سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 30 آذر 1388

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 30 آذر 1388

 

سوال – چکار کنیم که جوانان را با حقیقت گناه آشنا کنیم تا دافعه ایجاد بشود ؟

پاسخ - فطرت انسانها را خداوند جوری آفریده که خدا را می خواهند . شما یک نفر را سراغ دارید که دنبال غیر خدا بگردد ؟ همه دنبال خدا هستند . یعنی انگیزه ها در درون ، همه خدایی است . عشق به کمال مطلق در فطرت همه ی انسانها هست . ما دو تا امر فطری داریم : یکی عشق به کمال مطلق و یکی تنفر از نقص است و در وجود همه ی انسانها است . فطرت اصلی ، عشق به کمال مطلق فطرت تبعی و فرعی تنفر از نقص . حالا شما این بحث را دنبال کنید و در هر ساحتی وارد بشوید ، در هر قسمت وارد بشوید می بینید این دو مسئله برای همه ی انسانها وجود دارد . یعنی همه ی انسانها کمال را دوست دارند و اگر سوال کنید که این کمال ، محدودش را دوست دارید یا بی نهایت و نامحدود ، قطعا می گوید : نامحدود و دلیلش هم این است ولو به اشتباه هم راه افتاده ، دنبال ثروت راه افتاده است ، به چه رقمی از ثروت راضی است ؟ حدی ندارد . به دنبال قدرت ، اگر همه ی دنیا را به او بدهید باز هم می گوید : بیشتر از این هم هست ؟ چه انگیزه ای باعث شده که این کار را بکند ؟ عشق به کمال مطلق منتها کمال را در فضاهای قدرت ، ثروت ، شهوت و امثال آنها می بیند . از طرفی نمی خواهد محدود باشد . می گوید : کمالی را می خواهم که حدی نداشته باشد . یعنی کمال مطلق ولی ممکن است به اشتباه دنبال یک مصداق غلط می افتد . مثال تشنه ای که واقعا آب می خواهد ولی به دنبال سراب می رود . یک موج دروغین در مقابلش قرار گرفته ، گمان میکند که این آب است ، بدنبالش می دود ولی اگر بداند که این سراب است ، هیچ وقت بدنبالش نمی رود . دنبال کمال مطلق است و به اشتباه دنبال مصداق راه افتاده است . از نقص هم بدش می آید . گناه یک نقیصه است یک بیراهه رفتن است . فرد عشق صفا و حال کردن می خواهد اما به اشتباه سراغ مصداقی می رود که اگر واقعا حجاب و پرده را از روی این گناه برداریم و به او نشان بدهیم که تو این را می خواهی ؟ وحشت زده فریاد می زند نه . می گودی : من این را نمی خواهم . م یگوییم پس دنبالش برو . دنبال همین می رود . یعنی اگر چهره ی درونی گناه را ما باز کنیم و جلوی گناهکار بگذاریم مثلا غیبت می کند . پیامبر به فردی که غیبت می کرد فرمود که دندانهایت را خلال کن و او گفت من چیزی نخوردم و پیامبرفرمود : خلال کن و حضرت در او تصرف ولایی که در وجود فرد کرد کردند . او خلال کرد و دید تکه های گوشت از دندانهایش بیرون می آید . گفت : من گوشت نخوردم و پیامبر فرمود که این گوشت مرده آن فردی است که درباره ی آن غیب کرده ای . یعنی حضرت حقیقت ملکوتی را به او نشان می دهد که تو چکارکردی ؟ این غیبتی که الان انجام دادی چه بود . یا در مسائل برزخی و پس از مرگ داریم که پیامبر در معراج با جبرئیل همراه بودند و صحنه های مختلفی را می دیدند . از جمله اینکه پیامبر می دیدند که سفره پهن است و مردم غذاهای خوش بو و مطبوعی در جلویشان است اما این ها نمی خورند . ولی به صورت هایشان چنگ انداخته اند و می کَنَند و می خورند و بشدت هم تنفر دارند . عذاب و درد می کشند . پیامبر گفت : این ها چه کسانی هستند ؟ جبرئیل گفت : این ها مسلمانانی از امت تو هستند که این ها آبروی دیگران را برده اند ، پشت سر دیگران حرف زده اند . این اتفاق کی می افتد ؟ آیا در آخرت و بعد از مرگ این اتفاق می افتد یا اینکه همین الان این اتفاق دارد می افتد یعنی کسی که دارد غیبت می کند و دارد آبروی دیگری را می ریزد ، این آب روی خودش را دارد از بین می برد منتها نمی داند . ریشه ی اصلی این انحرافات همان مسئله جهل و نا آگاهی است . چگونه باید برخورد کرد ؟ وظیفه ما ایناست که دنبال این آگاهی ها برویم ، اگر قرار بادش که همه یحجاب ها کنار برود تا من ببینم ، اینکه هنر نمی شود . مثل اینکه من می خواهم بدون انیکه درس بخوانم پزشک بشوم . ما باید دنبال برویم . این جوان عزیز ما عشق می خواهد ، لذت می خواهد ، قدم اولش این است که قبول بکند که انسان است و لذت متناسب با کام انسانی را باید دنبال بکند . روایت داریم که در روزقیامت انسانگناهکار را میآورندو به او م یگویند که چرا گناه کردی ؟ میگوید : نمی دانم . حالا متوجه شده ام ، نمی دانستم . او را رها نمیکنند که خوب چون نمیدانستی برو دنبال کارت . چرا نرفتی یاد بگیری ؟ همه باید این را قبول بکنند که چطور ما در امور دنیویی دنبال تخصص ها می رویم ؟ میشود بدون اینکه رانندگی یاد بگیری پشت فرمان بنشینی ، باید یاد بگیرد و بعد پشت فرمان بنشیند . اگر انسان خواست فضای انسانی را دنبال بکند و از چاه و چاله ها فاصله بگیرد ، باید یکسری معرفت ها را کسب بکند . ما نمیتوانیم بگوییم که یا باطنکار را به مانشان بدهند که بشوییم اولیاءالله و گناه را ترک بکنیم یا اینکه ما گناه می کنیم . گزینه ی سومی هم وجود دارد که برو یاد بگیر تا گناه را ترک بکنی . برو یاد بگیر و خودت را بشناس . یادگیری به معنای مفاهیم نیست من باید بروم و یکسری صحنه های وجود یخودم را کشف کنم . اگر انسان واقعا به درون وجود خودش برود ، آن زیبایی های درون خودش را کشف بکند ، دیگر سراغ دیگران نمی رود . اگر احساسات زیبای درونی خودش را فعال بکند دیگر سراغ فساد ها نمی رود . البته این مسئله حرکت جمعی راه می طلبد به این معنا که منی که باید دنبال معرفت بروم ، فضاهای فرهنگ عمومی فضاهای تبلیغ ، فضاهای عمومی و فضاهای هنر باید به این سمت و سو گرایش داده بشود تا فضاهای فهم و رشد را برای مردم فراهم بکند . مسئولینی که در امور فرهنگی هستند موظفند که فضاسازی بکنند برای اینکه این آگاهی ها و فهم ها به جوانان داده بشود و جوان ما هم باید دنبال بکند . اگر ما دنبال نکنیم ، نمی توانیم بگوییم که چون فضا فراهم نبود و ما هم دنبالش نبودیم ، خوب چپ کردن ماشین هم معنایش همین است . جاده یک مقدار لغزنده بود و من هم زنجیر چرخ نبستم و گفتم می روییم و این تصادف نتیجه ی همین است و غیر از این هم نیست . من نباید منتظر چیزی باشم . ما باید قبول بکنیم که خوراک جان ما معرفت است . اگر ما خودمان را از حوزه های معارفی فاصله بیندازیم و نرویم که این مسائل را درک بکنیم ، اگر ما برویم واین نکات را درک کنیم یعنی به این معنا که جوان ما برود و تعریف انسانیت را ببیند و هویت انسانی را ببیند و زشتی ها و زیبایی ها را یاد بگیرد اگر در بدترین فضاهای آلوده اجتماعی او را قرار بدهیم به هیچ وجه گرایش پیدا نمیکند . البته ما نباید این را تنها از جوان تقاضا داشته باشیم که این کار را بکند او که مسئولیتش را خودش دارد ، خانواده در تکریم شخصیت فرزند بسیار نقش دارد . اگر فرزندی کریمانه تربیت شد ، خودبخود در او مصونیت ایجاد میشود و خودبخود دنبال ابتذال نمی رود . حتی اگر کسی مسلمان هم نباشد و به نوعی در فضایی از کرامت بزرگ شده باشد ، دنبال ابتذال نمی رود . مسلما خلافکاری هایی دارد ولی دنبال ابتذال نمی رود . هیچ گاه دنبال اعتیاد ، تجاوز ناموسی ، قتل و تجاوز مالی به دیگران نمی رود . در اینجا رسانه ها ، خانواده ها ، نظام تعلیم و تربیت ، نظام فرهنگ جامعه و مسائل اجتماعی نقش دارند . اگر این ها دست به دست هم داد و جوان ما هویت انسانی خودش را یافت زیبایی های معنوی خودش را یافت . من دارم جوانانی که در دانمارک زندگی می کنند و تماس می گیرند و میگویند برای خودسازی چه باید کرد ؟ درمورد نماز شب و سلوک های اخلاقی سوال می کند . چرا ؟ چون به نوعی مقدمات کار را پشت سر گذاشته است . و یک مقدار کارهای معرفتی روی خودش انجام داده است . بالاخره چهارتا سوال کرده است . اگر ما مریض بشویم سراغ پزشک نمی رویم ؟ می گوییم یا باید سالم باشیم یا گرفتار مرض ؟ نه . گزینه ی سومی هم وجود دارد دنبال پزشک برویم . حالا راهکار عملی آن در ابتدای مسئله ، راهکارهای معرفتی است . یعنی ما باید سراغ افراد برویم و سوال کنیم ، بین علم و معرفت فرق است . علم داریم ولی معرفت نداریم . یعنی آگاهی های ذهنی داریم ، در ذهنمان خیلی چیزها است ولی این کافی نیست . این آگاهی باید تبدیل به بیداری دل بشود . این بیداری دل همراه با مشاوره همراه باتفکر . بنشینیم فکر کنیم . ما جوان هایی داشته ایم که درابتذال های عمیق بوده اند ، منتها با همین شیوه ارتباط داشته اند و سوالها را جوا بگرفتهاند و از این ابتذال بیرون آمده اند . ولی اینکه بگوییم جوان ما نه اهل مطالعه باشد نه اهل پرسش ، بینش و تفکر باشد و هیچ کدام از اینها نباشد و گرفتار گناه هم نباشد ، این نمیشود . یا اینکه اگر گرفتار شد سراغ مشاور نرود و معجزه آسا بیرون بیاید . این چیزها بنا نیست که اتفاق بیفتد . حالا اگر جوان پیش مشاور رفت و نتوانست عمل کند چه ؟ آیا می گویند که اگر عمل نکنی بدتر از این می شوی ؟ اگر جوان ما با مشاوره رابطه برقرار بکند ما نمی گوییم که اگر تو این کار را نکنی بدتر از این ها هم میشوی . نه با در تعامل با او و با ورود در حوزه ی فکر و قلب او ، اینکه چرا نتوانستی مثلا ما گفتیم این کار را بکن و بعدا تماس بگیری و تو نکردی ، چه عواملی سر راه تو آمد ؟ چه احساساتی به تو دست داد ؟ در چه محیط هایی قرار گرفتی ؟ یعنی باز کنکاش می کنیم تا او جواب بدهد که در این شرایط قرار گرفتم و این کار را انجام دادم . باز توصیه می کند تا این شرایط را تغییر بدهد . البته این به افراد برمیگردد . هرکسی ممکن است شرایط متفاوت داشته باشد . اگر با مشاور وارد بحث بکنند قطعا راه ها را به آنها نشان می دهند . اگر فرار از گناه امکان نداشت ، خداوند دعوت نمی کرد . این جهاد اکبر است و سخت است . البته درابتدای کار سخت است . وقتی مقداری فضا باز شد می بینید که ترک گناه چقدر شیرین است . وقتی از این فضای آلوده بیرون می آید یک بالندگی را احساس می کند . وقتی عشق واقعی در دلش رفت می بیند آن عشق که در دلش بود خیالی بود . سختی آن گذر از مرحله ی اولیه است . کافی است که یک قدم را بردارد جلوه هایی در قلبش متجلی میشود احساس قشنگی به او دست می دهد از ترک گناه و بعد به شدت از گناه متنفر میشود . وقتی خودش را پیدا کرد احساسش متفاوت میشود و از این احساسش لذت می برد . ما می گوییم بیایند و تجربه کنند و اگر خوب نبود به قبل برگردند . چند روزی فضاها را عوض کند ببیند احساسش عوض میشود یا نه ؟ خود را درگیر کند . البته شیطان هم بیکار نمی نشیند ولی شما هم خودت را درگیر کن . بعد انتخاب کن . دوست داشتی برگرد ولی مطمئن هستیم که به فضای آلوده بر نمی گردد . بعداز سه جلسه همکاری با مشاور جوانی که مشروب می خورده و مواد روانگردان مصرف می کرده کسی که نماز و حجاب نداشته آمده و به این فضا برگشته و بعد از چند جلسه می گوید من تابحال به نماز این جوری نگاه نکرده بودم . اینها باید تجربه کنند . ببینید در فضای جدید چه خبر است ؟

