کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابو سعید ابی الخیر

کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابو سعید ابی الخیر

نویسنده : محمد ابن منور

از متون مهم عرفانی قرن ششم ق به زبان فارسی،كه نام كامل آن، به تصریح خود مؤلف، "اسرار التوحید فی مَقاماتِ الشیخ ابی سعید"است. "محمد بن المنوربن ابی سعیدبن ابی طاهربن ابی سعید"، از نوادگان ابوسعید ابوالخیر ( 375 – 440 ق )، است و سلسله نسب او، با سه واسطه، به ابو سعید ابوالخیر می پیوندد. "محمدبن منور" این كتاب را در میان « مقامات » جد خویش پرداخته است ،اما در آن از احوال خود گزارشی نمی دهد . تنها از چند موضوع معدود كتاب می توان دریافت كه او نزد امیران عصر خویش مشهور و محترم بوده و حتی، در زمان رهایی "سلطان سنجر" از دست "غُزها" ( 551 ق )، به عنوان یكی از رجال دشت خاوران، به نمایندگی از بازرگان شیخ ابوسعید، موفق به دیدار سلطان سنجر "در خلوت" شده است. از سال تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست، اما از مقایسه زمان زیستن جد او، ابو سعید ( 454 – 507 ق )، می توان تولد او را بعد از سال (500ق) دانست؛ از آخرین تجدید نظرهای او در این كتاب می توان دریافت كه او تا سال (590 ق) زنده بوده است. از نحوه ی سلوك عارفانه و نام مشایخ او نیز اشاره ای در كتاب دیده نمی شود، اما از مطالب آن چنین برمی آید كه وی آشنایی كاملی با حالات و سخنان مشایخ تصوف داشته است. با این كه محمدبن منور در اوایل عمر خویش در "میهنه" ( ناحیه دردشت خاوران میان سرخس و ابیورد ،زادگاه شیخ ابوسعید ) می زیسته است، اما ظاهراً پس از حمله غُزها از  "میهنه" مهاجرت كرده و به هرات رفته و مزارش نیز در همان جاست. اشارات خود او نیز حاكی است كه كتاب اسرارالتوحید، یا دست کم بخشی از آن، را در خارج از "میهنه" و ، به اقرب احتمال، در "هرات" نوشته و در آرزوی بازگشت به زادگاه خود بوده است.

از سال نگارش اسرارالتّوحید در متن كتاب اشاره ی صریحی دیده نمی شود؛ امّا از آنجا كه مؤلّف كتاب خود را به "ابوالفتح محمّد بن سام غوری" (فرمانروای منطقة جبال و غور در سال های 557 تا 559 ق ) تقدیم كرده است و نیز ، براساس اشارات مؤلّف به سال های خرابی مزار شهید ابوسعید، سال تألیف آن را (574 ق) و در دهه ی هفتم عمر مؤلّف دانسته اند. می توان استنباط كرد كه او حدّاقل تا سال (590 ق) مشغول تجدید نظر در كتاب خود بوده است.

موضوع كتاب اسرارالتّوحید ذكر "مقامات و احوال و آثار" در واقع زندگی نامه ی معنوی شیخ ابوسعید ابی الخیر است كه مؤلّف آن را در سه باب تنظیم كرده است: باب اول، در ابتدای حالت شیخ، تعلّم، ریاضت و مجاهدت او همچنین ذكر پیران و مشایخ او ؛ باب دوم، در سه فصل، شامل حكایات منقول از كرامات شیخ، حكایات و سخنان مشایخ و نكته های پراكنده و برخی ابیات و عبارات كه بر زبان شیخ رفته است، به انضمام چند نامه از شیخ؛ باب سوم، در سه فصل، شامل وصیت های شیخ به هنگام وفات، كیفیت وفات او و ذكر كراماتی كه بعد از وفات وی ظاهر شده است.

منابع كتاب. انگیزه ای كه مؤلّف برای نگارش كتاب اسرارالتوحید ذكر می كند حفظ آثار و روایات احوال شیخ ابوسعید است تا از خط فراموشی در امان بماند و چراغ راهی باشد برای سالكان طریقت. از این رو ، مؤلّف می كوشد تا حكایت های مربوط به شیخ ابوسعید را از طریق بازماندگان خاندان او یا كسانی كه در محضر او بوده اند به دست آورد. با اینكه ابوسعید ابوالخیر مریدان خود را از حكایت نویسی منع می كرده است، امّا مریدان او، بر اساس سنّتی دیرینه، همه ی گفته های پیر خود را به عنوان "مجلس" یادداشت می كردند یا آن ها را بی كم و كاست به حافظه می سپردند. یكی از این مریدان پسر عموی محمّدبن منوّر و نواده ی ابوسعید، "جمال الدّین ابو رَوح لطیف الله بن ابی سعید" ( 490 – 541 ق )، مؤلّف كتاب حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، است كه بخشی از مطالب كتاب او، گاه با تصرّف و گاه عیناًٍ در اسرارالتّوحید نقل شده است. همچنین این احتمال وجود دارد كه محمدبن منور روایات مربوط به ابوسعید را در كتاب "روح الارواح"، تألیف "شهاب الدّین ابوالقاسم سمعانی" ( 487 – 534 ق )، دیده بوده و به آن نظر گونه ای داشته است. مؤلف علاوه بر منابع مكتوب، روایات شفاهی اصحاب خانقاه را نیز، با ذكر نام و نشان اوّلین راویِ سلسلة راویان، نقل می كند.

شیوه  كار . شیوه ی كلّی مؤلّف، در نقل حكایات مربوط به جدّ اعلای خود، متّكی ساختن حكایات بر نام اوّلین راوی و حذف نام بقیّه ی راویان و رعایت احتیاط در صحّت و سقم حكایت ها و حذف حكایت های مشكوك است،  این همان روشی است كه بعد از او "عطّا نیشابوری" ( 538 – 627 ق ) نیز در تذكره الاولیاء به كار می بندد. از این رو، برخی از حكایت های منقول در كتاب حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر و نیز روح الارواح در باب ابوسعید در اسرارالتّوحید دیده نمی شود. این احتیاط و دقّت مؤلّف در تشخیص روایات صحیح و مشكوك، كه یادآور شیوه ی كار راویان حدیث است در توصیف های ستایش آمیزی كه از ابوسعید ابوالخیر دارد تا اندازه ای خدشه دار می شود، زیرا در این توصیف ها بیان او با نوعی مبالغه و ستایش تعصب آمیز همراه است كه نشانه ی شیفتگی مؤلّف به جدّ اعلای خویش است.

