کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابو سعید ابی الخیر
نویسنده : محمد ابن منور
از متون مهم عرفانی قرن ششم ق به زبان فارسی،كه نام كامل آن، به تصریح خود مؤلف، "اسرار التوحید فی مَقاماتِ الشیخ ابی سعید"است. "محمد بن المنوربن ابی سعیدبن ابی طاهربن ابی سعید"، از نوادگان ابوسعید ابوالخیر ( 375 – 440 ق )، است و سلسله نسب او، با سه واسطه، به ابو سعید ابوالخیر می پیوندد. "محمدبن منور" این كتاب را در میان « مقامات » جد خویش پرداخته است ،اما در آن از احوال خود گزارشی نمی دهد . تنها از چند موضوع معدود كتاب می توان دریافت كه او نزد امیران عصر خویش مشهور و محترم بوده و حتی، در زمان رهایی "سلطان سنجر" از دست "غُزها" ( 551 ق )، به عنوان یكی از رجال دشت خاوران، به نمایندگی از بازرگان شیخ ابوسعید، موفق به دیدار سلطان سنجر "در خلوت" شده است. از سال تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست، اما از مقایسه زمان زیستن جد او، ابو سعید ( 454 – 507 ق )، می توان تولد او را بعد از سال (500ق) دانست؛ از آخرین تجدید نظرهای او در این كتاب می توان دریافت كه او تا سال (590 ق) زنده بوده است. از نحوه ی سلوك عارفانه و نام مشایخ او نیز اشاره ای در كتاب دیده نمی شود، اما از مطالب آن چنین برمی آید كه وی آشنایی كاملی با حالات و سخنان مشایخ تصوف داشته است. با این كه محمدبن منور در اوایل عمر خویش در "میهنه" ( ناحیه دردشت خاوران میان سرخس و ابیورد ،زادگاه شیخ ابوسعید ) می زیسته است، اما ظاهراً پس از حمله غُزها از "میهنه" مهاجرت كرده و به هرات رفته و مزارش نیز در همان جاست. اشارات خود او نیز حاكی است كه كتاب اسرارالتوحید، یا دست کم بخشی از آن، را در خارج از "میهنه" و ، به اقرب احتمال، در "هرات" نوشته و در آرزوی بازگشت به زادگاه خود بوده است.
از سال نگارش اسرارالتّوحید در متن كتاب اشاره ی صریحی دیده نمی شود؛ امّا از آنجا كه مؤلّف كتاب خود را به "ابوالفتح محمّد بن سام غوری" (فرمانروای منطقة جبال و غور در سال های 557 تا 559 ق ) تقدیم كرده است و نیز ، براساس اشارات مؤلّف به سال های خرابی مزار شهید ابوسعید، سال تألیف آن را (574 ق) و در دهه ی هفتم عمر مؤلّف دانسته اند. می توان استنباط كرد كه او حدّاقل تا سال (590 ق) مشغول تجدید نظر در كتاب خود بوده است.
موضوع كتاب اسرارالتّوحید ذكر "مقامات و احوال و آثار" در واقع زندگی نامه ی معنوی شیخ ابوسعید ابی الخیر است كه مؤلّف آن را در سه باب تنظیم كرده است: باب اول، در ابتدای حالت شیخ، تعلّم، ریاضت و مجاهدت او همچنین ذكر پیران و مشایخ او ؛ باب دوم، در سه فصل، شامل حكایات منقول از كرامات شیخ، حكایات و سخنان مشایخ و نكته های پراكنده و برخی ابیات و عبارات كه بر زبان شیخ رفته است، به انضمام چند نامه از شیخ؛ باب سوم، در سه فصل، شامل وصیت های شیخ به هنگام وفات، كیفیت وفات او و ذكر كراماتی كه بعد از وفات وی ظاهر شده است.
منابع كتاب. انگیزه ای كه مؤلّف برای نگارش كتاب اسرارالتوحید ذكر می كند حفظ آثار و روایات احوال شیخ ابوسعید است تا از خط فراموشی در امان بماند و چراغ راهی باشد برای سالكان طریقت. از این رو ، مؤلّف می كوشد تا حكایت های مربوط به شیخ ابوسعید را از طریق بازماندگان خاندان او یا كسانی كه در محضر او بوده اند به دست آورد. با اینكه ابوسعید ابوالخیر مریدان خود را از حكایت نویسی منع می كرده است، امّا مریدان او، بر اساس سنّتی دیرینه، همه ی گفته های پیر خود را به عنوان "مجلس" یادداشت می كردند یا آن ها را بی كم و كاست به حافظه می سپردند. یكی از این مریدان پسر عموی محمّدبن منوّر و نواده ی ابوسعید، "جمال الدّین ابو رَوح لطیف الله بن ابی سعید" ( 490 – 541 ق )، مؤلّف كتاب حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، است كه بخشی از مطالب كتاب او، گاه با تصرّف و گاه عیناًٍ در اسرارالتّوحید نقل شده است. همچنین این احتمال وجود دارد كه محمدبن منور روایات مربوط به ابوسعید را در كتاب "روح الارواح"، تألیف "شهاب الدّین ابوالقاسم سمعانی" ( 487 – 534 ق )، دیده بوده و به آن نظر گونه ای داشته است. مؤلف علاوه بر منابع مكتوب، روایات شفاهی اصحاب خانقاه را نیز، با ذكر نام و نشان اوّلین راویِ سلسلة راویان، نقل می كند.
