عید قربان بر همگان مبارک باد

عید قربان بر همگان مبارک باد

عید قربان، روز کامل شدن خویشتن خویش است و روز رها شدن از خویشتن خویش نیز است و در این طریق روز رسیدن به اوج دلداگی نیز محسوب می شود.

حال که وادی عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسی پشت سر نهاده ای و مشعر را که محل شعور و آگاهی است، تجربه کرده ای و سلاحی برای مبارزه با شیطان اندوخته ای، اکنون به منی رسیده ای که سرزمین رسیدن به عشق و دلباختگی است.

عید قربان، امروز فرا رسید و زمان رهایی از هر آنچه غیر خدایی است، تجلی یافت و تو زائر منایی، درست نخستین قربانگاه مشی و طریق ابراهیمی هستی.

عید قربان، یعنی ای زائر که تا این مرحله آمده ای از هر چه تعلق است دور شو، یعنی خود را از هوای نفس بری ساز، یعنی از حصار تنگ خودخواهی بیرون آی.

با رسیدن به مرحله قربانی، دیگر چیزی نمانده به عشق برسی و حاجی شوی.

 

زائر خانه خدا در این روز سبک بال می شود، زیرا اسماعیل وجودش را با هر آنچه که بدان وابسته است و همه جلوه های دنیوی دارد، قربانی می کند تا رها شود.

عید قربان، جشن رهیدگی از بندگی نفس است، عید قربان تجلی گاه بندگی است و درست با همین خصوصیت است که عید قربان پاک ترین عیدهاست.

عید قربان، پاک ترین عیدهاست فقط به خاطر اینکه انسانی نو متولد می شود که سرسپردگی و بندگی خدا را می پذیرد.

عید قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگی، بندگی خدا را دیکته می کند و ماحصل آن قرب خداست و این خود، کامل شدن بندگی است.

امروز نهیب ابراهیم خلیل، از منا به گوش می رسد که ای حاجی باید از تعلقات دنیوی ببری، تعلق تو هر چه باشد، از جنس این دنیایی است، ولی تعلق من اسماعیل تنها پسرم بود که در پاسخ عشق به معبود به قربانگاهش بردم.

میعادگاه ابراهیم، منا، برای ذبح فرزندش، آن هم جوانی برومند به نام اسماعیل بود که خود بسیاری از مسیر عبودیت را به همراه مادرش هاجر پیمود و این همراهی را نیز با همه وجودش و با رغبتی تمام با پدرش انجام داد تا رسالتی که ابراهیم بر دوش داشت به سرانجام رسد.

امروز عید قربان است، روز اسماعیل است تا جوانمردی را به اوج برساند، آری امروز روزی است که اسماعیل مشتاقانه خود را در اختیار پدر نهاد تا در پای عشق خدایی به مسلخ رود.

 

امروز عید قربان است، روز ابراهیم است، زیرا به بندگی کامل می رسد و آفریننده را لبیک می گوید و فریب شیطان را نمی خورد.

و این ندای خداوند رحمان است که از طریق جبرییل ملک وحی در وسعت منا به گوش می رسد که ابراهیم و اسماعیل، ای پدر و پسر پیامبر، هر دوی شما امتحان باز پس دادید و از این امتحان سربلند بیرون آمدید، گوسفند پاداش بندگی شماست و تو ای ابراهیم این گوسفند را به جای اسماعیل قربانی کن.

این ندا، یعنی از این پس قربانی انسان در پیشگاه خدایان ممنوع است و خدای واحد تشنه خون نیست و حاجی، تو نیز که آزمون پس داده ای تا به مرحله قربانگاه برای قربانی کردن برسی، جمره عقبه، آخرین ستون شیطان را یعنی همه جلوه های شیطنت را رمی کرده ای و هوای نفس را باز پس رانده ای.

حاجی، حال که قربانی کردی، اعمال تو باقی است، هنوز تمام نشده ای، به میمنت قربانی در پیشگاه خدا، خود را زینت کن و تقصیر نما.

باید دوباره نیز رمی کنی، آن هم با وقوف دو روزه در منا، آن هم نه یک جمره، بلکه هر سه جمره را تا تماما کل شیطان را، با همه ویژگی هایش طرد کنی و چون به این مرحله رسیدی به اکمل اعمال می رسی.