سبك نگارش . با این كه اسرارالتّوحید در زمان طلوع نثر فنّی، یعنی در نیمه ی دوم قرن ششم ق، نوشته شده است، امّا از عبارات مسجّع و متكلف آمیخته به صنایع لفظی بر كنار مانده است؛ زیرا مؤلف، بیش از آن كه تحت تأثیر سبك دوره ی خود باشد، متأثر از كتاب های نثر صوفیان است كه همگی در عرضه ی مفاهیم تصوّف، سعی در حفظ سبكی ساده و استوار و زیبا داشته اند. از این رو، می توان آن را در كنار نثر مرسل رایج در قرون چهارم و پنجم ق جای داد. اتّخاذ این شیوه ی نثر در تألّیفات صوفیّه به سبب آن است كه آنها سخنان بزرگان خود را، مانند اخبار و احادیث بزرگان دین، كلمه به كلمه و حرف به حرف نقل می كرده اند و مشابهتی كه میان عبارات نقل شده از ابوسعید ابوالخیر در كتاب اسرارالتوحید و دیگر كتاب های قبل و بعد از آن دیده می شود این نكته را تأیید می كند كه در این كتاب، كه حدود صد سال از زمانه ی زندگی ابوسعید فاصله دارد، نه تنها سخنان ابوسعید، بلكه پیران ابوسعید كه بر زبان او جاری شده است، بدون كاهش یا افزایش كلمه یا عبارتی دقیقاً نقل شده است؛ از این رو، در بسیاری از این منقولات آثار نثر قرون چهارم و پنجم ق را می توان دید. امّا از آنجا كه پاره ای از دقایق نثر فنّی در این كتاب به ویژه در مقدمه ی آن دیده می شود، می توان صفت: "نثر مرسل عالی" را برای سبك نثر این كتاب برگزید.

ارزش های ادبی و هنری . نثر صوفیان و از جمله نثر اسرارالتوحید آمیزه ای از نظم دقیق و محاسبه شده كلمات با مجازهایی كه در میان شاعرانه راه می یابد و با سادگی بی نظیر خو شاعرانگی در كلام منثور را به وجود می آورد. شكی نیست كه جنبه ی استعاری زبان عرفانی چنین كتاب هایی حاصل تجارب عارف است كه می خواهد از طریق این زبان چیزی درباره آن تجربه بگوید كه با اصطلاحات عادی نمی توان گفت، اما آن چه نثر كتاب هایی از قبیل اسرارالتوحید و تذكره الاولیاء را به زبان شعر نزدیك می كند صرفاً احتوای آنها بر تصاویر یا خیال های شاعرانه نیست،بلكه برخورد خواننده با حالتی از اجتماع كلمات است كه در نهایتِ تركیب و انتظام اند و از آنجا كه زبان نتیجه تعامل ذهن انسان با واقعیت های هستی است، اسراالتوحید می كوشد تا با نثر شیوا و درخشان خود برخورد هنری ابوسعید ابوالخیر را با دین گفتار و رفتار او نشان دهد و با انتخاب واژه ها و جمله های پر انعطاف حركت ذهن و نگاه ابوسعید را منعكس سازد.

یكی از امتیازهای هنری نثر محمدبن منور تسلط او بر انتخاب واژه هاست، به نحوی كه برای افاده معنی از میان چند واژه مترادف، واژه ای را كه مطابقش با معنی بیشتر و سادگی و فارسی بودن آن نیز مسلم باشد انتخاب می كند و آنجا كه مترادفی در زبان فارسی سراغ ندارد، از هنر تركیب سازی خود یاری می گیرد و حوزه ی واژگان كتاب خود را به این نحو گسترش می دهد. این هنر بلاغی او در ساختار جمله ها نیز مشهود است؛ جمله های او غالباً كوتاه و خالی از حشو و زوائد است و قواعد نحو زبان فارسی به تناسب نیازهای بلاغی مؤلف در آن مورد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب رعایت موازین فصاحت و بلاغت فارسی در این كتاب به حد اعلای خود می رسد ( بهمنیار ،ص « ح – خ » ؛ شفیعی كدكنی ،« مقدمه » ،همان ،ج 1 ،ص صدو هفتادو دو ) .

هنر دیگر محمدبن منور هنر داستان پردازی اوست ؛ او ،برخلاف نویسندگان دیگر ،كه در ذكر حكایتهای مشایخ به بیان كلیات وقایع و احوال صاحب حكایت می پردازند ،جزئیات وقایع و حالات آنان را با دقت شرح می دهد و می كوشد تا فضای آن حكایت را از درون برون برای خواننده مجسم سازد. این كوشش، خلاصه در نقل گفتگوهای قهرمان ها، هنگامی اهمیت بیشتری می یابد كه در بسیاری از حكایتهای اسرارالتوحید ،نه تنها سخنان شیخ ابوسعید لحن طبیعی و اصطلاحات خاص آنها نقل می شود؛ این در حالی است كه صوفیه خود را صرفاً موظف به نقل دقیق سخنان مشایخ می دانسته اند؛ نه سخنان مردم عادی كوچه و بازار. بنابراین، كتاب محمد بن منور در عین حال، سند دقیقی از نحوه ی گفتگوی مردم عادی روزگار مؤلف را نیز به دست می دهد كه با زبان گفتاری ساده امروزی ما تفاوت چندانی ندارد. ارزش اسراالتّوحید در تاریخ ادبیات فارسی، در این كتاب بعضی سخنان مسجّع، كه ابوسعید از قول مشایخ خود نقل می كرده، آمده است كه می توان آنها را قدیم ترین نمونه ی نثر مسجّع فارسی به شمار آورد و از آن ها در بررسی تاریخ تطوّر نثر فارسی سود جست. همچنین، ضمن اشعاری كه ابوسعید بر زبان می رانده نیز نمونه هایی از نخستین شعرهای زبان فارسی دیده می شود كه قدمت آن ها را نمی توان تازه تر از قرن چهارم ق دانست و از این نظر نیز كتاب اسرارالتّوحید یكی از منابع مهمّ پیشینه ی شعر فارسی تواند بود. در كتاب اسرارالتّوحید نامه هایی از ابوالخیر نقل شده است، كه در صحّت انتساب آنها با او تردید نیست، آنها را می توان در شمار قدیم ترین نامه ها و مكاتیب زبان فارسی به شمار آورد.

ارزش عرفانی اسرارالتّوحید. این كتاب، پس از كتاب حالات و سخنان "جمال الدّین ابورَوح لطف الله"، قدیم ترین زندگی نامه ی مستقلّی است كه از ابوسعید ابوالخیر باقی مانده است. اهمّیّت آن از آن روست كه ، اگر در بخشی از روایاتی كه مریدان از سرشیفتگی درباره ی ابوسعید گفته اند شك روا داریم، آنچه از گفتار ابوسعید درباره ی ابتدای سیر و سلوك وی آمده است، به عنوان نوعی زندگی نامه ی خود نوشت، مستند تواند بود. همچنین، چون ابوسعید ابوالخیر كتاب مستقلّی درباره ی مسائل به تصوّف در دست نیست، سخنانی را كه از او در این كتاب نقل شده است می توان یگانه مأخذ معتبری دانست كه نظرگاه های او را در این زمینه روشن می كند ( همان جا ).

اسرارالتوحید، هر چند به شرح زندگانی ابوسعید ابوالخیر اختصاص دارد، امّا از فحوای آن می توان اسنادی ارزشمند درباره ی آغاز تصوّف ایران نیز به دست آورد كه در كمتر مأخذی با این گسترش و دقّت دیده می شود؛ از این رو ، همه ی موّرخان تاریخ تصوّف از سرچشمه ی سخنان محمّدبن منوّر بهره مند بوده اند. بی گمان بسیاری از آنچه عطّار نیشابوری در كتاب تذكره الاولیاء خود و همچنین "عبدالرّحمان جامی" ( 817 – 898 ق ) در كتاب "نفحات الانس" درباره ی احوال و سخنان مشایخ خراسان آورده اند منقولاتی از كتاب اسرارالتوحید است.

