آشنایی با سوره‌های کتاب آسمانی/مائده

آشنایی با سوره‌های کتاب آسمانی/مائده

 
قرآن

در حدیثی آمده است که پیامبر اکرم(ص) در خطبه حجه الوداع فرمودند: سوره ماده آخرین سوره ای است که بر من نازل شده است. حلالش را حلال دارید و حرامش را حرام.

به گزارش خبرگزاری تسنیم ،  مائده یعنی طَبّق یا سفره غذا و سوره مدنی است.


در حدیثی آمده است که پیامبر اکرم(ص) در خطبه حجه الوداع فرمودند: سوره ماده آخرین سوره ای است که بر من نازل شده است. حلالش را حلال دارید و حرامش را حرام. از برخی روایات بر می‌آید که این سوره دو یا سه ماه قبل از رحلت پیامبر اکرم(ص) نازل شده است.(1)
بخش اعظم این سوره به بیان پاره‌ای از احکام اسلام می‌پردازد. مسائلی چون: وفای به عهد، عدالت اجتماعیف احکام حدود و قصاص، شهادت به عدل، تحریم قتل نفس، غذاهای حلال و حرام و برخی احکام وضو و تیمم.
بخش قابل توجهی از سوره نیز به بیان عقاید باطل و ناروا و شرکت آلود اهل کتاب یعنی یهود و نصاری می‌پردازد و حجت را بر آنان تمام می‌کند و آنان را در مورد عقاید فسادشان هشدار و بیم می‌دهد. در ضمن به رفتار ناروای آنان با پیامبرانشان یعنی حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) نیز اشاره می‌کند.


در آیات 112 تا 115 داستان درخواست اصحاب مسیح(ع) برای نزول مائده آسمانی ذکر می‌شود:
(و ]یاد کن[ هنگامی را که حواریون گفتند: «ای عیسی بن مریم،‌آیا پروردگارت می تواند از آسمان، خوانی برای ما فرود آورد؟»
]عیسی[ گفت: «اگر ایمان دارید، از خدا پروا دارید.»
گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌های ما آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و از شاهدان بر آن باشیم.»
عیسی بن مریم گفت: «بارالها، پروردگارا، از آسمان خوانی بر ما فروفرست تا عیدی برای اول و آخمر ما باشد و نشانه‌ای از جانب تو و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی»
خدا فرمود: «من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، و]لی[ هر کس از شما پس از آن انکار ورزد ] و از ایمان به خدا و پیامبرش روی بگرداند[، وی را ]چنان[ عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را ]آنچنان[ عذاب نکرده باشم.»
در این داستان، یاران حضرت عیسی(ع) با اینکه معجزات بسیاری از آن حضرت دیده بودند، درخواست معجزه‌ای بی‌مورد کردند. حضرت مسیح(ع) خود معجزه‌ای بزرگ بود؛ چرا که خداوند او را بدون پدر آفریده بود و در گهواره با مردم سخن می‌گفت. کوران مادرزاد و بیماران را شفا می‌داد و به اذن خدا مردگان را زنده می‌کرد. همچنین دارای معجزات دیگری بود که همه آنها از آن اطلاع داشتند.
اما باز هم تقاضای معجزه‌ای دیگر کردند، آن هم با عباراتی دور از ادب در برابر خدا و پیامبر خدا. آنها گفتند: آیا پروردگار تو می‌تواند طَبّق غذایی برای ما از آسمان فرود آورد؟ گویی خدا را قادر مطلق نمی‌دانستند و در توانایی خدا بر انجام چنین کاری شک و تردید داشتند!
به جهت ناروا بودن این درخواست و زشتی بیان آنان، حضرت فرمود: اگر ایمان دارد از خدا بترسید. اما آنان بر خوئاسته خویش اصرار ورزیدند و گفتند: می‌خواهیم از آن بخوریم و دلهایمان آرامش یابد و بدانیم به ما راسته گفته‌ای!
حضرت با عبارات خویش – که ادب عبودیت و بندگی در آن کاملا  هویداست – از خدا درخواست کرد. خداوند پیامبرش را در خواهشی که کرده بود نا امید نساخت و دعای بنده صالح خود عیسی بن مریم را اجابت فرمود؛ اما شرط کرد که هر کس نسبت به این معجزه کفر ورزد، وی را به عذابی بی‌مانند – که هیچ کس به چنان عذابی گرفتار نشده است – دچار خواهد کرد.
نصاری بعد از دیدن همه این معجزات باز هم به خدا شرک آوردند و پس از عیسی(ع)، او و مادرش مریم را همچون دو خدا پرستیدند.


