجابت داشته ، ولى خالى از روح اجابت ا ست ولى عدم اعطاى مال بر عکس است . آنچه گفتیم بر گرفته از روایات بود؛ حتى در بعضى از روایات داریم : "خداوند به خاطر عنایتى که به بندگان مؤمنش دارد، اى بسا آنان را به گناهان کوچک مبتلا مى کند تا به عُجبى که بدتر از گناه و مایه نابودى اوست ، گرفتار نشود."
به هر صورت خداوند در رابطه با مؤمنین جز خیر انجام نمى دهد، گرچه اعمال او با توجه به ویژگی ها و حالات فردى و با توجه به حکمت الهى ، متفاوت باشد و هر خیرى که مخالف با حکمت و عدل خدا نبوده و با ویژگیهاى مؤمن سازگار باشد، خداوند متعال با عنایت خود آن را به مؤمن عطا مى فرماید گرچه مؤ من آن را نخواسته باشد.
پاسخ به شبهه ای درباره دعا
در اینجا این سؤال پیش مى آید که اگر عطایاى خداوند این گونه است ، پس دعا چه فایده اى دارد؟ و معناى اجابت چیست ؟ باید گفت : فایده دعا اصلاح حکم و حکمت الهى است، زیرا گاهى حالات و اعمال بنده به گونه اى است که حکمت الهى اقتضا مى کند او را از خیر خاص محروم نماید، ولى وقتى دعا با آن اعمال و حالات همراه شود، حکمت الهى اقتضا مى کند او را از آن خیر محروم ننماید. از طرف دیگر، دعا فواید زیاد دیگرى غیر از اجابت دارد.
امید بنده ای که به غیر من امیدوار شود حتما قطع مى کنم
امیدوارى به خدا و قطع امید از دیگران از عوامل دیگری است که راه را برای بیداری قلب باز می کند. خداوند مى فرماید: "و با امید و آرزو و ترس او را بخوانید." و در "کافى"و سایر کتابهاى معتبر نیز امام صادق علیه السلام و او از پدرانش علیهم السلام و آنها از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم روایت کرده اند که خداوند متعال به یکى از پیامبرانش وحى کرد: "قسم به عزت و جلال و مجد و ارتفاع من بر عرشم ، بلاشک امید هر کسى را که به غیر من امیدوار شود حتما قطع مى کنم و بدون تردید و حتما لباس خوارى در میان مردم به او مى پوشانم و یقینا و به طور قطع او را از قرب خود کنار مى زنم ؛ و بى تردید و بلاشک او را از پیوستن به خودم دور مى کنم.
در حالى که سختیها در دست من است امید او در سختیها به دیگران و به دیگران امیدوار است و درِ دیگران را مى کوبد در حالى که کلید درها در دست من بوده و درها هم بسته است، و در من براى کسى که مرا بخواند باز است. کیست که در حوادث ناگوار به من امید بسته و من امید او را براى بر طرف شدن ناگواریش قطع کرده باشم ! کیست که براى کار مورد علاقه اش به من امیدوار شده و من امید او را از خود قطع نموده باشم ! تمام آرزوهاى بندگان نزد من محفوظ است، ولى آنها به حفظ من راضى نشدند، آسمانهاى خود را پر از کسانى نمودم که از تسبیح من خسته نمى شوند و به آنان دستور دادم درها را بین من و بندگانم نبندید ولى بندگانم به سخن من اعتماد نکردند.
آیا نمى داند اگر حادثه اى از حوادث ناگوار من به او برسد کسى جز من نمى تواند آن را برطرف کند ! آیا من که قبل از در خواست عطا مى کنم ، فکر مى کند اگر از من درخواست شود خواسته او را نمى دهم ! آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل مى داند! آیا جود و کرم ، مال من نیست ! آیا عفو و رحمت به دست من نیست ! آیا محل آرزوها نیستم ! چه کسى غیر من آرزوها را قطع مى کند! آیا امیدواران نمى ترسند که به غیر من امیدوار مى شوند! اگر اهل آسمانها و زمینهایم همگى آرزو کنند و به هر کدام از آنان به اندازه تمام آنچه همگى آرزو کرده اند، بدهم به اندازه جز ذره اى از داراییم کم نمى شود. و چگونه مالى که من سرپرست اویم کم مى شود! چه بیچاره اند کسانى که از رحمتم مأیوس هستند، چه بدبختند کسانى که از دستوراتم سرپیچى کرده و من را در نظر ندارند."