شیوه كار . شیوه ی كلّی مؤلّف، در نقل حكایات مربوط به جدّ اعلای خود، متّكی ساختن حكایات بر نام اوّلین راوی و حذف نام بقیّه ی راویان و رعایت احتیاط در صحّت و سقم حكایت ها و حذف حكایت های مشكوك است، این همان روشی است كه بعد از او "عطّا نیشابوری" ( 538 – 627 ق ) نیز در تذكره الاولیاء به كار می بندد. از این رو، برخی از حكایت های منقول در كتاب حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر و نیز روح الارواح در باب ابوسعید در اسرارالتّوحید دیده نمی شود. این احتیاط و دقّت مؤلّف در تشخیص روایات صحیح و مشكوك، كه یادآور شیوه ی كار راویان حدیث است در توصیف های ستایش آمیزی كه از ابوسعید ابوالخیر دارد تا اندازه ای خدشه دار می شود، زیرا در این توصیف ها بیان او با نوعی مبالغه و ستایش تعصب آمیز همراه است كه نشانه ی شیفتگی مؤلّف به جدّ اعلای خویش است.
سبك نگارش . با این كه اسرارالتّوحید در زمان طلوع نثر فنّی، یعنی در نیمه ی دوم قرن ششم ق، نوشته شده است، امّا از عبارات مسجّع و متكلف آمیخته به صنایع لفظی بر كنار مانده است؛ زیرا مؤلف، بیش از آن كه تحت تأثیر سبك دوره ی خود باشد، متأثر از كتاب های نثر صوفیان است كه همگی در عرضه ی مفاهیم تصوّف، سعی در حفظ سبكی ساده و استوار و زیبا داشته اند. از این رو، می توان آن را در كنار نثر مرسل رایج در قرون چهارم و پنجم ق جای داد. اتّخاذ این شیوه ی نثر در تألّیفات صوفیّه به سبب آن است كه آنها سخنان بزرگان خود را، مانند اخبار و احادیث بزرگان دین، كلمه به كلمه و حرف به حرف نقل می كرده اند و مشابهتی كه میان عبارات نقل شده از ابوسعید ابوالخیر در كتاب اسرارالتوحید و دیگر كتاب های قبل و بعد از آن دیده می شود این نكته را تأیید می كند كه در این كتاب، كه حدود صد سال از زمانه ی زندگی ابوسعید فاصله دارد، نه تنها سخنان ابوسعید، بلكه پیران ابوسعید كه بر زبان او جاری شده است، بدون كاهش یا افزایش كلمه یا عبارتی دقیقاً نقل شده است؛ از این رو، در بسیاری از این منقولات آثار نثر قرون چهارم و پنجم ق را می توان دید. امّا از آنجا كه پاره ای از دقایق نثر فنّی در این كتاب به ویژه در مقدمه ی آن دیده می شود، می توان صفت: "نثر مرسل عالی" را برای سبك نثر این كتاب برگزید.
ارزش های ادبی و هنری . نثر صوفیان و از جمله نثر اسرارالتوحید آمیزه ای از نظم دقیق و محاسبه شده كلمات با مجازهایی كه در میان شاعرانه راه می یابد و با سادگی بی نظیر خو شاعرانگی در كلام منثور را به وجود می آورد. شكی نیست كه جنبه ی استعاری زبان عرفانی چنین كتاب هایی حاصل تجارب عارف است كه می خواهد از طریق این زبان چیزی درباره آن تجربه بگوید كه با اصطلاحات عادی نمی توان گفت، اما آن چه نثر كتاب هایی از قبیل اسرارالتوحید و تذكره الاولیاء را به زبان شعر نزدیك می كند صرفاً احتوای آنها بر تصاویر یا خیال های شاعرانه نیست،بلكه برخورد خواننده با حالتی از اجتماع كلمات است كه در نهایتِ تركیب و انتظام اند و از آنجا كه زبان نتیجه تعامل ذهن انسان با واقعیت های هستی است، اسراالتوحید می كوشد تا با نثر شیوا و درخشان خود برخورد هنری ابوسعید ابوالخیر را با دین گفتار و رفتار او نشان دهد و با انتخاب واژه ها و جمله های پر انعطاف حركت ذهن و نگاه ابوسعید را منعكس سازد.