خداوند در آیات 116 تا 118 صحنه قیامت و گواهی و شهادت عیسی بن مریم(ع) در پیشگاه خدا را بیان می‌دارد و می‌فرماید:
(و ]یاد کن[ هنگامی را که خدا فرمود: «ای عیسی بن مریم، آیا تو به مردم گفتی: «من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟»»
گفت: «منزهی تو، مرا نزد که ]درباره خویشتن[ چیزی را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را می‌دانستی. آنچه در نفس من است تو می‌دانی؛ و آنچه در نفس من است تو می‌دانی و آنچه در ذات توست من نمی‌دانم، چرا که تو خودف دانای رازهای نهانی.
جز آنچه مرا بدان فرمان دادی ]چیزی[ به آنان نگفتم؛ ]گفته‌ام[ که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم؛ پس چون روح مرا گرفتی، تو خود بر آنان نگهبان بودی؛ و تو بر هر چیز گواهی. اگر عذابشان کنی آنان بندگان تو هستند و اگر بر ایشان ببخشایی،‌تو خود توانا و حکیمی.»


آیه 55 این سوره، امر ولایت و امامت را روشن می‌کند و می‌فرماید:
(ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند. همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.)
احادیث شیعه و سنی گویای آن است که: تنها کسی که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داده، حضرت علی(ع) بوده است و بس.(2)


در آیه بعد یعنی آیه 56 ادامه می‌دهد:
(و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند ]پیروز است، چرا که[ حزب‌الله همان پیروزمندانند)
در این آیه همانگونه که ملاحظه می‌شود پیروان ولایت امیرمومنان علی(ع) حزب الله معرفی می‌شوند.


در بخشی از آیه سوم نیز می‌فرماید:
(... امروز کسانی که کافر شده‌اند، از ]کارشکنی در[ دین شما نومید گردیده‌اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را برای شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما ]به عنوان[ آیینی ]والا[ برگزیدم...)
این آیه اشاره به واقعه غدیر خم دارد که حضرت علی(ع) از سوی خدا به امامت و جانشینی پیامبر اکرم(ص) معرفی شد و با این ابلاغ، دین و نعمت الهی بر مسلمانان کامل گردید. در آن روز، کفار و دشمنان اسلام در میان امواج یاس فرو رفتند؛ زیرا منتظر آن بودند که اوضاع با رحلت پیامبراکرم(ص) به حال سابق برگردد و اسلام تدریجا بر چیده شود. اما پس از این ابلاغ، تمام آرزوهایشان بر باد رفت و از نابودی اسلام کاملا مایوس شدند.

1-رجوع کنید به تفسیر احسن الحدیث، ج3، ص 3، و نیز رجوع کنید به تفسیر عباشی، ج1، ص 288 متن روایتی که زراره از امام باقر(ع) نقل می‌کند.
2-رجوع کنید به المیزان، ج6، ص 20 تا 34.
کتاب گلستان سوره‌ها – ص 38
محمد حسین جعفری

خاصیت استغفار از زبان مرحوم دولابی

خاصیت استغفار از زبان مرحوم دولابی

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی گفت، استغفار امانگاه انسان است، یعنی پناهگاه، وقتی گفتی «استغفرالله » در پناه خدا هستی. فرمودند: «دو امان میان شما بود، یکی پیامبر خدا و دیگری استغفار. پیامبر خدا رفت، ولی استغفار همیشه میان شما باقی است. با این دو امان عذاب نیست.»1 روزی هفتاد مرتبه استغفار مستحب است. یکی از خاصیت‌هایش این است که قلب انسان راحت می‌شود. بزرگ می‌شود. از همه راضی می‌شوی از خدا، از مخلوقات خدا.


کسی آب دهان به مالک اشتر انداخت. مالک فردی شجاع و قوی است. رئیس لشکر حضرت امیر است. بزرگ است. این شخص او را نمی شناخت. دید یک نفر خیلی استوار راه می‌رود. نتوانست ببیند یا این که مریض بود. آب دهانی به مالک انداخت. مالک به سرعت رفت. کسی آن جا بود. به آن شخص گفت: می‌دانی چه کردی؟ او مالک بود، مالک اشتر. چگونه جرات کردی؟ گفت: این مالک بود؟ بدنش به لرزه افتاد. به دنبال مالک دوید ببیند کجا رفت تا به پایش بیفتد و استغفار کند. سراغ او را گرفت. گفتند: به مسجد رفت. وقتی به مسجد رسید و مالک را دید، مالک به او گفت: من به مسجد نیامدم جز این که برای تو استغفار کنم. این هم نمونه و مصداق این مطلب.