با یقین به اجابت دعا کنید
در حدیث قدسى آمده است : "من نزد گمان بنده مؤمنم هستم، پس نباید جز خیر به من گمان داشته باشد." رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: "در حالى به درگاه خداوند دعا کنید که یقین به اجابت او دارید."
از امام صادق روایت شده که فرمودند: "وقتى که دعا کردى گمان کن که حاجت تو دم در است." و در روایت دیگرى چنین آمده است: "دلت را متوجه کن و گمان کن حاجت تو دم در است."
نیز روایت شده است: "فرعون در حال غرق شدن از موسى کمک خواست ولى موسی او را یارى نکرد، خداوند به موسى وحى کرد علت این که فرعون را یارى نکردى ، این بود که تو او را نیافریده اى و اگر از من یارى مى خواست یاری اش مى نمودم" داستان قارون و سرزنش خداوند، حضرت موسى را، به خاطر یارى نکردن او نیز معروف است.
مرگبارترین نفرین دنیا این نفرین است!

برنامهای به نام «کارزار چهار آفت» برای از بین بردن پشه، مگس، موش و گنجشک راه افتاد تا چین بهشت برین شود. سه حیوان اول را که مردم همیشه میکشتند و در واقع هدف اصلی کارزار گنجشکها بودند.
نیروی اصلی جبهه گنجشکستیزان بچهها بودند که بام تا شام سنگ قلاب به دست به دنبال گنجشکها راه میافتادند. مردم در تمام طول روز با طبل و قاشق و بشقاب سروصدا ایجاد میکردند تا گنجشکها بترسند و روی زمین ننشینند و در هوا از گرسنگی بمیرند.
در سال ۱۹۵۸ جمعیت گنجشکها به شدت کاهش یافت و سال بعد برداشت برنج در کشور به شدت کم شد. جمعیت ملخها و حشرات دیگر به شدت افزایش یافته بود. مقامات چین در سال ۱۹۶۰ دستور توقف گنجشکستیزی را دادند و ساس را در کارزار چهار آفت جایگزین گنجشک کردند ولی دیگر دیر شده بود. دیگر همه جا پر از ارواح سرگردان گنجشکها شده بود که جان انسانها را میگرفتند.
رفتارهای ناخودآگاهانه با همسر
رفتارهای ناخودآگاهانه با همسر
تا به حال شده با خود فکر کنید که شاید بعضی رفتارهای زنانه شما بهشدت شوهر یا نامزدتان را آزرده خاطر کند و حتی موجب دور شدن او از شما شود؟ درباره این رفتارها، مردها بیشتر میتوانند حرف بزنند؛ به همین دلیل سراغ مردان رفتیم و از آنها پرسیدیم بیشتر از همه کدام رفتارهای همسرشان برایشان غیر قابل تحمل است.
رفتارهایی که شوهرتان را آزار می دهد تمام وقت آزاد او برای شما نیست این کاملا درست است که یک زن دوست دارد تا حد ممکن به همسر و عشق زندگی اش نزدیک شود و نگذارد او هیچ وقت احساس تنهایی کند؛ مردها تا اینجا هیچ مشکلی ندارند اما گله آنها از آنجا آغاز می شود که می گویند: ما هم دوست داریم که همسرمان همیشه و در همه لحظات خوب و بد زندگی همراه مان باشد اما خانم ها فکر می کنند تمام وقت آزاد مردشان تنها باید به آنها اختصاص داشته باشد نه هیچ چیز دیگر.
این دقیقا جایی است که می تواند برای ما آزاردهنده باشد.مرد می تواند عاشق همسرش باشد ولی دوست دارد گاهی زمانی را به خودش اختصاص دهد و به دنبال کارها و تفریحاتی برود که به تنهایی از آنها لذت می برد.