یكی از امتیازهای هنری نثر محمدبن منور تسلط او بر انتخاب واژه هاست، به نحوی كه برای افاده معنی از میان چند واژه مترادف، واژه ای را كه مطابقش با معنی بیشتر و سادگی و فارسی بودن آن نیز مسلم باشد انتخاب می كند و آنجا كه مترادفی در زبان فارسی سراغ ندارد، از هنر تركیب سازی خود یاری می گیرد و حوزه ی واژگان كتاب خود را به این نحو گسترش می دهد. این هنر بلاغی او در ساختار جمله ها نیز مشهود است؛ جمله های او غالباً كوتاه و خالی از حشو و زوائد است و قواعد نحو زبان فارسی به تناسب نیازهای بلاغی مؤلف در آن مورد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب رعایت موازین فصاحت و بلاغت فارسی در این كتاب به حد اعلای خود می رسد ( بهمنیار ،ص « ح – خ » ؛ شفیعی كدكنی ،« مقدمه » ،همان ،ج 1 ،ص صدو هفتادو دو ) .
هنر دیگر محمدبن منور هنر داستان پردازی اوست ؛ او ،برخلاف نویسندگان دیگر ،كه در ذكر حكایتهای مشایخ به بیان كلیات وقایع و احوال صاحب حكایت می پردازند ،جزئیات وقایع و حالات آنان را با دقت شرح می دهد و می كوشد تا فضای آن حكایت را از درون برون برای خواننده مجسم سازد. این كوشش، خلاصه در نقل گفتگوهای قهرمان ها، هنگامی اهمیت بیشتری می یابد كه در بسیاری از حكایتهای اسرارالتوحید ،نه تنها سخنان شیخ ابوسعید لحن طبیعی و اصطلاحات خاص آنها نقل می شود؛ این در حالی است كه صوفیه خود را صرفاً موظف به نقل دقیق سخنان مشایخ می دانسته اند؛ نه سخنان مردم عادی كوچه و بازار. بنابراین، كتاب محمد بن منور در عین حال، سند دقیقی از نحوه ی گفتگوی مردم عادی روزگار مؤلف را نیز به دست می دهد كه با زبان گفتاری ساده امروزی ما تفاوت چندانی ندارد. ارزش اسراالتّوحید در تاریخ ادبیات فارسی، در این كتاب بعضی سخنان مسجّع، كه ابوسعید از قول مشایخ خود نقل می كرده، آمده است كه می توان آنها را قدیم ترین نمونه ی نثر مسجّع فارسی به شمار آورد و از آن ها در بررسی تاریخ تطوّر نثر فارسی سود جست. همچنین، ضمن اشعاری كه ابوسعید بر زبان می رانده نیز نمونه هایی از نخستین شعرهای زبان فارسی دیده می شود كه قدمت آن ها را نمی توان تازه تر از قرن چهارم ق دانست و از این نظر نیز كتاب اسرارالتّوحید یكی از منابع مهمّ پیشینه ی شعر فارسی تواند بود. در كتاب اسرارالتّوحید نامه هایی از ابوالخیر نقل شده است، كه در صحّت انتساب آنها با او تردید نیست، آنها را می توان در شمار قدیم ترین نامه ها و مكاتیب زبان فارسی به شمار آورد.
ارزش عرفانی اسرارالتّوحید. این كتاب، پس از كتاب حالات و سخنان "جمال الدّین ابورَوح لطف الله"، قدیم ترین زندگی نامه ی مستقلّی است كه از ابوسعید ابوالخیر باقی مانده است. اهمّیّت آن از آن روست كه ، اگر در بخشی از روایاتی كه مریدان از سرشیفتگی درباره ی ابوسعید گفته اند شك روا داریم، آنچه از گفتار ابوسعید درباره ی ابتدای سیر و سلوك وی آمده است، به عنوان نوعی زندگی نامه ی خود نوشت، مستند تواند بود. همچنین، چون ابوسعید ابوالخیر كتاب مستقلّی درباره ی مسائل به تصوّف در دست نیست، سخنانی را كه از او در این كتاب نقل شده است می توان یگانه مأخذ معتبری دانست كه نظرگاه های او را در این زمینه روشن می كند ( همان جا ).