ولی باز خداوند از تو که حاجی شده ای، اعمال دیگری را می طلبد، خانه اش که قبله گاه همیشگی توست را باید طواف کنی و باز باید تلاش هاجر آن زن صبور سیه چرده را با سعی در صفا و مروه اجر نهی.

 

راستی چه حکمتی در این عدد مقدس یعنی هفت است که خداوند در اعمال و مناسک حج اش، زائرش را به تکرار هفت باری اعمال دستور می دهد:

هفت بار طواف زیارت - هم در عمره و هم در حج تمتع - هفت بار سعی در صفا و مروه،

هفت بار رمی شیطان و هفت بار طواف نسا.

تبریک سال نو

تبریک سال نو

اشعار بهاری زیبا و خواندنی از شعرا

 

مولانا

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد / که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد/ همی ‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی / بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد.

بهار خوش عذار آمد


بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

خوش و سرسبز شد عالم، اوان لاله زار آمد

ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد

به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد

گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت

همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ ها زان دیار آمد

سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی

به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد

که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد

همی ‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی

بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد

صنوبر گفت راه سخت، آسان شد به فضل حق

که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد

ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو

به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
عید نوروز و فرارسیدن بهار دل انگیز بر همگان مبارک باد

شعر قیصر امین پور درباره کربلا

شعر قیصر امین پور درباره کربلا 

خوشا از دل نم اشکی فشاندن

به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان یاد کردن

زبان را زخمه فریاد کردن

خوشا از نی خوشا از سر سرودن

خوشا نی نامه ای دیگر سرودن

نوای نی نوایی آتشین است

بگو از سر بگیرد، دلنشین است

نوای نی نوای بی نوایی است

هوای ناله هایش، نینوایی است

نوای نی دوای هر دل تنگ

شفای خواب گُل، بیماری سنگ

قلم،تصویر جانکاهی است از نی

علم،تمثیل کوتاهی است از نی

خدا چون دست بر لوح و قلم زد

سر او را به خط نی رقم زد

دل نی ناله ها دارد از آن روز

از آن روز است نی را ناله پرسوز

چه رفت آن روز در اندیشه نی

که اینسان شد پریشان بیشه نی؟

سری سر مست شور و بی قراری

چو مجنون در هوای نی سواری

پر از عشق نیستان سینه او

غم غربت،غم دیرینه او

غم نی بند بند پیکر اوست

هوای آن نیستان در سر اوست

دلش را با غریبی، آشنایی است

به هم اعضای او وصل از جدایی است

سرش برنی، تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گردید، گه دال

ره نی پیچ و خم بسیار دارد

نوایش زیر و بم بسیار دارد

سری برنیزه ای منزل به منزل

به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر

که با خود باری از سر دارد اشتر؟

گران باری به محمل بود بر نی

نه از سر،باری از دل بود بر نی

چو از جان پیش پای عشق سر داد

سرش بر نی ، نوای عشق سر داد

به روی نیزه و شیرین زبانی

عجب نبود ز نی شکر فشانی

اگر نی پرده ای دیگر بخواند

نیستان را به آتش می کشاند

سزد گر چشمها در خون نشینند

چو دریا را به روی نیزه بینند

شگفتا بی سرو سامانی عشق

به روی نیزه سرگردانی عشق

ز دست عشق در عالم هیاهوست

تمام فتنه ها زیر سر اوست

فرا رسيدن محرم ، ماه پيروزي خون بر شمشير تسلیت باد

فرا رسيدن محرم ، ماه پيروزي خون بر شمشير تسلیت باد 

ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را بر تمامی شیعیان ومحبین به خاندان اهل بیت عصمت وطهارت وبر همه شما ولایتمداران تسلیت عرض مینماییم 