نباید تصور کرد این کار یک دیوار دفاعی است؛ مردی که برای خودش نه علاقه ای داشته باشد، نه یک فعالیت مثلا ورزشی یا… دیگر چه چیز از او باقی می ماند.
سعی کنید در مورد چیزهایی که چندان مهم نیستند احساسات کمتری به خرج دهیدوقتی هم زن و هم شوهر علایق شان را بشناسند و برای خودشان به تنهایی وقت بگذارند، در وقت های با هم بودن زمینه های بیشتری برای صحبت کردن و تحسین یکدیگر خواهند داشت.
همه آدم ها به زمانی نیاز دارند که تنها بوده و فرصت نفس کشیدن داشته باشند.شکستن ناخن دلیل خوبی برای گریه نیست مردها به راحتی با ابراز احساسات شدید زن ها معذب و آزرده خاطر می شوند. شکستن ناخن یا پاشنه کفش یا خرد شدن شیشه عطر یا…
هیچ کدام دلیل نمی شود که بخواهید مقابل همسرتان شروع به گریه کنید.ابراز احساسات زیاد برای موضوعات کوچک شاید برای زنان امری عادی باشد اما مردها بیشتر آن را یک نمایش بیش از اندازه می دانند؛ سعی کنید در مورد چیزهایی که چندان مهم نیستند احساسات کمتری به خرج دهید؛ شاید لازم باشد وقتی اتفاق می افتد چند لحظه فکر کنید و ببینید آیا فردا یا هفته آینده هم به خاطراین موضوع ناراحت خواهید بود؛ اگر جواب شما نه است پس این موضوع ارزش فکرکردن و احساساتی شدن بیش از اندازه را ندارد. وقتی مدام به او زنگ می زنیدمردانی هستند که می گویند
از اینکه همسرشان هر ۱۰ دقیقه یک بار تلفن می زند و مدام پیامک های بی معنی می فرستد کلافه شده اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می زند و مکان آنها را چک می کند اذیت می شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می کنند.
مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می شوند و حتی گاهی با روش های متفاوت سعی می کنند از جواب دادن طفره بروند.قبل از اینکه بخواهید.
برای چندمین بار در طول روز به همسرتان زنگ بزنید کمی فکر کنید که آیا کار شما آنقدر مهم هست که بخواهید سر کار با او صحبت کنید و وقتش را بگیرید و ذهنش را از مسائل کاری منحرف کنید. مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند.
ممکن است در ابتدا درباره تماس ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می شوند و حتی گاهی با روش های متفاوت سعی می کنند از جواب دادن طفره بروند.یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می کند.
به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته باشد و دلش برای تان تنگ شود.برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف زدن در مورد چیزهای بی معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی شناسد جیغ ممنوع!
با خنده و صدای بلند حرف زدن و مدام با نفس بریده بریده (براثرخنده ) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت های آزاردهنده تمام می شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می گویند: فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا تحمل می کند؟
برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف زدن در مورد چیزهای بی معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی شناسد.
شما جاسوس نیستیدیکی از اتفاقات بدی که می تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جست وجو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ای میل ها و شبکه های اجتماعی گردش می کند.
چه کسی به شما این اجازه را داده که می توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی کنید این یک رفتار کاملا غیراخلاقی است. در مقابل جمع از او بد نگوییدمردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان. اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می کنید که رفتارهایش را نمی پسندید. یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود. اگر بیش از حد آرایش می کنیدبیشتر مردها دوست ندارند که همسرشان ناخن های بسیار بلند داشته باشد یا موهای مصنوعی و اکستنشن بگذارد یا بیش از اندازه آرایش کند. آنها چهره طبیعی زنانه شما را بیش از هر چیزی دوست دارند.
یک چهره طبیعی بیشتر از هرچیزی برای مرد جذابیت دارد و چیزهای بیشتری را به او می گوید. شاید بگویید همه مردان به یک زن عمل کرده و آرایش کرده بیشتر توجه می کنند اما باور کنید آنها چهره زنانه شما را بیشتر دوست دارند در غیر این صورت با شما ازدواج نمی کردند.