سوال – این گناه چه آثاری در زندگی فردی و اجتماعی ما دارد ؟

پاسخ - گناه چیزی نیست که اثر آن فقط در آخرت آشکار بشود و ما بگوییم که شما هر گناهی کردی به زندگی روزمره ات کاری ندارد و در آخرت آثار منفی دارد . گناه در فضای زندگی دنیایی ما هم آثاری را دارد . ملا صدرا می گوید : هر گناهی عقلی را در وجود انسان خاموش میکند . هر گناه مثل سنگی است که شما به یک چراغ در وجودتان بزنید و خاموش کنید . خوب خاموش شدن این چراغ چه آثاری دارد ؟ قرآن می فرماید : کسی که از یاد من غافل می شود ، زندگی گرفتاری پیدا می کند . همیشه در تنگنا است . هیچ وقت فکر کرده ایم که علت این همه استرس و اضطراب ها چیست ؟ گاهی طرف میگوید بخاطر فشار اقتصادی است . ما داریم که کسانی را که در فشار اقتصادی بیشتری نسبت به طرف هستند و آرام هستند . گاهی ممکن است بگوید مسائل اجتماعی است . باز مشابه آن را داریم که آرام است . ولی ما نمی روییم در درون خودمان و ببینیم که این لرزش و زلزله های که در درون ما می آید و به آن استرس می گوییم علتش چیست و دائم آن را گردن اعصاب می اندازیم . من منکر ضعف اعصاب نیستم . قطعا وضعیت جسمی در وضعیت روحی انسان اثر می گذارد ولی می خواهم بگویم علت اینها صرفا اعصاب است ؟ به هیچ وجه این نیست . مسائل روحی و روانی است ، مسائل اخلاقی است ، وقتی بنیان اخلاقی انسان بهم می ریزد ، بنیان اعتقادی وقتی بهم می ریزد ، راه های صحیحی را که نمی رود ، از درون بهم می ریزد و آشوب بپا میشود و می گوید که اعصابم ضعیف است . چه بسا بهم ریختگی روحی و روانی است که اعصاب ما را خراب کرده است . بله سلسله اعصاب هم در انسان نقش دارد . آیا اولیاء الهی انسان هایی بودند که اعصابشان قوی بود ؟ اگر قرار باشد که تمام این ها را ما ریشه های جسمانی در آنها پیدا کنیم ، پس بندگان خوب خدا همه باید اعصاب قوی ها باشند . بحث اعصاب بعنوان یک آیتم در این فضاها مطرح است اما نه بعنوان علت تامه . قرآن می فرماید : اگر رویکرد شما انحرافی باشد خودبخود در زندگی درگیر میشوید . خودبخود دل شوره هایی بر شما عارض میشود . این دل شوره مال چه بود ؟ مال آن گناهی است که کرده ای . مال آن دروغ بود که بهم ریختی . منتها رابطه آن دروغ و این بهم ریختگی را من انسان درک نمی کنم . من خدا و امامی که انسان شناس هستم و درک میکنم و کسی که متخصص است ، می گوید : من بین این دو رابطه می بینیم . اگر آن دروغ را نمی گفتی آرام بودی . وقتی غیبت کردی ، در تو بهم ریختگی بوجود آورد که در تصمیم گیری بعدی تو نقش موثری داشت که یک تصمیم غلط گرفتی . آن تصمیم غلط باعث شد کار غلطی را انجام بدهی . و آن کار غلط باعث شد که آثار منفی آنرا در زندگی ببینی و بهم بریزی . بین وجود مشکلات و نا امنی روحی ، فرق زیادی است . شما سراغ همان گناهکارها بروید و قضیه را دورا دور نگاه نکنید . اگر می خواهید قضاوت واقعی بکنید ، نباید به ظاهر افراد کار داشته باشید باید به درون طرف بروید . چه بسا طرف می خندد و در صورت ظاهر قشنگ هم زندگی می کند ولی برو در دلش و ببین چه خبر است . در مشاوره ها ما این ها را می بینیم . پزشک فوق تخصص ، امکانات فراوان مالی ، امکان زندگی در خارج از کشور داشته ایم ، می آید و میگوید که به حلقومم فشار می آید . دیگران در ظاهر می گویند عالی . همه چیز فراهم است و همه چیز در زندگی دارد ولی چه چیزی در زندگی ندارد که این را می گوید . بحث مشکلات بحث دیگری است . مشکلات آرامش انسان را نمیگیرد اگر شما با مشکل درست برخورد کنی بستر رشد شما را هم فراهم میکند . مشکلات نگران کنند نیست بدجور برخورد کردن با مشکلات نفهمیدن این مسائل است که انسان را بهم می ریزد . مشکلات در زندگی انسان گره نمی زند . گره روحی مال کمبود در مسائل روحی ما است . اگر رویکرد ما رویکرد گناه باشد و به سمت گناه برویم زندگی گرفتار میشود . گره می خورد . ثروت دارد ولی لذت ندارد . نام و نشان دارد ولی آرامش ندارد . من آنها را می گویم در ظاهر مشکلات مالی و اقتصادی هم ندارد . اعراض از یاد خدا زندگی را تلخ می کند . زندگی قفل با زندگی مشکل درا فرق می کند . اثر دیگر گناه این است که قدرت تشخیص حق و باطل را از ما میگیرد . قرآن می فرماید : من در عالم بن بستی فراهم نکرده ام اگر تو به بن بست رسیدی به وجود خودت برگرد و ببین در کجا کج رفتی . بن بست در وجود تو ست نه در معماری عالم ، در معماری عالم ما هیچ بُنی را نبستیم . اما در وجود تو است که می گویی من به بن بست رسیده ام . خدا می فرماید : اگر شما اهل تقوی باشید ، قدرت تشخیص حق و باطل را به شما می دهیم و در زندگی به بن بست نمی رسید . و اگر به سراغ گناه رفتید قدرت تشخیص شما از کار می افتد ، وقتی گناه میکنید خدا پرده تاریکی روی دل شما می کشد و در نتیجه در تاریکی چطور می خواهید به مقصد برسید . ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم .

سفارش رسول الله(ص)به تکریم دختران در خانواده

سفارش رسول الله(ص)به تکریم دختران در خانواده 

 ابن عباس از رسول اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس هدیه و تحفه‌ای بخرد و برای خانواده خود ببرد، اجر او در پیشگاه خداوند، مانند کسی است که به مستمندان صدقه داده و کمک کرده باشد. و در تقسیم هدیه و تحفه‌ها، اوّل به دخترها بدهید و سپس به پسرها، و آن کس که دختر  خود را مسرور کند، اجر آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد.

متن حدیث:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله کان کحامل صدقة الی قوم محاویج و لیبدأ بالأناث قبل الذکور فانّ من فرَّح ابنته فکأنّما اعتق رقبة من ولد إسماعیل.

 

پی نوشت:

«امالی صدوق، صفحه 577»

اهمیت حقوق همسایگان

اهمیت حقوق همسایگان 

به گزارش کیهان، فاطمه(س) فرمود: یا بنی الجار ثم الدار- پسر جان من! اول همسایه را باید رسید و سپس خود را. 