باز چشم شـیعه گـریان می‌شود
شـیعه دیگـر بـار نـالان مـی‌شود

کشتــزار رُخ ز اشــک بــی امان
آبیــاری می‌شــود از آن خــزان

دسـت‌ها بر سینــه‌ها بی اختیـار
از  غـم  سـالار دیـن گـردد نثـار

شیعه را بر لب مدامست ، آه ! آه !
جـامه بـر تـن می‌کنـد امّـا سیاه

بـاز  هـم  مـاه  محـرّم  می‌رسـد
مـاه حُـزن و درد و مـاتم می‌رسد

روز  عاشورا  نه  مـاتم  در  زمین
عرش حق را بیش ازین غوغا ببین

نوحه خوان جبریل و جمع عرشیان
اشک می‌ریـزد و هم بر سـر زنان

شیعه ! در سوگ حسین آگاه باش
به عمل در محضرش همراه باش

چون عمل آورده‌ای  بر سینه زن
گریه  کـن  آبـی  بر آن آیینه  زن

شستشـو  ده  زآینـه  زنــگار  را
ده  تســلّی  با  عــزایت  یـار  را

قطره‌ی اشکی که از دل می‌چکد
از دلی بیــدار و قابــل می‌چـکد

روز محشر نیست آن دل در هراس
چون عزا را در خور او داشت پاس

شیعه ! خـود را بر عزا آمـاده کن
یاد آن جـان بر رضـایت داده کن

داستــان  کــربلا  آور بــه یــاد
کن نظر بر کاف، ها ، یا ، عین ، صاد

کـاف اشــارت می‌کنـد بر کـربلا
تا کُنـد اعمـال دشمــن بـر مَـلا

ها ، هلاک اهل بیـت عترت است
یا ، یزیـد بی حیـا و غیـرت است

عین یـادی از عطش‌های حسین
صـاد  باشـد  صبـر والای حسین

ای حسین، ای وای بر قوم لعین
با تو رفتـاری نمـودند این چنین

کربلایت گـرچه سختی‌ها رسـاند
همچو حـرّ از نـار بر جنّت کشاند

کربلایت پرچم صبـر است و درد
کربلایت  سـاحتِ  مـردانِ  مـرد

کربلایـت  داستـان بنـدگی است
قصّه‌ی ایثار و خود افکندگی است

کربلایـت  مسلـخ  قربـانی  است
کربلایـت جای جان افشانی است

گر  که  ابراهیـم  اسماعیـل  داد
کربـلا هفتـاد  و  دو  هابیـل داد

ای که در تو خون زهرا جاری است
خـون تو احیـاگر دینـداری است

دین اسلام از محمّد جـان گرفت
از تو باقی مانـد و پشتیبان گرفت

حق همی خواهد تو را بیند قتیل
گام‌ها محکـم کنی در ایـن سبیل

محرم ماه قیام و پیام

  محرم ماه قیام و پیام

محرم ماه قیام و پیام است. ماهي كه به نام فرياد مناديان آزادي و آزادگي در تاريخ جهان شناخته مي شودو هرساله عاشقان حق و حقيقت همنوا با كاروان كربلا ، شور و شعورعاشورايي را احيا مي كنند و عشق به خاندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام را در دلها زنده نگه مي دارند.

محرم گاه رها شدن روح انسان‏‌ها از زندان نفس است . زمان تفكر درماهيت قيامي است كه بقاي دين وانسانيت را تضمين كرد. محرم زمان آموختن رسم زندگي از سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) است . بزرگ مردي كه در واپسين لحظات حيات پربار خويش با جمله" اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد" دشمنان دين را به رهايي از اسارت و بندگي نفس فراخواند.

قيام خونين سومين پيشواي شيعيان جهان در پس غبار قرن ها هنوزرنگ و بوي تازه دارد. واقعه عاشورا كامل ترين نمونه تقابل كفر و ايمان و مبارزه حق عليه باطل است كه آثار آن در تمام ابعاد تاريخ شيعه و زندگي آزادگان و آزادانديشان جهان مشهود است. واقعه عاشورا يك رويداد ساده نيست، يك دانشگاه، يك مكتب و يك بينش است .فرصتي ارزشمند براي آموختن مهمترين درس ذلت‌گريزي، ستم‌ستيزي و حمايت از دين و پايبندي به آداب و اصول اسلامي است .

اميد است تا محرم امسال جوانان و آينده سازان ايران اسلامي بتوانند با تفكر و تعمق درواقعه كربلا و تمسك به ريسمان مودت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در مسير سعادت و كمال گام بردارند و نمونه اي از وارستگان مكتب عاشورا باشند.