موضوع دیگری كه بر ارزش و اهمیت عرفانی اسراالتوحید می افزاید بیان و تفسیر نكات و دقایق مفاهیم عرفانی است كه بر زبان مشایخ صوفیّه جاری می شده و او با دقت و وضوح بسیار آنها را در كتاب خود آورده، با تفسیرها و توضیحات خود به روشن شدن پاره ای از مفاهیم كمك كرده است. همچنین، می توان دقیق ترین و مفصّل ترین توصیف ها از نحوه ی معیشت و زندگی صوفیان و اوضاع درون خانقاهها ، آداب و طرز تربیت مریدان و ارتباط عارفان با عامّة مردم را در این كتاب شاهد بود.

ارزش اجتماعی و تاریخی . با وجوى برخی اشتباهات تاریخی در كتاب اسراالتوحید، آنچه مؤلف درباره ی حوادث درون جامعه خود بیان می دارد و روایت های دقیقی كه از نحوه ی زندگانی مردم در شهرها و روستاهای خراسان بزرگ می آورد، به عنوان مهمّ ترین سند اجتماعی و تاریخی بازمانده از آن روزگاران قابل استناد تواند بود. محمدبن منوّر، از درون جامعه اهل تصوّف، بهترین و منصفانه ترین روایت ها درباره ی زندگانی اهل خانقاه را بیان می كند و انصاف او در این گزارش های دقیق تا آنجاست كه شیفتگی او به هم مسلك های خود هیچ گاه باعث نمی شود كه عیب های آنها را نادیده بگیرد و از سر چشم پوشی چیزی در این بیان نكند. از این رو ، براساس گفته های مؤلّف درباره ی وضع معیشت، دین، آیین، آداب، رسوم و اخلاق مردم آن روزگار، می توان آگاهی هایی درباره ی تاریخ اجتماعی عصر وی به دست آورد.

چاپ ها و ترجمه های اسرارالتوحید . قدیم ترین چاپ انتقادی كتاب اسرارالتّوحید در سال (1899 م / 1317 ق)، در شهر پطرزبورغ ( = پترزبورگ ، لنین گراد بعدی )، به همّت ایران شناس روسی "والنتین ژوكوفسكی"،  سپس ، در سال (1313 ش) ، در تهران ، چاپ دیگری بر اساس آن به كوشش احمد بهمنیار صورت پذیرفته است. دومین چاپ انتقادی آن، در سال (1332 ش)؛ به كوشش ذبیح الله صفا، صورت گرفته است كه هر دو چاپ، چون متّكی بر نسخه های كهن نبوده، از خطا بركنار نمانده است. سومین و كامل ترین چاپ انتقادی اسرارالتّوحید، در سال (1366 ش)، به كوشش محمّدرضا شفیعی كدكنی حاصل شده است كه همراه به مقدّمة مفصّل در شرح احوال ابوسعید و همچنین تعلقات بسیار در دو جلد انتشار یافته است .

نخستین بار ترجمه ی كتاب اسرارالتّوحید در سال (1966 م) ، به اهتمام "اسعاد عبدالهادی قندیل"، در قاهره، به زبان عربی منتشر شد. سپس محمّد آشنا زیر نظر "هانری ماسه" به ترجمه ی این كتاب به زبان فرانسه همّت گماشت كه، در سال (1974 م)، به سعی انتشارات یونسكو در پاریس انتشار یافت. امّا این ترجمه ظاهراً همه ی متن اسرارالتّوحید را برنمی گیرد. از طرف دیگر ، ترجمه ی فرانسوی و ترجمه ی عربی اسرارالتّوحید، هر دو براساس چاپ ژوكوفسكی صورت گرفته است. در سال (1993 م) ، هم ترجمه ی انگلیسی آن براساس چاپ شفیعی كدكنی، به قلم "جان اوكین" در "كالیفرنیای امریكا" انتشار یافت.

بر گرفته از :دانشنامه زبان و ادبیات فارسی

امشب همه غم های عالم را خبر کن !

امشب همه غم های عالم را خبر کن !

بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن !

ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین !
ای چون دل من، ای خموش گریه آگین !
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین !
ای میهن، ای داد !
از آشیانت بوی خون می آورد باد !
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است !
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد ؟
ای میهن، ای غم !
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم !
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق ؟
مرغی که می خواند
مرغی که می خواست
پرواز باشد …
ای میهن، ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاد زمینگیر !
خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها .
ای میهن ! در اینجا سینه ی من چون تو زخمی است ...
در اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد ،
دمادم، دمادم ...

خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (195)(سوره بقره)

قطعا معبود برحق نیکوکاران را دوست می دارد.


...وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (134) (سوره آل عمران)

معبود برحق نیکوکاران را دوست می دارد.


......وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (148) (سوره آل عمران)

معبود برحق نکوکاران را دوست می دارد.

..... إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (13) (سوره مائده)

قطعا معبود برحق نیکوکاران را دوست می دارد.


....وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (93) (سوره مائده)

ومعبود برحق نیکوکاران را دوست می دارد.


در تمام آیات فوق آمده که الله متعال محسنان را دوست می دارد ، آری محسن به کسی گویند؛ که الله متعال را بگونه ای مخلصانه عبادت نماید که گویا الله متعال را می بیند ولی گرچه او الله متعال را نمی بیند ولی الله متعال اورا می بیند در این باره رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: احسان این است که الله متعال را بگونه ای عبادت کنی که گویا او را می بینی ولی گرچه تو او را نمی بینی ولی اوتو را می بیند (صحیح مسلم)

نـــــدا برای اهل ایمـــان

نـــــدا برای اهل ایمـــان

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ (سوره بقره ، آیه: 104)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! ( هنگامی که از پیامبر تقاضای دارید ) « رَاعِنَا » ( رعایتمان کن و ما را بپای)نگوئید: و(بلکه) بگوئید : « أُنظُرْنَا » ( بر ما نظر انداز ، وما را بنگر) (خوب) بشنوید و فقط برای کافران عذاب بسیاردردناکی است .

مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَاللّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (سوره بقره ، آیه: 105)

ترجمه : نه کسانی که از اهل کتاب کفر نموده اند و نه هم مشرکان ، دوست می دارند که خیر و برکتی از جانب پروردگارتان بر شما نازل گردد، در حالی که الله ( به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی کند و ) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می دهد ، و الله دارای فضل و کرم بسیار بزرگی است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (سوره بقره ، آیه: 153)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! با  صبر و نماز ( در برابر حوادث سخت زندگی، از الله متعال ) کمک بخواهید ( و بدانید که ) یقینا الله با صبر کنندگان است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ(سوره بقره ، آیه: 172)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! از چیزهای پاکیزه ای بخورید که ما به شما روزی داده ایم ،وفقط برای الله شکر گذار باشید ، اگر او را پرستش می کنید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ(سوره بقره ، آیه: 178)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! درباره کشته شده گان ، قصاص (گرفتن از قاتل) بر شما نوشته و مقرر شده است : آزاد در برابر آزاد ، و برده در برابر برده ، و زن در برابر زن است . پس اگر کسی ( از جنایتش ) از ناحیه برادر ( دینی ) خود (که اولیاء مقتول اند)، گذشتی شد ،پس باید (قاتل) با نیکی پیروی نموده و(اگر دیه خواستند) به نحو احسن پرداخت نماید. این ( گذشت از قاتل ویا اکتفاء به دیه) تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان . پس اگر کسی بعد از آن ( گذشت و رضایت به دیه ) تجاوز کند ( و از قاتل انتقام بگیرد ) پس برای او را عذاب بسیاردردناکی خواهد بود .

وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (سوره بقره ، آیه: 179)

ترجمه : ای صاحبان عقل و خرد ! برای شما در قصاص ، زندگی است ،باشد تا که پرهیز گار گردید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(سوره بقره، آیه: 183)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! بر شما روزه نوشته و فرض شده است ، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بوده اند نوشته و فرض شده بود ، تا باشد که پرهیزگار شوید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (سوره بقره، آیه: 208)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! کاملا در اسلام داخل گردید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید زیرا او دشمن آشکار شما

فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْکُمُ الْبَیِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(سوره بقره، آیه: 209)

ترجمه : و اگر بعد از اینکه دلایل واضح برایتان آمد؛ دچار لغزش شدید ( و به دام شیطان افتادید ) پس بدانید که بی گمان الله کاملا باعزت و غالب و بی نهایت با حکمت است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره بقره، آیه: 254)

ترجمه :ای کسانی که ایمان آورده اید ! ( برخی ) از آنچه ما به شما روزی داده ایم را( در راه الله) صرف کنید ، پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی و نه دوستی و شفاعتی است ، و(درحقیقت) کافران همان ستمگرند  .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ (سوره بقره، آیه: 264)

 

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! صدقه و خیراتهای خود را با منّت و آزار ، پوچ و باطل نسازید ، همانند کسی که دارائی خود را برای ریا و خودنمائی به مردم ، ریاکارانه خرج می کند و به الله و روز رستاخیز ایمان ندارد . مَثَال آن همانند مَثَال قطعه سنگ صاف و لغزنده ای است که بر آن ( گردی از ) خاک باشد ، و باران شدیدی بر آن ببارد و آن را به صورت سنگی صاف برجای گذارد . ( چنین ریاکارانی ) از کاری که انجام داده اند سود و بهره ای برنمی گیرند ، و الله قوم کافر را هدایت نمی دهد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (سوره بقره، آیه: 267)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! از قسمتهای پاکیزه اموالی که به دست آورده اید و از آنچه از ما اززمین برای شما بیرون آورده ایم ببخشید و قصد و ارداه نکنید که از چیزهای ناپاک صدقه دهید و خرج کنید ؛ در حالی که خود شما حاضر نیستید آن چیزها را دریافت کنید مگر با اغماض و چشم پوشی در آن ، و بدانید که الله کاملا بی نیاز و بسیارشایسته ستایش است .

الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (سوره بقره، آیه: 268)

ترجمه : شیطان شما را ( به هنگام انفاق می ترساند و ) وعده فقیری می دهد و به بی حیائی شما را دستور می دهد ، ولی الله به شما وعده آمرزش خویش و فزونی ( نعمت ) می دهد . و الله وسعت دهنده و بی نهایت آگاه است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ(سوره بقره، آیه: 278)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! از الله بترسید و آنچه از ( مطالبات ) ربا وسود ( در پیش مردم ) باقی مانده را رها کنید ، اگر مؤمن هستید .

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِکُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ (سوره بقره، آیه: 279)

ترجمه : پس اگر چنین نکردید ، بدانید که به جنگ با الله و پیامبرش برخاسته اید ، و اگر توبه کردید ( و از رباخواری دست کشیدید) اصل سرمایه هایتان از آن شما است ، نه ستم می کنید و نه به شما ستم می شود .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَکْتُبُوْهُ صَغِیراً أَو کَبِیراً إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (سوره بقره، آیه: 282)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! هرگاه به همدیگر تا مدّت معیّنی ( از لحاظ روز و ماه و سال ) وامی دهید ، باید آن را یک نویسنده با عدل و انصاف بنویسد ، و هیچ نویسنده ای از نوشتن ( سند ) بدان گونه که الله بدو آموخته است ، سرپیچی نکند . پس نویسنده باید بنویسد و آن کس که حق بر ذمّه او است ، باید املاء کند و از پروردگارش بترسد و چیزی از آن نکاهد ، و اگر کسی که حق بر ذمّه او است کم خرد یا ناتوان باشد ، یا او( بنا بر علل و بیماری ) نتواند که املاء کند ، باید ولی اوعادلانه املاء کند . و دو نفر از مردان خود را به گواهی گیرید ، و اگر دو مرد نبودند ، یک مرد و دو زن ، از میان کسانی گواه کنید که مورد رضایت و اطمینان شما هستند. ( واما این که دو زن با هم باید شاهد قرار گیرند ) تا اگر یکی انحرافی پیدا کرد ، دیگری بدو یادآوری کند - و چون گواهان را به گواهی خوانند باید که از این کار خودداری نورزند . و از نوشتن وام - خواه کم باشد یا زیاد - تا سررسید آن دلگیر نشوید . این در پیشگاه الله عادلانه تر و برای گواهی ( و صحّت شهادت ) استوارتر ، و برای آن که دچار شکّ و تردید نشوید ، بهتر می باشد . مگر این که داد و ستد حاضر و نقدی باشد که در میان خود دست به دست می کنید ، پس در این صورت بر شما ایراد و حرجی نیست اگر آن را ننویسید . و هنگامی که خرید و فروش ( نقدی ) می کنید ( باز هم ) کسانی را به گواهی بگیرید ، و نباید به نویسنده و گواه ضرر و زیانی رسانده شود ، و اگر چنین کنید این برایتان فسق و خروج از دستور الهی محسوب می شود . و از الله بترسید و (این) الله است که شما را تعلیم می دهد، و الله به آنچه انجام می دهید کاملا آگاه است .

وَإِن کُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ کَاتِباً فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (سوره بقره، آیه: 283)

ترجمه : و اگر در سفر بودید و نویسنده ای نیافتید ، پس بتاید (چیزهائی) گروه گرفته شود . و اگر برخی از شما به برخی دیگر اطمینان کردید ، باید کسی که امین شمرده شده است ، امانت او را بازپس دهد و از الله که پروردگار او است بترسد ، و گواهی را نپوشاند و هرکس آن را بپوشاند قلبش گنه کار است ، و الله بدانچه انجام می دهید کاملا آگاه است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوَاْ إِن تُطِیعُواْ فَرِیقاً مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ یَرُدُّوکُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ (سوره آل عمران، آیه: 100)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر از گروهی از کسانی که کتاب بدیشان داده شده است پیروی کنید ، شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر باز می گردانند .

وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ (سوره آل عمران، آیه: 101)

ترجمه : و چگونه شما کافر می گردید و حال آن که آیات الله بر شما تلاوت می شود و پیامبر او در میان شما است و هرکس به الله تمسّک جوید ، بیگمان به راه راست هدایت شده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(سوره آل عمران، آیه: 102)

ترجمه :ای کسانی که ایمان آورده اید! از الله بترسید آن چنان که باید از او ترسید و شما نمیرید مگر آن که مسلمان باشید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ (سوره آل عمران، آیه : 118)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! از غیر خود (دوست خصوصی و) محرم اسرار نگیرید ، آنان از هرگونه شر و فسادی در حق شما کوتاهی نمی کنند . آنان چیزی را دوست می دارند که شما را به رنج و زحمت بیندازد. بعض و کینه از دهانهایشان آشکار است ، و آنچه سینه های آنان (در خود) می پوشاند بزرگتر است . ما نشانه ها را برای شما بیان کردیم اگر اهل عقل و درایت هستید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافاً مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (سوره آل عمران، آیه: 130)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! ربا وسود را چندین برابر نخورید ، و از الله بترسید ، باشد که رستگار شوید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوَاْ إِن تُطِیعُواْ الَّذِینَ کَفَرُواْ یَرُدُّوکُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِینَ (سوره آل عمران، آیه: 149)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! اگر از کسانی که کفر نموده ، فرمانبرداری کنید ، شما را بر عقب (به کفر) برمی گردانند وسپس (در آن وقت از) زیانباران می گردید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ کَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِی الأَرْضِ أَوْ کَانُواْ غُزًّى لَّوْ کَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِیَجْعَلَ اللّهُ ذَلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ(سوره آل عمران، آیه: 157)

ترجمه :ای کسانی که ایمان آورده اید ! شما همانند کسانی که کفر نموده اند نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی  می رفتند ( و می مردند ) یا به به جهادی رفته ( و کشته می شدند ) می گفتند : اگر نزد ما می ماندند ، نمی مردند و کشته نمی شدند .تا الله این ( گفتار) را حسرتی بر دل آنان کند . و الله است که زنده می کند و می میراند و الله آنچه را که انجام می دهید کاملا می بیند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (سوره آل عمران، آیه: 200)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! ( در برابر مشکلات ، انجام عبادات و ترک منکرات ) صبر کنید و ( در مقابل دشمنان ) استقامت و پایداری کنید و ( از مرزهای مملکت خویش ) نگه داری کنید از الله بترسید ، تا این که رستگار شوید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء کَرْهاً وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً (سوره نساء آیه 19)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! برای شما حلال و مجاز نیست که زنان را به ارث ببرید ( و بدون مهریّه و رضایت ، ازدواج کنید، و ) حال آن که آنان چنین کاری را نمی پسندند. و آنان را تحت فشار قرار ندهید تا بدین وسیله برخی از آنچه را که بدیشان (بعنوان مهریه) داده اید باز گرفته ببرید . مگر این که آنان دچار گناه آشکاری شوند ( که در این صورت مجاز به سختگیری و کم نمودن مهریه هستید) . و با زنان خود به طور شایسته زندگی کنید ، و اگر هم از آنان ( به جهاتی ) کراهت داشتید ( شتاب نکنید و زود تصمیم به جدائی نگیرید ) زیرا که چه بسا از چیزی بدتان بیاید و الله در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً(سوره نساء آیه 29)

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! اموال همدیگر را به ناحق (از راههای دزدی، ربا ، و . . . )نخورید مگر این که ( تصرّف شما در اموال دیگران از طریق ) داد و ستدی باشد که از رضایتان سرچشمه بگیرد ، و خودتان نکشید. بیگمان الله ( پیوسته ) نسبت به شما بی نهایت مهربان بوده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُباً إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن کُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنکُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَفُوّاً غَفُوراً (سوره نساء آیه 43)

 

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نگردید تا آن گاه که بدانید چه می گوئید ، ونه( هم به نماز بایستید) در حالی که جنب هستید تا آن گاه که غسل کنید ، مگر این که مسافر باشید . و اگر مریض یا مسافر بودید و یا این که از توالت و قضای حاجت نمودن برگشتید ، و یا این که با زنان نزدیکی و جماع نمودید و ( در این حالات ) آبی (برای غسل) نیافتید ، با خاک پاک تیمّم کنید و ( بین گونه، با خاک ) چهره و دستهایتان را مسح کنید . بیگمان الله بسیارعفوکننده و بی نهایت آمرزنده است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً  (سوره نساء آیه 59)

 

ای کسانی که ایمان آورده اید ! از الله ( با عمل به قرآن ) و از رسول الله (با تمسّک به سنّت) اطاعت کنید ، و از صاحبان امری که از خودتان است (یعنی:مسلمانند نیزفرمانبرداری نمائید) و اگر در مسأله ای با یکدیگراختلاف نمودیدآن را بسوی الله ( با عرضه به قرآن ) و پیامبرش ( با رجوع به سنّت) بازگردانید ( تا در روشنی قرآن و سنّت ، حکم آن را بدانید و باید چنین کنید ) اگر به الله و روز رستاخیز ایمان دارید . واین(رجوع به قرآن و سنّت ) برای شما بهتر و خوش فرجام تر است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَکُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعاً (سوره نساء آیه 71)

ای کسانی که ایمان آورده اید ! احتیاط نمائید و آمادگی خود را ( برای مقابله با دشمنان ) حفظ کنید ، و دسته دسته یا همگی با هم ( برای جهاد ) بیرون روید .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیّاً أَوْ فَقَیراً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً (سوره نساء آیه 135)

ای کسانی که ایمان آورده اید ! برپا دارندگان عدل وگواهانی به خاطر الله باشید ، (وجانب داری نکنید)هر چند که (گواهی) به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان بوده باشد . (اگر کسی که به زیان او شهادت داده می شود) ثرومتمند و یا فقیر باشد ، (رضای)الله از (رضای) هردوی آنان مستحق تراست پس از هوا و هوس پیروی نکنید که ازحق روگردانی نمایید. و اگر زبان را(از ادای گواهی حق) بپیچانید یا از آن روی بگردانید ، الله از آنچه می کنید کاملا آگاه است.


تقوا و پرهیز کاری از گناهان

تقوا و پرهیز کاری از گناهان

فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (76) (سوره آل عمران)

قطعا معبود بر حق پرهیزگاران را دوست می دارد.


..... إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ (4)(سوره توبه)

قطعا معبود بر حق پرهیزگاران را دوست می دارد.


متقی یعنی پرهیزگار یعنی کسی که ازحرامها دوری می کند و کارهای نیکی را که شریعت به او دستور داده انجام می دهد .

توبه و برگشت موجب رحمت خداوند می شود

توبه و برگشت موجب رحمت خداوند می شود

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ (222) (سوره بقره)

قطعا معبود برحق توبه کنندگان را دوست می دارد و یقینا (معبود برحق) پاکان را دوست می دارد.


توبه یعنی پشیمانی از گناهان؛ لذا فردی که از گناهان توبه می کند باید از گذشته آن گناهش پشیمان شده و در حال حاضر گناه را رها نموده و در آینده دیگر آن گناهی که از آن توبه نموده انجام ندهد این در صورتی است که گناه تعلقش به حقوق الله متعال باشد و اگر گناه به حقوق مردم تعلق دارد علاوه از این سه باید حق آن فرد را نیز اداء نموده و یا اینکه او را راضی نموده و از او حلالیت بطلبد.


ومتطهر یعنی فردی که خواهان پاکی است  یعنی کسی که اعمال ، عقاید ،ظاهر و باطن او با شرک ،کفر،خرافات و نجاسات ملوث نبوده و پاک باشد.

 

 

حکايت مرد صالح

حکايت مرد صالح

يكى از صلحای لبنان كه مقامات او ميان عرب به مشهور ، به جامع دمشق درآمد، برکه حوض كلاسه رفت طهارت همی ساخت، ناگاه پايش لغزيد و به داخل آب افتاد و با رنج بسيار از آب نجات يافت . مشغول نماز شد، پس از نماز يكى از اصحاب نزدش آمد و گفت : مشكلى دارم ، اجازت دهی.