امام حسن(ع) فرمود که در شب جمعه، مادرم فاطمه(س) در محراب خود ایستاده و مشغول بندگی و عبادت حق‌تعالی گردید. او پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا بود تا صبح روشن شد. شنیدم که پیوسته دعایی می‌کرد از برای مؤمنین و ایشان را نام می‌برد و دعا برای آنان بسیار می‌کرد اما برای خود دعا نمی‌کرد. گفتم:‌ ای مادر، چرا برای خود دعایی نمی‌کنی؟ در پاسخ عبارت فوق را بیان فرمود. (منتهی‌الامال، ج 1ص 219)

انسانها به علت زندگی اجتماعی با یکدیگر ارتباطات گسترده‌ای دارند. از این رو اسلام برای تقویت و تحکیم حسن روابط اجتماعی به ویژه همسایگان و همجواری صمیمانه آنان، تعلیمات ارزنده‌ای دارد. چنانکه در قرآن به نیکی کردن به همسایه‌ها چنین دستور می‌دهد: ... و خدا را بپرستید و چیزی را شریک او نسازید و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه نزدیک (الجار ذی القربی) و همسایه دور (الجار الجنب) و همنشین (الصاحب بالجنب) و... نیکی کنید. (نساء/36)

در اینجا مناسب دیدیم از کتاب گرانسنگ مفاتیح‌الحیات نوشته آیت‌الله جوادی آملی در خصوص حقوق همسایگی و ضرورت رعایت حال آنان مطالبی را در تفسیر سخن حضرت زهرا(س) تقدیم خوانندگان عزیز کنیم.

علی(ع) فرمود: خدا را نسبت به همسایگان در نظر داشته باشید، زیرا رسول خدا(ص) درباره آنان پیوسته سفارش می‌کرد، تا آنجا که ما گمان بردیم او می‌خواهد آنان را وارث و سهیم سازد. و تاکید می‌فرمود: ای علی: همسایه را گرامی بدار، گرچه کافر باشد. امام باقر(ع) فرمود: در کتاب علی(ع) خواندم: رسول خدا(ص) بین مهاجرین و انصار و اهل مدینه بخشنامه کرد که: همسایه مانند خود انسان است. از هرگونه زیان و گناه باید مصون باشد و حرمت همسایه بر همسایه همانند حرمت مادر است. (حرمهًْ‌الجار علی الجار کحرمهًْ امه) امام سجاد(ع) فرمود: همسایه را در غیابش حفظ کن و در حضور، گرامی بدار. در حال ستمدیدگی وی را یاری کن. عیبش را شایع نکن. هرگاه از او بدی دیدی، آن را بپوشان. هرگاه دانستی خیرخواهی و نصیحت تو را می‌پذیرد در خفا وی را نصیحت کن. هنگام سختی‌ها تنهایش مگذار. از لغزش‌ او درگذر و گناهش را ببخشای و کریمانه با او رفتار کن.

پیامبر(ص) فرمود: چهل‌خانه از هر طرف (پیش و پشت و راست و چپ و بالا و پایین) همسایه تلقی می‌شود. تحدید به چهار طرف به لحاظ سابقه نداشتن بناهای چند طبقه برجی است وگرنه واحدهای آپارتمان مرتفع نیز مشمول قانون همسایگی‌ا‌ند.

امام کاظم(ع) فرمود: حسن همجواری به ترک آزار نیست بلکه به شکیبایی و صبوری بر آزار همسایه است. - لیس حسن الجوار کف الاذی ولکن حسن الجوار صبرک علی الاذی-

امام صادق(ع) فرمود: صله‌رحم و حسن همجواری (همسایگی خوب) سرزمین را آباد و عمرها را طولانی می‌کند. و نیز فرمود: همسایگی خوب موجب افزایش روزی است.

رسول خدا(س) فرمود: آن که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است و ساکنان هر مجتمعی سیر بخوابند در حالی که در میان آنان گرسنه‌ای باشد، خدا در قیامت به آنها نظر رحمت نمی‌کند. هر کس لوازم مورد نیاز زندگی را از همسایه‌اش دریغ دارد، خدا وی را در قیامت از فضل خود محروم کند و او را به خودش واگذارد. سر کشیدن در خانه همسایه روا نیست. هر کس بر خانه همسایه سرک بکشد و به عورت مرد یا به موی سر زن یا به عضوی از  بدنش نگاه کند، حق است که خدا وی را به همراه منافقانی که در دنیا در پی کشف اسرار و زشتی‌های مردم هستند در آتش درآورد و از دنیا خارج نمی‌شود تا اینکه خدا رسوایش کند و در آخرت زشتی‌اش را برای مردمان آشکار سازد. (مفاتیح الحیات، ص 341- 345)

بسیاری از افراد گاه به دلیل نگرانی از عواقب یک کار از مواجه شدن با آن ابا دارند.

بسیاری از افراد گاه به دلیل نگرانی از عواقب یک کار از مواجه شدن با آن ابا دارند. 

 گاهی اوقات مشکلات پیش روی انسان ،او را از مواجهه شدن باز می دارد و ترس و دلهره در وجود بسیاری حاکم شده و خطر مقابله با مشکلات را به جان نمی خرند حال آنکه این ترس ممکن است عواقب بدتری برای انسان در پی داشته باشد.

امیر مومنان حضرت علی علیه السلام که به تدبیر و چاره اندیشی در امور شهره می باشند راهکار جالبی برای مواجهه با ترس حاصل از این مشکلات معرفی می فرمایند.

ایشان می فرمایند:

هنگامی که از چیزی می ترسی ،خود را در آن بیفکن،زیرا گاهی ترسیدن از چیزی ،از خود آن سخت تر است.