تبریک میلاد پیامبر و امام صادق


خجسته میلاد پیامبر رحمت و بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)

 و میلاد فرخنده حضرت امام صادق (ع) مرجع امامت و ولایت بر همه

مسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد




 

 

از سخنان گهربار حضرت محمد (ص)

 

«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.»

«شجاع ترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»

«بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند.»

«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»

«لذت حسود از همه کس کمتر است.»

«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»

«ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»

«پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»

«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»

«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»

«صدقه خشم خداوند را فرو می نشاند و از مرگ بد جلوگیری می کند.»

«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد می کند.»

«نخستین چیزی که به حساب آن می رسند نماز است.»

«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»

«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»

«استغفار وسیله محو گناهان است.»

«دروغ روزی را کاهش می دهد.»

«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»

«پرخوری دل را سخت می کند.»

«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»

«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام می دهی.»

«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»

«گشاده رویی کینه را می برد.»

«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنی ها همراه است.»

«صدقه گناه را از بین می برد، چنانکه آب آتش را خاموش می کند.»

«حیا مایه زینت است.»

«تقوا مایه بزرگی است.»

«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»

 از سخنان گهربار حضرت امام جعفر صادق (ع)

اگر به کسی احسان نمودی مبادا آن نیکوکاری را با منّت بسیار و به رخ کشیدن تباه سازی».

«از ستیزه جویی بپرهیز، زیرا عملت را از بین می برد.»

«بسیار دعا کنید! چون خداوند، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند، دوست دارد.»

«سه چیز محبت آور است: ۱ ـ دین داری ۲ ـ فروتنی ۳ ـ بخشش.»

«سه چیز کینه آور است: ۱ ـ نفاق ۲ ـ خودبینی.»

«سه خصلت قدر و منزلت فرد را پایین می آورد: ۱ ـ حسادت ۲ ـ سخن چینی ۳ ـ سبک مغزی (نادانی).»

«اگر خواهان احترامی نرمخو باش و اگر خواهان اهانتی تندخو باش.»

«هیچ جهلی زیانبارتر از خودپسندی نیست.»

«سودمندترین چیزها برای آدمی توجه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است.»

«فرد مؤمن در سرای دنیا بیگانه و غریب است، نه از خواری آن بیتابی کند و نه در کسب عِزتش با دنیاپرستان رقابت نماید.»

امام صادق(ع) در جواب این سؤال که راه آسودگی کجاست؟ فرمود: «در مخالفت هوا و هوس

تبریک میلا حضرت علی(ع)

میلاد پر برکت امام اول شیعیان حضرت ایرالمومنین علی (ع) را به همه مسلمین جهان

بویژه شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم .

فاطمه ازپاکترین و عطر آگین ترین نشانه آسمانی


   فاطمه ازپاکترین و عطر آگین ترین نشانه آسمانی 

فاطمه گویاترین فریاد عشق             روح سبز عاطفه، همزاد عشق

ای دلت پر نور تر از آفتاب                 ای كلامت عشق را تفسیر ناب

موج زن در هر كلامت شط نور           خطبه هایت شرح ناب خط نور

حرفهایت مرهم زخم علی               خطبه ات برّان چو شمشیر ولی

مظهر یكتا پرستی جز تو كیست        راز نامكشوف هستی جز تو كیست

رخ نهان می كرد از شرم تو ماه         پیش تو خورشید گم می كرد راه

مریم از تو معرفت آموخته                 چشم بر دست تو هاجر دوخته

دست اعجاز تو موسی آفرین            بر تو گوید صد چو موسی آفرین

آب كوثر اشكهای چشم توست         آتش دوزخ نشان خشم توست

ای شب تردید را صبح یقین              آفتاب آسمانی در زمین

در تنور عشق چون بگداختی            با علی با قرص نانی ساختی

با علی آن سوی باور رفته ای           تا خدا با بال حیدر رفته ای

در فصول بی بهار عاطفه                 آمدی با كوله بار عاطفه

آمدی در وادی لبریز ظلم                 ای بهار عدل در پائیز ظلم

آمد و با خامه ای از جنس درد          عشق را بر لوح دل ترسیم كرد

ای فروغ دیدگان بو تراب                  نور نابی نور نابی نور ناب

در سر سودایی من شور توست       حیرت آیینه از منشور توست

میلاد فرخنده عطر گل یاس حضرت فاطمة الزهرا (س) برهمه

مسلمانان و دوستارانش گرامی باد.