مرد صالح گفت :آن چيست؟

او گفت : به ياد دارم كه شيخ بر روى درياى روم راه رفت و قدمش تر نشد، ولى براى تو در حوض كوچك حالتى پيش آمد؟ نزديك بود به هلاكت برسى ؟

مرد صالح پس از فكر و تامل بسيار به او گفت : آيا نشنيده اى كه خواجه عالم ، سرور جهان رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب ولا نبى مرسل :

مرا با خدا وقتى هست كه در آن وقت آن چنان يگانگى وجود دارد كه  فرشته ويژه و پيامبر مرسل در آن نگنجند.

ولى نگفت على الدوام  هميشه  بلكه فرمود: وقتى از اوقات  . آن حضرت در يك وقت چنين فرمود كه جبرئيل و ميكائيل به حالت او راه ندارند  ولى در وقت ديگر با همسران خود حفصه و زينب ، دمساز شده ، خوش مى گفت : و مى شنيد.

مشاهدة الابرار بين التجلى و الاستتار:

مشاهده و ديدار نيكان ، بين آشكارى و پوشيدگى است .

مشاهده الابرار بين التجلی و الاستار. می نمايد و می ربايند.

ديدار می نمايی و پرهيز می کنی

بازار خويش و آتش ما تيز مى كنى

 اشاهد من اهوی بغير وسيله

فيلحقنی شان اضل طريقا

برگرفته از گلستان سعدی

فواید روزه‌داری برای انسان

فواید روزه‌داری برای انسان

یک متخصص تغذیه روزه داری را برای حفظ سلامت با اهمیت دانست و گفت: در صورتی که خوراک روزه داران منطبق با دانش تغذیه و اصولی باشد روزه داری می‌تواند به سلامت و نشاط بدن کمک کند.

احمد درستی در گفت وگو با خبرنگار سرویس سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) در خصوص فواید روزه‌داری برای انسان، گفت: هنگام تغذیه خون فراوانی به دستگاه گوارش سرازیر می‌شود به همین دلیل پس از پایان غذا خوردن، بی‌حالی و کاهش توان فعالیت فکری به سراغ انسان می‌آید اما روزه‌داری موجب می‌شود تا با استراحت به دستگاه گوارش، خون کافی به سراسر بدن به خصوص دستگاه مغزی و عصبی برسد و به سلامت بدن و نیز ایجاد فرصت کافی فکری و همچنین عبارت سازنده کمک کند.

درستی، اندکی بی‌حالی و احساس گرسنگی در روزه‌داری را طبیعی دانست و افزود: در صورتی که افراد سالم باشند، اندکی بی‌حالی و ضعف را تجربه می‌کنند که تحمل آن خیلی سخت نیست ولی فشارهای غیرطبیعی بر بدن را باید با مشاوران و متخصصان تغذیه در میان گذاشت.

وی گفت: بدن انسان مقداری چربی به عنوان ذخیره انرژی نگه می‌دارد که ممکن است مقداری کارتنوئیدهای مصرف شده توسط فرد را در خود ذخیره کند که تغییر رنگ‌ می دهند و به شکل فشرده درمی‌آیند و با روزه داری امکان استفاده از این ذخیره انرژی فراهم می‌شود.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تاکید کرد: افرادی که چاق نیستند و اضافه وزن ندارند می‌توانند چربی‌های زمان‌مند خود را بسوزانند و پس از پایان روزه‌داری چربی لطیف و تازه را جایگزین کنند.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تاکید بر بیماری‌های خاص و افرادی که در معرض بیماری‌ سوء تغذیه هستند، گفت: دین اسلام نیز روزه گرفتن را برای افراد ناتوان مضر می‌داند.

وی به افرادی که بدون میل وعده سحری روزه می‌گیرند اشاره کرد و گفت: این افراد ممکن است که روزهای ماه رمضان را بدون مشکل بگذرانند اما از نظر دانش تغذیه، سیری شکمی اهمیتی ندارد و مهم سیری سلول‌ها است که ضعف در آنها باعث بروز سوء تغذیه و کاهش انرژی در بدن می‌شود.

درستی در این رابطه افزود: نخوردن سحری همچنین موجب تورم بدن و چاقی ظاهری و نیز تجمیع مواد زائد حاصل از سوخت چربی در بدن می‌شود که خستگی در پایان روز، افت قند و کاهش یادگیری و دقت در افراد را به همراه می آورد.

منبع : خبر گزاری ایسنا

حکایتی از عطار

حکایتی از عطار

شيخ عطار داستان صوفي را ذکر مي‌کند که در راهي با دختر پادشاه همسفر بود، باد پرده محمل را کنار زد، او صورت دختر را ديد و عاشق جمال او شد ( منظور اين که چون حجاب کنار رود جمال جلوه کند، عشق ظهور يابد) دختر که مي‌خواست آن صوفي عاشق را امتحان کند گفت:
گر بيني خواهرم را يک زمان
تير مژگانش کند پشتت کمان
صوفي نادان بدان سوي نگريست، دختر گفت: او را از من دور کنيد که او عاشق نيست.

سالک در عرفان

سالک در عرفان
 

سير کننده به سوي خدا که مادام در سير است، ميان مبدأ و منتها است. سالک کسي را مي‌گويند که به طريق سلوک به مرتبه‌اي مي‌رسد که از اصل و حقيقت خود آگاه شود و بداند که او همين صورت و نقش نيست و اصل و حقيقت او مرتبه جامعه الوهيت است که در مراتب تنزل، متلبس به اين لباس گشته و اوليت عين آخر شده و به مقام فناء في‌الله و مرتبت ولايت وصول يافته است. بعضي گويند سالک کسي است که به طريق تصفيه از مراتب کثرت به سير رجوعي در گذشته و به تجلي احديت در بحر وحدت فاني و مستغرق شده باشد. نيز گفته‌اند سالک، کسي است که در اثر مواظبت مقامات و طي مدارج معنوي و تحمل رياضات، در طريق وصول به حقيقت است.
مولوي گويد:
سالکان راه را محرم شدم                  ساکنان قدس را همدم شدم
طارمي ديدم برون از شش جهت          خاک گشتم فرش آن طارم شدم
خون شدم جوشيده در رگ‌هاي عشق            در  دو   چشم   عاشقانش  نم  شدم
مراد از سالک اول، حضرت آدم صفي است که چشمه لطف ازل و صندوق اعجوبه قدرت و نهال بوستان کرامت است. شيرواني گويد: سالکان هشت طايفه‌اند: دو فرقه از ايشان را سالکان و طالبان خوانند: يکي متصوفه، ديگر ملاميه. و چهار طايفه ديگر: طالبان و سالکان آخرتند که ايشان زُهّاد و فُقرا و خُدّام و عبادند. انصاري گويد: بدان که سالکان راه عبوديت سه مردند: يکي عابد، نفس وي مقهور خوف عقوبت، يکي عارف، دل وي مقهور سطوت قربت، يکي محب، جان وي مقهور کشف حقيقت.
(فرهنگ اصطلاحات عرفاني)

سالکانِ الی الله

سالکانِ الی الله

پدید آورنده : علاءالدوله سمنانی ، صفحه 46

مجذوبانِ سالک

سالکان چهار قسمند:

اول مجذوبان سالکند که در اول از جذبه به حقیقت رسیده، از خود فانی شده اند. و بعد از آن به امر الهی بازگشت می کنند در این عالم، تا خلق را هدایت کنند، و با تابعانش سیر و سلوک می کنند تا تابعانش را از ظلمت به نور برند و به منزل رسانند. خلق و عوالم و کثرات، حجابشان نمی شود از قرب جناب اقدس الهی، و ذاتِ جنابِ اقدسِ الهی را شاهد بر ما سِوَی می دانند. و از جاعل [و خالق] مجعول [و مخلوق] را می شناسند.

;گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ;ورنه هر سنگ و گلی گوهر و مرجان نشود

و تبعیّت به این جماعت هدایت است.

سالکانِ مجذوب

دوم سالکان مجذوبند که از سیر و سلوک و علم و عمل و ریاضتْ قابل جذبه شده اند و به جذبه رسیده اند و این جماعت مُهتدین و توّابین اند و این جماعت هم مرتبه شان به مُجتبین می رسد، و گاه هست که مرتبه ایشان از مرتبه مجتبین هم عالی تر می شود.

;گویند سنگْ لعلْ شود در مقام صبر ;آری شود و لیک به خون جگر شود

و تبعیّت به این جماعت هم هدایت است. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: دلیل حق سبحانه و تعالی آیات اوست از برای مهتدین، آیات آفاقی از برای عوام و آیات انفُسی از برای خواصّ

;تو از نشانه ما غافلی و بی خبری ;وگرنه آن که نگه می کنی نشانه ماست

و وجود حق سبحانه و تعالی اثبات اوست از برای مجتبین؛ یعنی از جاعل، مجعول را می شناسد، و این برهان لمّی است؛ یعنی از جاعل، مجعول را می شناسند.

مجذوبانِ مطلق

و سوم مجذوبان مطلق اند که از جذبه به حقیقت رسیده اند و از خود فانی گشته اند امّا بازگشت در این عالم نکرده در مقام جمعْ محوند و دیگران را هدایت نمی توانند کرد. تابع این جماعت نمی توان شد و انکار کردنشان هم خطاست.

;منکر ایشان شدن باشد خطا ;هم نمی شاید به ایشان اقتدا
;رو به صدق دل بجو ز ایشان نظر ;منکر و تابع مشو ای بی خبر

سالکانِ بی جذبه

چهارم سالکان بی جذبه اند که به عقل خود بی مُرشد سلوک می کنند و قید و اِنّیّت خود گرفتاراند و در مقام فرق اند.

;گر جان بکند سنگ سیه لعل نگردد ;با طینت اصلی چه کند بد گهر افتاد

استاد کامل

حق سبحانه و تعالی این عالم را که به هم بسته است در هر عصری استادی از برای هر کاری آفریده است که خلق معطّل نمانند از برای امری از امور و تمام این امور مقصود بالعَرَض است از برای کار انسان که مقصود بالذات انسان است و مراد از انسان آن است که معرفت الهی حاصل کند که «ای فرزند آدم! آفریدم تو را برای عبادت خود، پس اهمال مکن آن چه را که تو را از آن آفریدم از جهت آن که آفریده ام آن را برای تو» و معرفت الهی حاصل نمی شود تا نفس نمیرد و قلب زنده نمی شود و نفس نمی میرد تا تسلیم نشود در تحت بال استادی کامل.

آیا حق سبحانه و تعالی استادی از برای این امرِ عظیم ـ که مقصود بالذات است ـ نیافریده که خلق را راه نمایی کند به معرفت او، و او را از ظلمات به نور در تحت بال خود بگیرد تا نَفْسشان بمیرد و قلبشان زنده شود؟ البته در هر عصری هادیان می باشند اگر بجویند می یابند.

;طبیب وقت مسیحا دم است و مشفق، لیک ;چو درد در تو بیند که را دوا بکند
;عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ;ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

پنج راه سلوک

پنج راه است برای سالک. اول جذبه است، و آن مثل گنج ماند، در دست همه کس نمی افتد. اگر بیفتد بسیار مشکل است که از جذبه تواند به منزل رسید، چرا که گاه باشد از شدت جذبه و عشقْ به مُرشد کاملی نتواند برسد و به دام شیاطین گرفتار شود و گمراه گردد.

;عشق بی عقل لنگ و لوگ بود ;عقل بی عشق محض رنگ بود
;عقل بی عشق صورت انگیز است ;عشق بی عقل خنجر تیز است
;خنجر تیز و دست دیوانه ;بکشند عهد یار و پیمانه

* * *

;غافل مشو که ناقه مردان مرد را ;در سنگلاخ بادیه پِی ها بریده اند
;نومید هم مباش که رندانِ باده نوش ;ناگه به یک خروش به منزل رسیده اند

مجذوبی که از جذبه و عشق به منزل رسد، کم اتفاق افتد.

راهِ علم

دوم راه علم است و عمل، راه علم و عمل راه سلامتی است.

;نیست از بهر آسمانِ ازل ;نردبانی پایه بِهْ ز علم و عمل

راه ایثار

سوم راه ایثار است یعنی آن چه دارد به شعف دل به خدمت مرشد کامل صرف نماید.

;دست تهی گر به بر شیخ روی ;شیخ ببینی و نیابی شفا

راه خدمت

چهارم راه خدمت است.

;هر که خدمت کرد او مخدوم شد ;هر که عجز آورد او محروم شد

راه صحبت

پنجم راه صحبت است؛ یعنی در مجالس علم و حکمت و مواعظ مرشد عارف کامل حاضر بودن؛ تنهایی یکی از این چهار راه به کمال نمی رسد. و هر یک از این چهار راه که خواهد برود بی صحبت هم به کمال نمی رسد.

;صحبت نیکو گزیند مرد نیکوخو شود ;هر که نیکو بشنود هم عاقبت نیکو شود

* * *

;صحبت نیکانت از نیکان کند ;نار خندان باغ را خندان کند

* * *

;قدر نبات یافت چوب از اثر مصاحبت ;گِل چو شود قرین گُل گیرد رنگ و بوی او

مراتبِ یقین

یقین هم سه مرتبه دارد: علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین

علم الیقین دانستن است امّا نباید علمش به طریق فکر باشد: مثل فلاسفه که علم را از مرتبه خود نزول دهد، بلکه باید تبعیّت ائمه اطهار علیه السلام و مرشد کامل بکند تا خود در علم گم شود که (راسخون فی العلم) به همین معنی است، علم او را بردارد، نه او علم را. از ظلمات به نور رود، و علم در عالم بسیار است. لیکن اشرف علوم، علم به ذات الهی است و علم به اسماء و افعال و آثار الهی است و چون هر انسانی از اسماء و افعال و آثار الهیه نصیبه دارد بالقوه درش هست. به محض دانستن از قوه به فعل نمی آید. باید سیر از اسماء کَونیه به اسماء الهیه نماید تا از ظلمات به نور برود. و عین الیقین و حق الیقین از برایش حاصل شود.

پس علم الیقین دانستن بود و عین الیقین دیدن است. به عین الیقین که رسید حجاب گفتگوی علم از میان برداشته می شود.

;چون شدی بر بام های آسمان ;عیب باشد جستجوی نردبان

* * *

علم الیقین مثالش مثال دودی که از پس دیوار نمایان می شود پس یقین می شود که آتش است در پس دیوار و عین الیقین دیدن آتش است و حق الیقین شدنِ در آتش است.

علم الیقین که حاصل شد عزم است، عزم که جزم شد عین الیقین می شود.

علم الیقین، شریعت؛ عین الیقین، طریقت که راه است و حق الیقین، حقیقت که رسیدن است.