الان به چه فکر می کنی؟الان به چه فکر می کنی؟ این جمله ای است که خیلی از خانم ها از شوهران شان می پرسند؛ اما واقعا چرا مهم است که او در فلان لحظه خاص چه فکری در ذهن دارد و به چه می اندیشد، اگر کمی واقع بینانه نگاه کنید متوجه می شوید که این سۆال چقدر می تواند برای شخص مقابل آزاردهنده باشد و او را از دنیای آرام خودش بیرون می کشد.
منبع مقاله : ایران مطلب
شب است و تنهائی
شب است و تاریکی و تنهایی . و من به تو می اندیشم و نبودنت که مرا از من جدا کرده . پنجره را می گشایم و چشم در چشم ماه ترا طلب می کنم : شمع وجودم نذر آمدنت ...بیا...
شمع می سوزد و گل در هرم شعله اش عطر گلاب می پراکند و حالا روح من پروانه می شود در سوسو زدن آخرین شعله های شمع ... بالهای روحم می سوزد در پروانگی هایش ... شمع و گل و پروانه ... اما باز هم تو نیستی و اینجا چیزی کم است ...
باز چشم می دوزم بر ماه و می نالم: همه رنگهای زیبای پروانه ها فدای آمدنت ... بیا ...
نقره پاش مهتاب و نسیم خنک و صدای نوازش سرانگشتان باد در برگ برگ سپیدارها .........., شب و سکوت و نسیم خنک یاد تو . بلبل وجودم غزلخوانی می کند در فراق روی تو ! اینهمه زیبایی چیزی کم دارد ... تو را ! غزلخوانی بلبل هم آن شور و حال یاد تو را می خواهد... اصلا همه غزلهای دنیا قافیه و ردیفشان را گم کرده اند بی تو ...
غزل بی تو , سرهم کردن بی معنای واژه هاست... ردیف همه غزل های عاشقانه ام ... بیا ...
من تمام حس شاعرانه ام را گم کرده ام در بی تویی .... بیا ...
شمع که بشوم و ذره ذره بسوزم به یاد تو ...
پروانه که باشم و خاکستر بالهایم رها شود در نسیم یاد تو ...
بلبل روحم که غزل بخواند در فراق تو ...
اصلا تو که نباشی , این حجم تنهایی, تلخی لحظه های من است و آوار اینهمه دلتنگی , سنگینی اینهمه بغض... ثانیه های زندگی چه بی رنگند بی تو .... بیا ...
تو که نیستی من , من نیستم ! کتابم را , نوایم را , دعایم را , ربنایم را , همه حس های قشنگ زندگی ام را گم کرده ام بی تو!
من , من را گم کرده ام بی تو ...
بیا و به قلب من باز گرد و مرا رها کن از این خستگی مدام ... بیا و رهایم کن از این منِ بی تو....از این منِ بی معنا...
بیا و مرا به تو باز رسان .... مرا به من باز گردان ... بیا و پناه همه خستگی هایم شو ... بیا و آرام لحظه های بی قراری ام باش ... بیا ... بیا و شور و حال زندگی را به من باز رسان ...
ای همه ی حس و حال بودنِ من , بیا و حال مرا با خود به من برگردان ...
بیا که دلتنگم ... کجایی ماه نقره پاش شبهای تنهایی ام ... بیا .
شمع و پروانه
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟
بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من بدر میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو میدویدش به رخسار زرد
که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استادهام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت
همه شب در این گفت و گو بود شمع
به دیدار او وقت اصحاب، جمع
نرفته ز شب همچنان بهرهای
که ناگه بکشتش پری چهرهای
همی گفت و میرفت دودش به سر
همین بود پایان عشق، ای پسر
ره این است اگر خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن
مکن گریه بر گور مقتول دوست
قل الحمدلله که مقبول اوست
اگر عاشقی سر مشوی از مرض
چو سعدی فرو شوی دست از غرض
فدائی ندارد ز مقصود چنگ
وگر بر سرش تیر بارند و سنگ
به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر میروی تن به طوفان سپار
میدان اخلاص
میدان بیست و پنجم از صد میدان خواجه عبدالله انصاری
«قُلِ اللهُ اَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِینِی».