در سوک شهادت حضرت فاطمه ( سلام الله علیها)

در سوک شهادت حضرت فاطمه ( سلام الله علیها)

ای به خاک  برآمیده افلاکی !

شهادتت به حق شهادت می دهد و رفتنت رفته ها را به یادها می آورد .

خفتنت در خاک تیره ، خفتگان تیره روز را بیدار می کند .

مزار پنهانت ، پنهانهاها را آشکار می کند و گریه هایت از خنده های ناحق پرده بر می دارد .

در ایام فاطمیه ، دلهای عاشق و بی قرار سرود غم می خواند و منظومه اندوه می سراید .

فاطمیه فصل و موسم تجدید داغ های علیست .

در سوگ زهرا(س) آسمان دل ما ابری و هوای چشمانمان بارانیست .

شیعه امروز ، در فاطمیه ای به وسعت ایران سر بر شانه مظلومیت می گذارد و اشک می ریزد .

وقتی یک بوستان ، خزان زده شود ؛ وقتی یک گل پرپر گردد ؛ وقتی بلبلی به هجران گل مبتلا شود ،

چه می ماند جز فصل نالیدن و موسم گریستن ؟ و فاطمیه همان فصل و موسم است و جایگاه چشمان گریان مشتاقان واهل نظران قلم عشق و بس.

فرا رسیدن شهادت فاطمه زهرا (س) بر شیعیان راستین آن حضرت تسلیت باد .


ترنم بهاری

 ترنم بهاری

bahar سه شعر بهاری
بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد / که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد/ همی ‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی / بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد….
بهار خوش عذار آمد
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم، اوان لاله زار آمد
ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد
سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی
به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد
بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
همی ‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت، آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
بوی شکفتن رسیدمنتظران بهار! بوی شکفتن رسید
مژده به گل‌ها برید، یار به گلشن رسید
لمعه مهر ازل، بر در و دیوار تافت
جام تجلی به دست، نور ز ایمن رسید
نامه و پیغام را رسم تکلف نماند
فکر عبارت کراست معنی روشن رسید
زین چمنستان کنون، بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق، هیچ کس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت، وقت رسیدن رسید
عیدنوروز برهمگان مبارک باذ

تسلیت اربعین حسینی

اربعین حسینی را به همه شیفتگان و عاشقان امام حسین (ع) بویژه شیعیان

جهان تسلیت و تعذیت عرض می کنیم و در سوک آن می نشینیم .

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.

عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد.

عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.

عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.

آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.

اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.

اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.ر

اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.

اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.

گل خوش رنگ و بوی من حسین است

بهشت آرزوی من حسین است

مزن دم پیش من از لاله رویان

که یار لاله روی من حسین است

من آن مداح مست سینه چاکم

که ممدوح نکوی من حسین است

همه در گفتگوی این و آنند

ولیکن گفتگوی من حسین است

سخن بی پرده می گویم زمستی

می و جام و سبوی من حسین است

چو مرغ حق که از حق میزند دم

طنین های و هوی من حسین است

از آن بر تربتش سایم جبین را

که عز و آبروی من حسین است

احد گوئی از آن باشد شعارم

که پیر و نکته گوی من حسین است 

تسلیت محرم و روز عاشورای حسینی

تسلیت محرم و روز عاشورای حسینی

محرم و روز عاشورای حسینی

روزپیام، خون و شهادت و ایثارو از خود

گذشتگی در راه خداوند است که :

همه انسانهای عاشق امام حسین

را غمخوارمی سازد.