شریعت و طریقت و حقیقت

پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود که: [شریعتْ سخنان من است، و طریقتْ کردار من است، و حقیقتْ حال من است، و معرفتْ راس المال من است]

;شریعت پوست، مغز آمد حقیقت ;میان این و آن باشد طریقت
;خلل در راه سالک نقص مغز است ;چو مغزش پخته شد بی پوست نغراست
;تَبَه گردد سراسر مغز بادام ;گَرَش از پوست بشکافی گهِ خام

سیر الی اللّه

پنج سیر است: اول سیر الی الله، دوم سیر فی الله، سوم سیر بالله. چهارم سیر من الله، پنجم سیر اجتماعی.

سیر الی اللّه سیر عالم ملکوت است که تجلّی افعالی است.

سیر فی اللّه ابتدای سیر عالم جبروت است که تجلّی صفاتی است.

سیر باللّه انتهای سیر عالم جبروت است که تجلی ذاتی است.

گر از غم عشق عار داریم                                             

گر از غم عشق عار داریم                                              پس ما به جهان چه کار داریم

یا رب تو مده قرار ما را                                                    گر بی رخ تو قرار داریم

ای یوسف یوسفان کجایی                                              ما روی در آن دیار داریم

هر صبح بر آن دو زلف مشکین                                        چون باد صبا گذار داریم

چون حلقه زلف خود شماری                                           ما چشم در آن شمار داریم

چشم تو شکار کرد جان را                                              ما دیده در آن شکار داریم

ای آب حیات در کنارت                                                     این آتش از آن کنار داریم

زان لاله ستان چه زار گشتیم                                          یا رب که چه لاله زار داریم

گوییم ز رشک شمس تبریز                                            نی سیم و نه زر نه یار داریم

من با تو حدیث بی زبان گویم

من با تو حدیث بی زبان گویم                                           وز جمله حاضران نهان گویم

جز گوش تو نشنود حدیث من                                          هر چند میان مردمان گویم

در خواب سخن نه بی زبان گویند                                     در بیداری من آن چنان گویم

جز در بن چاه می ننالم من                                             اسرار غم تو بی مکان گویم

بر روی زمین نشسته باشم خوش                                  احوال زمین بر آسمان گویم

معشوق همی شود نهان از من                                     هر چند علامت نشان گویم

جان های لطیف در فغان آیند                                           آن دم که من از غمت فغان گویم

معرفی کتاب تجربه های عرفانی در ادیان

معرفی کتاب تجربه های عرفانی در ادیان

در این کتاب شاخص‌های مشترک و معیارهای تمایز و ارزیابی مکاتب مختلف عرفانی، طی چند مقاله بررسی می‌شود. در مقاله نخست نشان داده می‌شود که تمام مکاتب عرفانی، تجربه مشترکی از وحدت غایی دارند که تجربه‌گر یا سالک و یا عارف شهود می‌کند و نیز در این تجربه، خود را فانی و محو در آن حقیقت یگانه می‌یابد. بنابر این، سه مقوله تجربه وحدت، شهودی بودن و احساس یا ادراک فنا، شاخص‌های مشترک تجارب عرفانی‌اند و بدون این شخاص‌ها هیچ تجربه باطنی و معنوی به حریم عرفان وارد نمی‌شود، اگرچه بتوان آنها را تجارب اخلاقی یا انواع دیگری از تجربه دینی نامید.

در مقاله‌های بعدی، این تجربه عرفانی در ادیان و سنت‌های معنوی کهن بررسی می‌شود. در این بررسی‌ها سنت‌های معنوی بومیان قاره آمریکا، تائوئیسم، بودیسم و هندوئیسم به ترتیب در چهار مقاله پژوهش می‌شود و در سه مقاله دیگر به مطالعه انتقادی عرفان یهودی، مسیحی و اسلامی می‌پردازد. در نهایت به طبقه‌بندی تجربه عرفانی در این مکاتب پرداخته و توازی هرمنوتیکی آنها اثبات می‌شوند، که تز اصلی این تحقیق است و نشان می‌دهد که می‌توان از مقایسه و درجه‌گذاری برتری و خلوص تجربه عرفانی در مکاتب گوناگون سخن به میان آورد.

توازی هرمنوتیکی بدین معناست که این تجربه‌ها در راستای فطرت توحیدی ـ‌‌که در همه انسان‌ها مشترک بوده و تغییر و تحولی نمی‌یابد‌ـ صورت گرفته است، ولی با توجه به تاثیری که اعتقادات، اعمال و آیین‌ها در شکل‌گیری تجربه‌های عرفانی دارند در سطوح مختلفی جای می‌گیرند. از این‌رو، از حیث برتر و فروتر یا ناب‌تر و ناخالص‌تر بودن مقایسه‌پذیر هستند.

کتاب حاضر در فصل‌های زیر، تجربه‌های عرفانی در ادیان را به بحث نشسته است؛

فطرت گرایی در تعریف و تبیین تجربه‌های عرفانی، شامانیسم؛ عرفان طبیعت‌گرای وهم جو، تائوئیسم؛ طبیعت‌گرای واقع‌بین، هندویسیم(انسان‌گرای الهی)، بودیسم(انسان‌گرای الحادی)، عرفان یهودی؛ خداگرای انسان ستیز، عرفان مسیحی؛ خداگرای انسان انگار، عرفان اسلامی؛ خدا‌گرای انسان‌باور.

معرفی کتاب عرفان کریشنامورتی

معرفی کتاب عرفان کریشنامورتی

کتاب «عرفان کریشنامورتی، نقد و بررسی آن از دیدگاه اسلام» منتشر شد. نویسنده این اثر با برشمردن مولفه‌ها و آموزه‌های اصلی عرفان کریشنامورتی، در مقام مقایسه آن با اسلام و اثبات بی‌اصالتی این عرفان برآمده است.

به گزارش خبرگزاری ایبنا، جریان‌های معنوی هندی از جمله عرفان‌هایی‌اند که با اقبال زیادی در سراسر جهان از جمله ایران مواجهند. یکی از این جریان‌های نو همان است که «جیدر کریشنامورتی» آن را ایجاد و رهبری کرد.

کتاب «عرفان کریشنامورتی، نقد و بررسی آن از دیدگاه اسلام» نوشتاری است که با مقایسه اصلی‌ترین مبانی این عرفان با اسلام می‌کوشد کذب بودن آن را نشان دهد.

مهدی قهرمان نویسنده کتاب، پس از بیان سرگذشت‌نامه‌ای از کریشنامورتی، مبانی عرفان وی را درباره خدا، انسان، عشق و ریاضت بیان و سپس آن‌ها را با نظرات اسلام درباره این موضوعات مقایسه کرده است.

در واقع نویسنده به دنبال پاسخ این سوال است که عرفان کریشنامورتی و آموزه‌ها و جاذبه‌های آن چیست و از نظر دین اسلام تا چه اندازه قابل نقد است.

چاپ نخست کتاب «عرفان کریشنامورتی، نقد و بررسی آن از دیدگاه اسلام» با شمارگان 1000 نسخه، 416 صفحه و با بهای 73000 ریال از سوی انتشارات بوستان کتاب منتشر شد.

گفتنی است در سایت پاتوق کتاب و فروشگاه موسسه کتاب فردا، محصولات فراوانی در نقد عرفانهای نوپدید موجود و قابل تهیه است.