اخلاص ویژه کردن است، و آن سه قِسم است:
اخلاص شهادت، و آن در اسلام است.
اخلاص خدمت، و آن در ایمان است.
و اخلاص معرفت و آن در حقیقت است.
اخلاص شهادت را سه گواه است:
کوشیدن بر امر وی،
و آزرم از نهی وی،
و آرمیدن بر ضمان وی:«اَلَا لِلّهِ الدّینُ الخَالِصُ».
و اخلاص خدمت را سه گواه است:
نادیدنِ خلق در پرستیدن حقّ،
و رعایتِ سنّت در کار حقّ،
و یافتِ حلاوت بر خدمت حقّ. «وَ مَا اُمِرُوا اِلَّا لِیَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ».
و اخلاص معرفت را سه گواه است:
بیمی از گناه بازدارنده،
و امیدی بر طاعت دارنده،
و مِهری حکم را گوارنده. «اِنَّا اَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ».
تاریخچه و اهمیت روزه
تاریخچه روزه :
تاریخ روزه، برای نخستینبار در اسلام به سال ۶ هجری قمری بر میگردد، زمانی که پیامبراکرم (ص) پس از صلح حدیبیه، راهی مدینه شدند، ایشان در مدینه اعمال ماه رمضان و سپس شوال را بجا آوردند .
اسلام جایگاه خاصی برای روزه قائل است، تا آنجا که در حدیثی از پیامبر (ص) یکی از ستونهای محکمی که اسلام برآن استوار گردیده را، روزهداری در ماه رمضان میشمردند.
طبق آیه فوق روزه گرفتن تنها متعلق به دین اسلام نیست، بلکه روزه در همه ادیان پیشین وجود داشته است، روزه عنایت خاصی است که خداوند به روزه دار دارد و آن را به افراد برگزیده خود سفارش میکند.
روزه از عبادتهایی است که در تمام ملل وجود داشته و به اسلام اختصاص ندارد.
صائبیها: برای احترام به کره ماه، سی روز روزه میگیرند.
مانویها: با وضع خاص مانند صائبیها روزه دارند.
برهمائیها: در هند روزهای معینی از فصول را روزه دارند.
بودائیها: آنها هم ایام مخصوصی را روزه می گیرند.
اهل کتاب (یهودو نصاری):روزههای واجب و مستحب خود را که به ۲۵ روز میرسد روزه میدارند.
قرآن کریم هم از روزه آنها در آیه ۱۸۳ سوره بقره خبر می دهد تا اثبات کند که روزه از ضروریات همه ادیان شناخته شده ومنکر آن مرتد خواهد شد.
اهمیت روزه
اهمیت روزه بدین لحاظ است، که در آیه فوق بدان اشاره شده، و آن رسیدن انسان به مقام پرهیزگاران و اصل تقوی می باشد. تقوی میزان سنجش نوع تولد و انتقال ما به جهان ابدی است، هر کس تقوای بیشتری داشته باشد، با سلامتی بیشتری به ابدیت منتقل خواهد شد. میزان و ترازوی سنجش اعمال و قبولی آنها طبق فرموده خداوند متعال در قران کریم، تقوی است.
امام علی (علیه السلام) میفرماید: «خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص مردم را بیازماید.” و در خطبه حضرت زهرا (س) آمده است: «خداوند روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد.”
در حقیقت شرط رسیدن به تقوا، اخلاص است. بنابراین اگر فردی توانست در عبادت ماه مبارک رمضان اخلاص داشته باشد، مهمان واقعی حق تعالی شده است و به مقام قرب الهی نایل گردیده است.
انسان با روزه داری به جنگ خواهش های خویش میرود
انسان با روزه داری که، امساک در خوردن و آشامیدن و خودداری از برخی چیزهای دیگر است در واقع با خواهش های خویش می جنگد و در برابر غرایز خود مقاومت می کند، تمرین این عمل، اراده و تصمیم را در انسان نیرومند می سازد و جان را از قید حکومت و سلطه هوس ها و خواهش ها می رهاند. پیشوایان اسلام فرموده اند: «افضل الناس من جاهد هواه و اقوی الناس من غلب هواه؛ بهترین مردم کسی است که با هوای نفس مبارزه کند و نیرومندترین آنان کسی است که بر آن پیروز شود.» پس روزه دارن بهترین مردمند چرا که با خواسته های نفسانی مبارزه می کنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه ی خویش بتوانند بر نفس خود مسلط شوند، از نیرومندترین مردم نیز خواهند بود.