اینروز غم انگیزرا به همه شیعیان و مسلمین

جهان تسلیت عرض می کنم

روز عاشورا نمی دانی که هست

ماتم جانی که از قرنی به است

پیش مومن کی بود این غصه خوار

قدر عشق گوش عشق گوشوار

پیش مومن ماتم آن پاک روح

شهره تر باشد ز صد طوفان نوح

ب۷۹۰ ۷۹۳ دفتر ششم مثنوی

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان

ز آنکه بد مرگی است این خواب گران

روح سلطانی ز زندانی بجست

جامه چه درانیم و چو خاییم دست

چونکه ایشان خسرو دین بوده اند

وقت شادی شد چو بشکستند بند

سوی شادروان دولت تاختند

کنده و زنجیر را انداختند

روز ملک است و گش و شاهنشهی

گر تو یک ذره از ایشان آگهی

ورنه ای آگه برو بر خود گری

ز آنکه در انکار نقل و محشری

بر دل و دین خرابت نوحه کن

که نمی بیند جز این خاک کهن

ور همی بیند چرا نبود دلیر

پشتدار و جان سپار و چشم سیر

در رخت کو از می دین فرخی

گر بدیدی بحر کو کف سخی

آنکه جو دید آب را نکند دریغ

خاصه آن کاو دید آن دریا و میغ

مثنوی دفتر ششم ب ۷۹۵ ۸۰۵

در سوگ شب شهادت ششمین اختر تابناک ولایت و امامت  

در سوگ شب شهادت ششمین اختر تابناک ولایت و امامت 

حضرت امام صادق ( ع ) 

 

ز داغ حضرت صادق دلم تنها نمی سوزد
دلی نبوَد که از این داغ جان فرسا نمی سوزد

به حال حضرتش سوزد دل هر سنگِ سخت،امّا
دل منصور دون بر حال آن مولا نمی سوزد

ز انگور به زهر آلوده آخر کرد مسمومش
دل گلچین به پَرپر کردنِ گلها نمی سوزد

شهی کز نور علمش، عالَم علم است نورانی
چرا بر تربتش شمعی در این شبها نمی سوزد

بُوَد قبر رئیس مذهب ما در بقیع ویران
غمی زین بیش در عالم دل ما را نمی سوزد

جهانی گرید و نالد «مؤید» زین عزا لیکن
ولی همچون دل فرزند او موسی نمی سوزد

********************

مردی غروب کرد وقتی افق شکست

خورشید دیگری جای پدر نشست

او یک امام بود هرچند بی قیام


اویک رسول بود جبریل شاهد است

در آخرین کلام حرفش نماز بود

اوجعفر خداست،پیری که بود و هست

از ترس بشکند دشمن نماز او

این یک نماز نیست تیغی است روی دست

از پای منبرش بستند دست او

قومی عبا به دوش جمعی قلم به دست

آتش چه می کند با خانه خلیل

کاذب چه می برد از صادق الست

حرف از ثواب شد تشییع آمدند

ای دهر نابکار ای روزگار پست

زیر جنازه اش جمعند عده ای

فامیل بی نماز یا با نماز مست

کاش از ره ثواب جمعی به کربلا

تشییع شاه را بودند پای بست

وقتی افق شکست رأسی طلوع کرد

منبر سنان شد و واعظ بر آن نشست

شهادت حضرت امام صادق ( ع ) 
را بر همه آزادگان جهان بویژه  
دوستداران اهل بیت علیهم السلام 
تسلیت عرض می کنم و در سوگ  
شهادت جانسوز آن بزرگوار می نشینم
 

عید مبعث حضرت ختم المرتبت حضرت محمد ( ص ) به تمام مسلمين

عید مبعث حضرت ختم المرتبت حضرت محمد ( ص ) به تمام مسلمين

جهان مباركباد .

«اقرأ باسم ربک الذی خلق» در جانِ روشن پیامبر

صلی الله علیه و آله طنین انداخته است .قرآن، بر قلب

 مبارک پیامبری نازل می شود که امین وحی است و

 دلسوز مؤمنان...بی تاب از حرارت تکلیم، از قله

«نبوت» باز می گردد.مردی از نسل ابراهیم، به پیامبری

 مبعوث می شود تا دیگر بار کعبه را از آلایش بت ها

 پاک سازد.پیامبری می آید تا تجلی رحمتِ خداوند باشد.

پیامبری بی تاب از کوه فرود می آید که جبرئیل را در

افق روشن دیده است.پیامبری که در رساندن پیام وحی

به مردمان دریغ نمی ورزد.آن گاه، محمّد رسول اللّه در

عرش طنین می اندازد: یا محمّد! خداوند چه قدر تو را

 دوست می داشت که افلاک را به خاطر تو آفرید.