ان اشاء الله امیدوارم شما که نیتهایتان پاک است اگر در گذشته از کسی، از پدر، از مادر، از همسر ناراحت شده‌اید آنها را عفو کنید. خدا خیلی تلافی می‌کند. اگر قلب حاضر نیست این کار را بکنی، قلبت را نرم کن. دو سه مرتبه استغفار کن. یکدفعه دلت نرم می شود. البته دلهای شما نرم است، آبدار است، سخت و شقی نیست. اگر دیدید قلبتان الان حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن، آن وقت دلت نرم می‌شود. حتی ممکن است برایش گریه هم بیفتی، او را دعا هم بکنی.


دل زود نرم می‌شود. دل به ذکر خدا نرم و شفاف می‌شود. اگر خدای نخواسته مطلب بزرگ بوده و نتوانستی استغفار کنی چند مرتبه با زبان استغفارکن، کم کم دلت نرم می‌شود و می‌بینی که راحت شدی. قلبت باز می‌شو. قلب انسان اگر باز شد خیلی بزرگ است. دل و قلب انسانها مثل شکم می‌ماند. اگر مرتب چیز در شکم بریزی و آن را عادت بدهی باز می‌شود. بعضی هستند که اگر جلو آنها غذا بگذاری از بس می‌خورند تعجب می‌کنی که این چه شکم است! هر چه می‌دهند می‌گوید: کم است. دنیا پرست و پول پرست هم همین طور است. هر چه به او می‌دهند می‌گوید: کم است.


خلاصه قلبی که ذکر خدا می‌کند خیلی بزرگ است. اوسع الاشیاء است. 2 هر چه از محبت و صدق و ذکر خدا می‌گیرد باز می‌گوید: کم است. نماز که می‌خواند می گوید: کم است. استغفار هم چیزی است که قلب را بزرگ می‌کند. پیغمبر خدا، آن دریای عظمت الهی، روزی هفتاد مرتبه اسغفار می‌کرد. امیدوارم این عرایضی که بنده می‌کنم در قلبتهایتان خودش به شما بیاموزد. هر کدام از شما دل داشته باشید، قلب داشته باشید، از این سخنان بهره می‌برید.

1- علی(ع)، نهج البلاغه، حکمت 88.
2- امام علی(ع) می‌فرمایند: «المومن اوسع شی صدرا»؛ مومن سینه‌اش از هر چیز گشاده‌تر است. نهج‌البلاغه، حکمت 333.

کتاب طوبی محبت – ص 54
مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی

راز 19 فرشته‌ای که از جهنم نگهبانی می‌کنند

راز 19 فرشته‌ای که از جهنم نگهبانی می‌کنند

در آیه 30 سوره مدّثر از 19 فرشته گمارده شده بر دوزخ سخن به میان آمده اما دانستن تعداد این فرشتگان به ما چه کمکی می‌کند؟

در آیه 30 سوره مدّثر درباره 19 فرشته گمارده شده بر دوزخ سخن گفته شده است. حال این سئوال ایجاد می شود که دانستن تعداد این فرشتگان به ما چه کمکی می‌کند در آیه 30 سوره مدّثر درباره 19 فرشته گمارده شده بر دوزخ سخن گفته شده و این‌که 1 یا 19 یا 29 تا بودن این فرشتگان چه اهمیتی دارد؟ این آیه حامل چه پیامی برای خواننده است؟ قطعاً خداوند خالق جهان در قرآن کلامی را بیان نمی‌کند که کاربردی نداشته باشد. پس مفهوم و دلیل آن چیست؟

 

پاسخ: در ابتدای سوره مدّثر، خداوند متعال پس از بیان دستوراتی که خطاب به پیامبر اسلام(ص) دارند، اشاره به روز قیامت کرده و با لحنی تهدیدآمیز، درباره شخص کافر چنین می‌فرماید: «به زودی او را در سقر خواهیم انداخت».[1]
در آیات بعد و در توصیف شرایط «سقر» می‌فرماید: «نوزده نفر[یا نوزده گروه] از فرشتگان بر آن گمارده شده است».[2] بعد از این‌که پروردگار، چنین تعدادی را اعلام فرمود، در آیه بعد، به برخی از حکمت‌های اعلام چنین تعدادی می‌پردازد.