 

پی نوشت:

حکمت ۱۷۵ نهج البلاغه

کشف نسخه قدیمی قرآن در دانشگاه « بیرمنگام» افتخارآفرین یا شک برانگیز

کشف نسخه قدیمی قرآن در دانشگاه « بیرمنگام» افتخارآفرین یا شک برانگیز

به گزارش پارس، سید محمد مهدی موسوی در قدس نوشت:کارشناسان این دانشگاه همچنین اعلام داشته‌اند: به وسیله روش تاریخ گذاری رادیو کربن در یافته‌اند قدمت این قرآن به 1370 سال پیش می‌رسد؛ چیزی که سبب می‌شود این قرآن در ردیف قدیمی ترین قرآنهای جهان قرار گیرد. اوراق این قرآن به مدت یک قرن در کتابخانه دانشگاه بیرمنگام وجود داشت؛ اما کسی متوجه پیشینه آن نشده بود. انتشار این خبر و بازتاب وسیع آن در رسانه‌های جمعی- اعم از داخلی و خارجی- ما را بر آن داشت با دو تن از قرآن پژوهان گفت و گویی انجام داده و دیدگاه‌های آنان را جویا شویم.  

 گواهی بر اعجاز تحریف ناپذیری قرآن

حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدرضا مؤدب، مدیرگروه قرآن و حدیث دانشگاه قم و عضو انجمن قرآن پژوهی حوزه این گونه به بیان نظر خویش پرداخت و گفت: با توجه به خبری که در رسانه‌ها آمده مبنی بر اینکه قرآنی در کتابخانه‌های انگلیس یافت شده که منطبق بر زمان پیامبر(ص) است و یکی از صحابه پیامبر آن را کتابت کرده، این مسأله نشان می‌دهد قرآنی که در زمان پیامبر اسلام(ص) بوده منطبق بر همین قرآن موجود است که در دست همه ماست.

 افتخاری دیگر برای مسلمانان و پیروان قرآن

وی افزود: این موضوع همچنین از تحریف‌ناپذیری و اعجاز قرآن در این باره حکایت دارد و اینکه چنین متن مقدسی از همان زمان سالم باقی مانده و دچار انحراف و تحریف نشده، بنابراین برای مسلمانان افتخار بزرگی است که از 1400سال پیش قرآن کریم چنین به خط زیبا کتابت شده و در اصالت و تحریف ناپذیری آن تردیدی نیست.

 متن یافت شده به ایران و کشورهای مسلمان ارسال شود

این قرآن پژوه حوزوی ادامه داد: قرآن کریم متنی است که برای کتابت آن و قرائت و تفسیر آن، صحابه رسول خدا، قدمهای بزرگی برداشته‌اند و امیدواریم در صورت امکان کپی یا عکسی از متن یافت شده در انگلیس در معرض نمایش و دید عموم قرار گیرد و یا در صورت امکان برای کتابخانه‌های ایران و کشورهای اسلامی ارسال شود تا بتوانیم آن را با قرآنهای موجود در موزه آستان قدس رضوی مقایسه و تطبیق دهیم و از حیث نسخه و خط و متن مورد ارزیابی قرار گیرد.

وی یادآور شد: این افتخاری برای همه انسانهاست که بدین وسیله به پیامبر رحمت و مهر و محبت توجه بیشتری کنند و بدانند قرآن متنی اصیل و بی مانند است که از اعجاز و شگفتی‌های خاصی نیز برخوردار است.

 سرآغازی برای تبلیغ مجدد کلام وحی

دکتر مودب بیان داشت: این مسأله همچنین می‌تواند در دنیای کنونی به سرآغاز تبلیغ و ترویج دوباره قرآن کریم و آموزه‌های سعادت بخش آن تبدیل شود و امیدواریم بتوانیم در مسیر ترویج آموزه‌های قرآنی و نشر آنها برای بشر امروز که تشنه و شیفته دریافت معارف بلند آن است گامهای بیشتر و بهتری برداریم.

 

 نگاهی متفاوت به واقعه اخیر

حجت الاسلام والمسلمین محمد علی رضایی اصفهانی ، چهره قرآنی شناخته شده و عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه اما بر خلاف دکتر مودب ، طی اظهار نظری متفاوت اظهار داشت: نگاه بنده به این گونه اخبار چندان خوشبینانه نیست و به نظرم در مورد این قرآنی که از سوی دانشگاه بیرمنگام کشف و معرفی شده، توجه به چند نکته لازم و ضروری است؛ نخست آنکه اولاً قرآنهای خطی و قدیمی، وقتی قابل اعتماد است که از طرف مراکز مستقل که خط شناسی می‌کنند همچون مرکز پژوهشهای آستان قدس رضوی، قدمت و اصالت آنها تأیید شود، بنابراین صرف ادعای انگلیسی‌ها نمی‌شود به این قضیه اعتماد کرد.

 ماجرای آلمانی‌ها و قرآن یمنی را از یاد نبریم!

وی همچنین افزود: ثانیاً اینکه ما اساساً سابقه خوبی از سوی غربی‌ها در این زمینه نداریم چنانکه در گذشته نیز شاهد بودیم آلمانی‌ها یک نسخه قدیمی قرآن که ادعا می‌کردند مربوط به سال 70هجری است و در مسجد صنعا کشف شده را رونمایی کردند و اکنون هم گزارشهای مستندی از آن در اینترنت وجود دارد . آلمانی‌ها این قرآن را از دولت وقت یمن گرفتند و به کشور خودشان بُردند و پس ندادند و پس از گذشت مدتی با تحقیقاتی که انجام دادند ، گفتند این قرآن با قرآن فعلی تطبیق ندارد و این ادعا در حالی است که تنها چند صفحه‌ای از آن را منتشر کردند.