ای که جان پاکت، زحمت درس و مشق نبرد بود و قلبت

 لوحِ محفوظ علم الهی. آری! «هو الذی بعث فی الامیّین

رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلّمهم الکتاب

 و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین»

سلام بر تو ای پیامبر که بشر را از گمراهی آشکارش

 نجات دادی و در راه هدایت خلق خدا، به جان کوشیدی

و احکام شریعت خداوند را برقرار ساختی!

سلام بر تو که آیین یکتاپرستی را احیا کردی!

 و خدا را سپاس می گوییم که پیامبری چون تو را

 برای ما فرستاده است


عيد نو روز و بهار 1391 برهمه مشتاقان بهار مباركباد  

عيد نو روز و بهار 1391 برهمه مشتاقان بهار مباركباد  

 نوروزتان مبارک | ---

 

 

 

اي نوبهار عاشقان داري خبر از يار ما
اي از تو آبستن چمن و اي از تو خندان باغ‌ها
اي بادهاي خوش نفس عشاق را فريادرس
اي پاکتر از جان و جا آخر کجا بودي کجا
اي فتنه روم و حبش حيران شدم کاين بوي خوش
پيراهن يوسف بود يا خود روان مصطفي
اي جويبار راستي از جوي يار ماستي
بر سينه‌ها سيناستي بر جان‌هايي جان فزا
اي قيل و اي قال تو خوش و اي جمله اشکال تو خوش
ماه تو خوش سال تو خوش اي سال و مه چاکر تو را 

 

درطواف شمع مي گفت اين سخن پروانه اي
سوختم زين آشنايان اي خوشا بيگانه اي
بلبل ازشوق گل وپروانه ازسوداي شمع
هرکسي سوزد بنوعي درغم جانانه اي
گراسيرخال وخطي شد دلم عيبم مکن
مرغ جائي ميرود کانجاست آب ودانه اي
تا نفرمائي که بي پروانه ئي درراه عشق
شمع وش پيش توسوزم گردهي پروانه اي
منعمان راخانه آبادان ودل خرم چه باک
گرگدائي جان دهددر گوشۀ ويرا نه اي
کي غم بنيادويران داردآن کش خانه نيست
روخبرگيراين معاني رازصاحب خانه اي
عاقلانش باززنجيري دگربرپا نهند
روزي ار زنجيرازهم بگسلد ديوانه اي
اين جنون تنهانه مجنون رامسلم شد بهار
باش کزماهم فتد اندرجهان افسانه اي 

 

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
 ز سوسن بشنو اي ريحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
گل از نسرين همي‌پرسد که چون بودي در اين غربت
همي‌گويد خوشم زيرا خوشي‌ها زان ديار آمد
سمن با سرو مي‌گويد که مستانه همي‌رقصي
به گوشش سرو مي‌گويد که يار بردبار آمد
بنفشه پيش نيلوفر درآمد که مبارک باد
که زردي رفت و خشکي رفت و عمر پايدار آمد
همي‌زد چشمک آن نرگس به سوي گل که خنداني
بدو گفتا که خندانم که يار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگي به ره بري چو تيغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنيا بنه ترکان زيبارو
به هندستان آب و گل به امر شهريار آمد
ببين کان لکلک گويا برآمد بر سر منبر
که اي ياران آن کاره صلا که وقت کار آمد

مولانا

برخيز که مي‌رود زمستان
بگشاي در سراي بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وين پرده بگوي تا به يک بار
زحمت ببرد ز پيش ايوان
برخيز که باد صبح نوروز
در باغچه مي‌کند گل افشان
خاموشي بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زير گليم و عشق پنهان
بوي گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمي که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تيرباران
سعدي چو به ميوه مي‌رسد دست
سهلست جفاي بوستانبان

 

