پرواز سالک
آن گاه که سالک، سیر و سلوک معنوی اش را آغاز کند، پرواز روح را در سفری روحانی به نظاره می نشیند، در معراج به عالم ملکوت یا عالم جبروت یا عالم اسماء و صفات، آنجا که غایة المعراج همه سفرها و حرکت هاست، همانجا که بارگاه امن الهی است. تا زمانی که روح انسان گاه در طارم اعلا و گاه تا پیش پای خود در نوسان است، هنوز به کمال نرسیده است. پس باید با مجاهدت و تلاش مرغ روح را به عالم عِلوی پرواز داد و با عارفانی چون چمران عزیز همسفر شد، او که فرموده است:
خدایا تو را شکر می کنم که لذت معراج را بر روح ارزانی داشتی تا گاه گاهی از این دنیای مادی درگذرم و از آنجا جز وجود تو را نبینم و جز بقای تو چیزی نخواهم و بازگشت از ملکوت اعلا برای من شکنجه ای آسمانی باشد که دیگر به چیزی دل نبندم و چیزی دلم را نرباید.
کسی که آسمانی و با ملکوتیان همراه شود، لایق درک جلوه الهی و مشاهده وجه الله خواهد شد. حضرت موسی علیه السلام پیغام خدای متعال را در سفر روحانی خود شنید، نفس گرم محبوب را در سینه پاک خود احساس کرد که «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ» (طه: 12)؛ یعنی تو وارد حریم من شدی و مهمان من هستی، اینجا کوی قرب من، وادی ایمن و وادی مقدس است، پس دل بستگی ها را به کناری بنه.
پس از شنیدن این جملات، خداوند متعال ید بیضا و عصا به او عطا کرد؛ ید بیضا، جلوه خداست، ولی او جلوه یار را می خواهد و به دنبال اسم جمال و اسم نور است و می گوید: «قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیْکَ». (اعراف: 143)
تشنگی دیدار، موسی را به این تقاضا واداشت. گرچه نمی توان خدا را با چشم سر دید، اما سیر همه عالَم به سوی اوست و «فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقًا» (اعراف: 143).
پس آن گاه که پروردگار در آن (کوه) تجلی یافت، آن را تکه تکه (متلاشی) کرد، در آن لحظه موسی بیهوش شد. ازاین رو، هر گاه آدمی به نشانه های عشق رسید، بی قرار در پی یار رود. به قول حافظ:
| باتو آن عهد که در وادی ایمن بستیم |
همچو موسی اَرَنی گو به میقات بریم |
| کوس ناموس تو بر کنگره عرش زدیم |
عَلَم عشق تو بربام سماوات بریم |
حافظ
الهی، کسی که نور عشق تو بر دل او تابیده است، تا به کوی تو نرسد، آرام نگیرد. شوریده حالان قرار ندارند و همواره در حال گذار از این عالمند.
| به سویت می شتابم عاشقانه |
نه سامان دارم از عشقت نه خانه |
| زدی آتش به جانم با مروت |
که آهش می کشد از دل زبانه |
| بیابان پرورم کردی چون مجنون |
پی دیدار لیلایم روانه |
همه خواست عارف نیز همان است که مولای عارفان در مناجات شعبانیه می فرماید:
اِلهی هَبْ لی کَمالَ الْانقطاعِ اِلَیْکَ و اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبنا بضیاءِ نَظَرِها اِلَیْکَ.
معبودا، بر من ببخش کمال انقطاع به درگاهت را و روشن ساز دیده دل ما را به تابش نظر خود.
و شهید چمران به پیروی از مولا فرمود: «خوش دارم از همه چیز و همه کس ببرم و جز خدا انیس و همراهی نداشته باشم».
پدید آورنده: اسماعیل منصوری