وی گفت: به نظر می‌رسد رسم برخی محققان غربی این است که با مخفی کاری ادعاهای غیرصحیح می‌کنند و در همین مثال اخیر که بیان شد دیدیم بدون آنکه بقیه آن قرآن را در اینترنت گذاشته و یا منتشر کنند به چه نتیجه‌ای رسیده و آن را بیان کردند.

 طرح چند سؤال

مسؤول مرکز پژوهشی قرآن کریم المهدی(عج) همچنین بیان داشت: از این رو ما به این قضیه چندان نگاه خوشبینانه‌ای نداریم و جای این پرسش است که اولاً اینها چرا پس از صدها سال که قرآن آنجا رفته ناگهان آن را رونمایی می‌کنند و ثانیاً اینکه چرا به صورت کامل میکروفیلم و عکس کامل در اینترنت نمی‌گذارند تا همگان ببینند و قضاوت کنند.

گویا این قضیه مانند همان ماجرای قرآن صنعا است که آلمانی‌ها آن طور رفتار کردند و بعد زمینه طرح ادعاهای ناصواب بعدی از سوی آنها فراهم شود، بنابراین ما باید در برخورد با این قضایا با توجه به سابقه بد غربی‌ها با احتیاط رفتار کنیم.

 3 تعریف و برداشت از اصطلاح قرآن و لزوم تفکیک آنها

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که ما سه اصطلاح برای کلمه قرآن سراغ داریم، گفت: گاهی قرآن گفته می‌شود که مراد مکتوب قرآن است که همین نوشته‌هاست که در زمان قدیم روی پوست یا سنگ نوشته‌ها، نگاشته می‌شد. گاهی قرآن گفته می‌شود و منظور کلماتی است که پیغمبر اکرم(ص) به صورت شفاهی می‌فرمودند و اینها نسل به نسل به صورت متواتر به ما رسیده است و همچنین گاهی نیز منظور از قرآن، قرائتهای چند گانه و تخصصی قرآن است که باید این سه تعریف و اصطلاح را از هم تفکیک کرد.

 غرض و منظور اصلی از قرآن کدام است؟

مسؤول مدرسه عالی  قرآن و حدیث جامعه المصطفی همچنین ادامه داد: طبعاً منظور از قرائتها که قرآن نیست و باید حسابش را جدا کرد، زیرا اینها کلمات قرآن است که اصالت ندارد و منظور از مکتوب قرآن نیز همین کتاب شریف است که در منظر عامه مردم «قرآن» نامیده می‌شود و این هم نمی‌تواند مراد باشد، بلکه اصل در اینجا همان الفاظی است که از پیامبر(ص) نسل به نسل به ما رسیده و اصالت قرآن با همین تواتر است که ثابت می‌شود، بنابراین مکتوب قرآن که روی پوست یا چوب و سنگ و کاغذ نوشته شده اگر مطابق با متواتر باشد، امری پذیرفتنی است .

 هدف غربی‌ها از تأکید بیش از حد بر مکتوبات قرآنی

رضایی اصفهانی تاکید کرد: به نظر می‌رسد امثال آلمانی‌ها و انگلیسی‌ها به دنبال آن هستند که اصالت قرآن را به روی مکتوبات ببرند، حال آنکه با این وجود اصالت قرآن اثبات نمی‌شود و حتی اگر خط‌ها نیز اثبات شود باز ممکن است همین غربی‌ها بگویند اینها اثبات نشدنی است.

وی با بیان اینکه قرآن برخلاف برخی کتب آسمانی به صورت متواتر بدون یک کلمه کم و یا یک کلمه زیاد به ما رسیده است ، گفت: مخطوطات و محفوظات برای ما اصالت‌آور نیست، بلکه اصالت و حقیقت قرآن به تواتر است و صحت آن بدین وسیله ثابت می‌شود و لذاست که یقینی است و نسل‌اندر نسل به دست ما رسیده است؛ از این رو به باور من در مواجهه با این گونه اخبار، نباید ساده انگاری کرده و خدای ناکرده در دامی بیفتیم که غربی‌ها برای ما پهن کرده‌اند. 

چشم خمارین

ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت

وی جام بلورین که خورد باده نابت

خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر

از خواب برآرم که نبینند به خوابت

ای شمع که با شعله دل غرقه به اشگی

یارب توچه آتش که بشویند به آبت

ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی

یارب نفتد ولوله وای غرابت

در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را

ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت

عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق

تا چند بخوانیم به اوراق کتابت

ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست

در کنج خرابات نبینند خرابت

دیدی که چه غافل گذرد قافله عمر

بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت

آهسته که اشگی به وداعت بفشانیم

ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت

ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست

شوری بجز از غلغله چنگ و ربابت

در دیر و حرم زخمه سنتور عبادت

حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت

ای آه پر افشان به سوی عرش الهی

خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت

شهریست بهم یار و من یک تنه تنها

ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت

نغمه جانسوز ساز

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید

من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد

بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان

پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز

بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک

به گدائی تو ای شاهد طناز امشب

خداوند این افراد را دوست ندارد!