آمد بهار خرم با رنگ و بوي طيب
با صد هزار زينت و آرايش عجيب
شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود
گيتي بديل يافت شباب از پي مشيب
چرخ بزرگوار يكي لشگري بكرد
لشگرش ابر تيره و باد صبا نقيب
نقاط برق روشن و تندرش طبل زن
ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب
آن ابر بين كه گريد چون مرد سوگوار
و آن رعد بين كه نالد چون عاشق كثيب
خورشيد ز ابر تيره دهد روي گاه گاه
چونان حصاريي كه گذر دارد از رقيب
يك چند روزگار جهان دردمند بود
به شد كه يافت بوي سمن را دواي طيب
باران مشك بوي بباريد نو بنو
وز برف بركشيد يكي حله قصيب
گنجي كه برف پيش همي داشت گل گرفت
هر جو يكي كه خشك همي بود شد رطيب
لاله ميان كشت درخشد همي ز دور
چون پنجه عروس به حنا شده خضيب
بلبل همي بخواند در شاخسار بيد
سار از درخت سرو مر او را شده مجيب
صلصل بسر و بن بر با نغمه كهن
بلبل به شاخ گل بر بالحنك غريب
اكنون خوريد باده و اكنون زييد شاد
كه اكنون برد نصيب حبيب از بر حبيب

از رودکي

برافكند اي صنم ابر بهشتي
زمين را خلعت ارديبهشتي
بهشت عدن را گلزارماند
درخت آراسته حور بهشتي
جهان طاوس گونه گشت ديدار
به جايي نرمي و جايي درشتي
زمين برسان خون آلوده ديبا
هوا برسان نيل اندوده مشتي
بدان ماند كه گويي از مي و مشك
مثال دوست بر صحرا نبشي
زگل بوي گلاب آيد ازآن سان
كه پنداري گل اندر گل سرشتي
به طعم نوش گشته چشمه آب
به رنگ ديده آهوي دشتي
چنان گردد جهان هزمان كه گويي
پلنگ آهو نگيرد جز به كشتي
بتي بايد كنون خورشيد چهره
مهي كو دارد از خورشيد پشتي
بتي رخسار او همرنگ ياقوت
م‍ئي برگونه جامه كنشتي
دقيقي چارخصلت برگزيدست
به گيتي در زخوبيها و زشتي
لب بيجاده رنگ و ناله چنگ
مي چون زنگ و كيش زرد هشتي

دقيقي

بامدادي که تفاوت نکند ليل و نهار

 

خوش بود دامن صحرا و تماشاي بهار

صوفي از صومعه گو خيمه بزن بر گلزار

 

که نه وقتست که در خانه بخفتي بيکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

 

نه کم از بلبل مستي تو، بنال اي هشيار

آفرينش همه تنبيه خداوند دلست

 

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود

 

هر که فکرت نکند نقش بود بر ديوار

کوه و دريا و درختان همه در تسبيح‌اند

 

نه همه مستمعي فهم کنند اين اسرار

خبرت هست که مرغان سحر مي‌گويند

 

آخر اي خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبيند اثر قدرت او

 

غالب آنست که فرداش نبيند ديدار

تا کي آخر چو بنفشه سر غفلت در پيش

 

حيف باشد که تو در خوابي و نرگس بيدار

کي تواند که دهد ميوه‌ي الوان از چوب؟

 

يا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

وقت آنست که داماد گل از حجله‌ي غيب

 

به در آيد که درختان همه کردند نثار

آدمي‌زاده اگر در طرب آيد نه عجب

 

سرو در باغ به رقص آمده و بيد و چنار

باش تا غنچه‌ي سيراب دهن باز کند

 

بامدادان چو سر نافه‌ي آهوي تتار

مژدگاني که گل از غنچه برون مي‌آيد

 

صد هزار اقچه بريزند درختان بهار

باد گيسوي درختان چمن شانه کند

 

بوي نسرين و قرنفل بدمد در اقطار

ژاله بر لاله فرود آمده نزديک سحر

 

راست چون عارض گلبوي عرق کرده‌ي يار

باد بوي سمن آورد و گل و نرگس و بيد

 

در دکان به چه رونق بگشايد عطار؟

خيري و خطمي و نيلوفر و بستان افروز

 

نقشهايي که درو خيره بماند ابصار

ارغوان ريخته بر دکه خضراء چمن

 

همچنانست که بر تخته‌ي ديبا دينار

اين هنوز اول آزار جهان‌افروزست

 

باش تا خيمه زند دولت نيسان و ايار

از صميم دل عيد نوروز را به همه شما تبريك عرض ميكنم 

و براي همه شما هموطنان و خانواده تان در سر اسر جهان سال  

پر بركت و پر باري همراه با سلامتي  از درگاه خداوند باريتعالي آرزو دارم .