اسرارالتوحید، هر چند به شرح زندگانی ابوسعید ابوالخیر اختصاص دارد، امّا از فحوای آن می توان اسنادی ارزشمند درباره ی آغاز تصوّف ایران نیز به دست آورد كه در كمتر مأخذی با این گسترش و دقّت دیده می شود؛ از این رو ، همه ی موّرخان تاریخ تصوّف از سرچشمه ی سخنان محمّدبن منوّر بهره مند بوده اند. بی گمان بسیاری از آنچه عطّار نیشابوری در كتاب تذكره الاولیاء خود و همچنین "عبدالرّحمان جامی" ( 817 – 898 ق ) در كتاب "نفحات الانس" درباره ی احوال و سخنان مشایخ خراسان آورده اند منقولاتی از كتاب اسرارالتوحید است.
موضوع دیگری كه بر ارزش و اهمیت عرفانی اسراالتوحید می افزاید بیان و تفسیر نكات و دقایق مفاهیم عرفانی است كه بر زبان مشایخ صوفیّه جاری می شده و او با دقت و وضوح بسیار آنها را در كتاب خود آورده، با تفسیرها و توضیحات خود به روشن شدن پاره ای از مفاهیم كمك كرده است. همچنین، می توان دقیق ترین و مفصّل ترین توصیف ها از نحوه ی معیشت و زندگی صوفیان و اوضاع درون خانقاهها ، آداب و طرز تربیت مریدان و ارتباط عارفان با عامّة مردم را در این كتاب شاهد بود.
ارزش اجتماعی و تاریخی . با وجوى برخی اشتباهات تاریخی در كتاب اسراالتوحید، آنچه مؤلف درباره ی حوادث درون جامعه خود بیان می دارد و روایت های دقیقی كه از نحوه ی زندگانی مردم در شهرها و روستاهای خراسان بزرگ می آورد، به عنوان مهمّ ترین سند اجتماعی و تاریخی بازمانده از آن روزگاران قابل استناد تواند بود. محمدبن منوّر، از درون جامعه اهل تصوّف، بهترین و منصفانه ترین روایت ها درباره ی زندگانی اهل خانقاه را بیان می كند و انصاف او در این گزارش های دقیق تا آنجاست كه شیفتگی او به هم مسلك های خود هیچ گاه باعث نمی شود كه عیب های آنها را نادیده بگیرد و از سر چشم پوشی چیزی در این بیان نكند. از این رو ، براساس گفته های مؤلّف درباره ی وضع معیشت، دین، آیین، آداب، رسوم و اخلاق مردم آن روزگار، می توان آگاهی هایی درباره ی تاریخ اجتماعی عصر وی به دست آورد.
چاپ ها و ترجمه های اسرارالتوحید . قدیم ترین چاپ انتقادی كتاب اسرارالتّوحید در سال (1899 م / 1317 ق)، در شهر پطرزبورغ ( = پترزبورگ ، لنین گراد بعدی )، به همّت ایران شناس روسی "والنتین ژوكوفسكی"، سپس ، در سال (1313 ش) ، در تهران ، چاپ دیگری بر اساس آن به كوشش احمد بهمنیار صورت پذیرفته است. دومین چاپ انتقادی آن، در سال (1332 ش)؛ به كوشش ذبیح الله صفا، صورت گرفته است كه هر دو چاپ، چون متّكی بر نسخه های كهن نبوده، از خطا بركنار نمانده است. سومین و كامل ترین چاپ انتقادی اسرارالتّوحید، در سال (1366 ش)، به كوشش محمّدرضا شفیعی كدكنی حاصل شده است كه همراه به مقدّمة مفصّل در شرح احوال ابوسعید و همچنین تعلقات بسیار در دو جلد انتشار یافته است .
نخستین بار ترجمه ی كتاب اسرارالتّوحید در سال (1966 م) ، به اهتمام "اسعاد عبدالهادی قندیل"، در قاهره، به زبان عربی منتشر شد. سپس محمّد آشنا زیر نظر "هانری ماسه" به ترجمه ی این كتاب به زبان فرانسه همّت گماشت كه، در سال (1974 م)، به سعی انتشارات یونسكو در پاریس انتشار یافت. امّا این ترجمه ظاهراً همه ی متن اسرارالتّوحید را برنمی گیرد. از طرف دیگر ، ترجمه ی فرانسوی و ترجمه ی عربی اسرارالتّوحید، هر دو براساس چاپ ژوكوفسكی صورت گرفته است. در سال (1993 م) ، هم ترجمه ی انگلیسی آن براساس چاپ شفیعی كدكنی، به قلم "جان اوكین" در "كالیفرنیای امریكا" انتشار یافت.
بر گرفته از :دانشنامه زبان و ادبیات فارسی
بنام خداوند بخشنده مهربان