خداوند این افراد را دوست ندارد!

راه های مختلفی وجود دارد که می توان علاقه خدا نسبت به بنده را دریافت در این میان راهی است که شاید ظاهرش نشان ندهد اما در باطن از علاقه خدا به بنده خبر می دهد.  

به گزارش قدس، ابتلاء از سنت های الهی است که به واسطه آن بندگان مورد آزمایش قرار می گیرند، آنچنان که خداوند در آیه 35 سوره مبارکه انبیاء می فرماید: «و شما را با آزمون بد و خوب مى آزماییم».

همچنین، خداوند در آیه 154 سوره مبارکه آل عمران درباره حکمت ابتلاء فرموده است: «براى این است که خدا آنچه را در سینه هایتان دارید بیازماید و آنچه را در سینه هایتان است پاک و خالص گرداند و خدا به راز سینه ها آگاه است».

امیرمومنان علی (ع) فرموده اند: «به ثروت و رفاه، دل شاد مشو و از تهیدستى و گرفتارى، اندوه به دل راه مده؛ زیرا طلا با آتش گداخته و ناب مى شود و مؤمن با بلا و گرفتارى.»

به تصریح آیات و روایات ابتلائات برای انسان نشانه از ایمان و نیز حب خدا است و آنها که مبتلا نمی شوند مغبوض خدا هستند.

پیامبر خدا (ص) می فرمایند: «خداوند انسان خبیثِ شیطان صفت را که بلاى جسمى و مالى نمى بیند، دشمن مى دارد.»

ایشان همچنین فرموده اند: «مؤمن نیستى مگر آنگاه که بلا و گرفتارى را نعمت شمارى و آسایش را محنت؛ زیرا بلاى دنیا ، نعمت آخرت است و خوشى دنیا، رنج آخرت.»

امیرمومنان علی (ع) نیز فرموده اند: «سلامت (بى بلایى)، خود براى دردمند بودن انسان کافى است.»

امام کاظم (ع) می فرمایند: «شما هرگز مؤمن نیستید مگر آن که بلا و گرفتارى را نعمت شمارید و آسایش و رفاه را مصیبت؛ زیرا صبر بر بلا و گرفتارى ارزشمندتر است از غفلت به هنگام آسایش و خوشى.»

همچنین، امام صادق (ع) فرموده اند: «بلا و گرفتارى زیور مؤمن است و کرامت خردمند؛ زیرا گرفتار بلا شدن و در برابر آن شکیبایى و پایدارى ورزیدن، مؤمن را شایسته نام مؤمن مى کند.»

پیامبر خدا نیز می فرمایند: «بنده اى نزد خدا گرامى نشد، مگر آن که بلا و گرفتارى او فزونى یافت.»

 

پی نوشت ها:

بحارالانوار

میزان الحکمه

حکایتی از بایزید بسطامی

بایزید بسطامی که او را سلطان‌العارفين لقب داده‌اند وقتي به اتحاد با حق نائل آمد گفت: سبحاني ما اعظم شأني. کساني که اهل عرفان نيستند و حال او را درک نمي‌کنند، به او نسبت کفر مي‌دهند. بايزيد در مناجاتش مي‌گفت: الهي تا با توام بيش از همه‌ام و تا با خودم هستم کمتر از همه‌ام. و نيز مي‌گفت "عجيب نيست که من تو را دوست دارم زيرا من بنده‌ام و محتاج، عجيب آن است که تو مرا دوست مي‌داري و خداوند و پادشاه و بي‌نياز هستي. "
بایزید بسطامی به احمد خضرويه که او نيز از عرفاست گفت: احمد تا کي سياحت مي‌کني و گرد عالم مي‌گردي؟ احمد گفت: چون آب يک جا ايستد متغير شود. بايزيد گفت چرا دريا نباشي تا هيچ چيز نتواند تغييرت بدهد و آلوده‌ات کند.

ذولنون مصری

 ذولنون مصری که از عرفاي بزرگ است گفت: روزي به کنار رودي رسيدم، قصري ديدم در نزديکي آب. از آب طهارتي کردم چون فارغ شدم چشمم بر بام قصر افتاد که دختري بسيار زيبا بر آن ايستاده بود. خواستم او را بشناسم گفتم اي دختر تو که هستي؟ گفت اي ذوالنون چون از دور تو را ديدم فکر کردم ديوانه‌اي، چون طهارت کردي و به نزديک آمدي فکر کردم عالمي، و چون نزديکتر آمدي فکر کردم عارفي. و اکنون به حقيقت نگاه مي‌کنم مي‌بينم نه ديوانه‌اي، نه عالمي و نه عارف. گفتم چطور؟ گفت اگر ديوانه بودي طهارت نکردي و اگر عالم بودي به زني نگاه نمي‌کردي و اگر عارف بودي دل تو به غير حق به کسي ميل نمي‌کرد و غير از حق را نمي‌ديد. اين را بگفت و ناپديد شد. فهميدم که او انسان نبود بلکه فرشته‌اي بود براي تنبيه من که آتش در جان من اندازد.
و از سخنان اوست:
"دوستي با کسي کن که به تغيير تو متغير نگردد."
"بنده خدا باش در همه حال، چنان که او خداوند توست در همه حال."