روزه، فریضه ای است که مسلمانان را از غرقه شدن در مادی گرایی و حرص و آز برای لذت های مادی و مسابقه برای مصرف و تن پروری می رهاند و به او می آموزد که به فکر دیگران باشد و بر خواهش های جسمانی خویش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نیاز قناعت ورزد و از اسراف و تبذیر بپرهیزد. روزه به مسلمانان می آموزد که با کم هم می توان زیست و حرص و طمع فقط غرق شدن در مادیات و انحراف از معنویات است و برای زیستن لازم نیست که با همه وجود به تن و لذت های آن پرداخت.
فلسفه روزه از منظر امام صادق(ع)
هنگامی که «هشام بن حکم» از امام صادق (ع) فلسفه روزه را می پرسد، حضرت می فرماید:
«به راستی خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین تهیدستان و ثروتمندان برابری ایجاد کند و ثروتمندان هرگز درد گرسنگی و فقر را احساس نکرده اند و هرگاه (خوردنی و آشامیدنی) را اراده نموده اند برایشان میسر بوده است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نمود» تا بین بندگانش از فقیر و غنی، مساوات و برابری به وجود آورد (هر دو گروه رنج گرسنگی و تشنگی را بکشند) سرمایه داران مسلمان گرسنگی و درد فقیران را لمس نمایند تا بر آنان شفقت ورزند و ترحم کنند.»
مهم ترین اثر روزه بعد تربیتی آن است. روزه روح آدمی را لطیف و اراده انسان را «قوی» و غرائز او را «تعدیل» می کند.
از مرتاضان، که از خودداریهای مخصوص به تطهیر روح میپردازند، گرفته تا صوفیان، که چله نشینند و امساک از اصول آنها است، و عارفان که میگویند: «اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی.» همگی نقش محوری روزه در خودسازی و تهذیب نفس را باور دارند؛ زیرا روزه، تمرین مقاومت و آمادگی روحی در خودسازی اخلاق و تهذیب نفس بر دو پایه استوار است:
الف) تخلیه؛ یعین پاکسازی و تصفیه ی روح از عادات ناپسند و آلودگی های مادی که مقدمه ی آن شناخت صفات پسندیده و ناپسند است.
ب) تحلیه؛ یعنی آراستن نفس به صفات پسندیده و مطلوب انسانی، مانند تقوا که از حکمت های روزه است « لعلکم تتقون.»
روزه بستر مناسبی برای ایجاد تقوا فراهم می سازد. افرادی که سالیانه، یک دوره یک ماهه ای را برای مبارزه با خواسته های درونی می گذرانند، از آمادگی رزمی و دفاعی بیشتری برخوردارند. پیامبر اکرم (ص) شکم چرانی و شهوت جنسی را از جمله سه امری برشمرد که پس از خویش، برای امتش نسبت به آنها بیمناک بود.
و نیز از کلام گوهر بار آن حضرت است که فرمود: «نخستین چیزهایی که موجب گرفتاری انسان در آتش جهنم است، دهان (ابزار گناهان فراوان)، و فرج (ابزار شهوت جنسی) است.»
روزه دار باید در حال روزه با وجود گرسنگی و تشنگی از غذا و آب، از بعضی لذات هم چشم بپوشد و عملاً ثابت کند که همچون حیوان، در بند اصطبل و علف نیست. او می تواند کنترل امور نفس سرکش را به دست بگیرد و با تمرین های پیگیر و خستگی ناپذیر از وسوسه های دشوار شکم و شهوت بگذرد و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد.
فواید بهداشتی روزه از منظر متخصصان غربی
روزه، افزون بر فوائد تربیتی و اجتماعی فوائد بهداشتی نیز دارد. روزه تمام دستگاه های بدن را از خستگی مدام رها می سازد، عمر را طولانی می کند، به جسم نشاط تازه ای می بخشد و آدمی را از کسالت و سستی در می آورد، از بیماری و دردها آزاد می سازد و چاقی زیاد را از بین می برد.
روزه سبب میشود که ذخایر مخصوص گلیکوژن یا چربی بدن از نقاط مختلف برداشته شوند و به مصرف سوخت و ساز داخلی برسند و مسلم است که بدن در حال روزه ابتدا چربی های زیر جلدی را به مصرف رسانده و به تدریج نوبت به چربی های احشا می رسد.
دکتر «الکسیس کارل» در کتاب «انسان، موجود ناشناخته» مینویسد: «با روزه داری، قند خون در کبد می ریزد و چربی هایی که در زیر پوست ذخیره شده اند و پروتئین های عضلات و غدد و سلول های کبدی آزاد می شوند و به مصرف تغذیه می رسند.»
وی میگوید: «لزوم روزه داری در تمام ادیان تأکید شده است. در روزه، ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعفی احساس میشود، ولی در عین حال، کیفیات پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند، به فعالیت میافتند و بالاخره تمام اعضا، مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب، قربانی می کنند و به این ترتیب روزه تمام بافت های بدنی را می شوید (خانه تکانی میکند) و آنها را تازه میکند.»
دکتر «ژان فرموزان» روش معالجه با روزه را، به شست و شوی اعضای بدن تعبیر میکند، که در آغاز روزه داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد است، دهان بدبو است و گاه آب از بینی راه می افتد، که همه اینها علامت شروع شست و شوی کامل بدن است. پس از سه چهار روز بو برطرف میشود، اسید اوریک ادرار کاهش مییابد و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده ای می کند. در این حال اعضا هم استراحتی کافی دارند.
دکتر «تومانیاس» درباره فوائد بهداشتی روزه داری مینویسد: «فایده بزرگ کم خوردن و پرهیز نمودن از غذاها در مدت کوتاه، آن است که چون معده و طول مدت یازده ماه مرتب پر از غذا بوده، در مدت یک ماه روزه داری مواد غذایی خود را دفع می کند و همین طور کبد که برای هضم غذا مجبور است دائماً صفرای خود را مصرف کند، در مدت سی روز ترشحات صفراوی را صرف حل کردن باقیمانده غذای جمع شده خواهد کرد.
دستگاه هاضمه در نتیجه کم خوردن غذا، اندکی فراغت حاصل نموده و رفع خستگی میکند. روزه، یعنی کم خوردن و کم آشامیدن در مدت معینی از سال و این بهترین راه معالجه و حفظ تندرستی است، که طب قدیم و جدید را از این جهت متوجه خود ساخته است. به ویژه امراضی که بر دستگاه هاضمه، بخصوص کلیه و کبد عارض میشود و توسط دارو نمیتواند آنها را درمان کرد، روزه به خوبی معالجه میکند. چنانچه بهترین دارو برای برطرف ساختن سوء هاضمه نیز روزه گرفتن است. بیماری مخصوص کبد نیز که موجب یرقان می گردد، بهترین طریق درمانش همانا روزه گرفتن است؛ زیرا ایجاد این امراض اغلب اوقات به واسطه خستگی کبد است که در هنگام زیادی عمل و فعالیت نمیتواند صفرا را از خود بگیرد.»
دکتر «گوئل پا» فرانسوی میگوید: «چهار پنجم بیماریها از تخمیر غذا در روده ها ناشی می شود که همه با روزه اصلاح می گردد.»
دکتر «آلکسی سوفورین» مینویسد: «جسم به هنگام روزه به جای غذا از مواد باقیمانده در بدن استفاده کرده و آنها را مصرف میکند و بدین وسیله مواد کثیف و عفونی ای که در جسم است و ریشه و خمیره بیماری ها از آنهاست، از بین میرود، روزه سبب بهبودی همه بیماریها است. بنابراین، شایسته است که جسم خود را به وسیله روزه، نظیف و پاکیزه کنید.»
منبع مطلب : افکار نیوز


بنام خداوند بخشنده مهربان