 

1. آزمایش کافران: [3] این آزمایش از دو جهت بود. اول این‌که بیان این عدد موجب می‌شد که آنها آیات الهی را به سُخریه بگیرند و آن‌را امر بی‌فایده و فاقد ارزش بدانند، دوم این‌که تعداد فرشتگان را کم بدانند و خود را قادر با مقابله با آنان معرفی کنند. از این‌رو گفتند: ما می‌توانیم در مقابل هرکدام از این فرشتگان ده نفر از مردان خود را قرار دهیم تا با آنان مقابله کرده و آنها را شکست دهند؛ این درحالی است که فرشتگان الهی آن‌قدر قدرتمند هستند که می‌توانند یک قوم را هلاک کرده و زمین را زیر و رو کنند.[4]

 

برخی از مفسّران؛ معانی مختلف دیگری نیز از فتنه کافران ارائه کرده‌اند که می‌توان به فهمیدن توانایی خدا در قادر ساختن نوزده فرشته بر امری که هزاران فرشته قوی قدرتش را ندارند، اشاره کرد.[5]

 

2. به یقین رسیدن اهل کتاب: [6] تصریح به تعداد فرشتگان موکّل جهنّم، موجب می‌شود که اهل کتاب به حقانیت پیامبر اسلام(ص) و آسمانی‌بودن دین اسلام یقین حاصل کنند؛ زیرا در کتب دینی آنها نیز به این عدد اشاره شده است و این همسانی، نشانه خوبی برای حقانیت اسلام است.[7]

 

3. افزایش ایمان مسلمانان: [8] وجود هماهنگی بین قرآن و دیگر کتب آسمانی در تعداد این فرشتگان، موجب می‌شود که مسلمانان نیز بر ایمانشان افزوده شود.[9]

 

روایتی نیز از پیامبر اسلام(ص) وجود دارد که دلیل دیگری برای چنین تعدادی را اعلام می‌کند. این روایت بیانگر آن است که میان تعداد حروف «بسم الله الرّحمن الرّحیم» که نوزده حرف است، با تعداد فرشتگان دوزخ تناسبی وجود دارد:

 

«هر کس می‌خواهد خداوند او را از مأموران جهنم نجات دهد، به قرائت "بسم الله الرّحمن الرّحیم" بپردازد. بدین صورت که هر حرف آن، سپری در مقابل هر کدام از مأموران آتش خواهد بود».[10] در واقع این نوزده حرف، علامت رحمت نامتناهی خداوند هستند.[11]
 

 

پی نوشت ها:
[1]. «سَأُصْلِیهِ سَقَرَ». مدّثر، 26.
[2]. «عَلَیهْا تِسْعَةَ عَشَرَ». مدّثر، 30.
[3]. «وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا». مدّثر، 31.
[4]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، ص 239 - 240، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[5]. ر. ک: فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 30، ص 711، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.
[6]. «لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ»؛ مدثر، 31.
[7]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 89، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[8]. «وَ یَزْدادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمان»؛ مدثر، 31.
[9]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 587، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[10]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 42، نجف، مطبعة حیدریة، چاپ اول، بی‌تا.
[11]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج 1، ص 32، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، 1336ش.

 

این عمل کمین نشستن برای جنگ با خدا است

این عمل کمین نشستن برای جنگ با خدا است


همه ما در ذات در پی ارتباط مثبت و موثر با خداییم و بسیاری از اعمالمان را هم با این هدف انجام می دهیم اما گاه با یک عمل به جنگ با خدا برمی خیزیم.

بنابر آموزه های اسلام كسى كه مسلمانان را آزار كند و خوارشان شمارد نزد خدای متعال منفور است از این رو بشدت از این کار نهی و عواقب سوئی برای آن بیان شده است.

هشام بن سالم گويد: شنيدم حضرت صادق (ع) مي فرمودند: «خداى عز و جل فرمايد: «به جنگ با من اعلان دهد آن كس كه بنده مؤمن مرا بيازارد، و از خشم من آسوده خاطر باشد آن كس كه بنده مؤمن مرا گرامى دارد، و اگر در ميانه مشرق و مغرب زمين آفريده از آفريده‏هايم جز يك مؤمن و يك پيشواى‏ عادل با او نباشد، من به عبادت آن دو از تمامى آنچه در زمينم آفريدم بى‏نياز باشم و هر آينه هفت آسمان و هفت زمين به خاطر او بر پا باشند، و براى آن دو از ايمانى كه دارند آرامشى فراهم سازم كه نيازى به آرامش ديگرى نداشته باشند.»

مفضل بن عمر گويد كه حضرت صادق (ع) فرمودند: «چون روز قيامت شود يك منادى ندا كند: كجايند روگردانان از دوستان من؟ پس دسته كه صورت آنها گوشت ندارد برخيزند، پس گفته شود: اينهايند آن كسانى كه مؤمنين را آزردند، و با آنان دشمنى كردند، و عناد ورزيدند، و آنها را در دينشان با درشتى سرزنش كردند، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند.»

و نیز از حضرت صادق (ع) است که فرمودند: «رسول خدا (ص) فرموده اند: «خداى تعالى فرموده است: «هر كه به يك دوستى از من اهانت كند، به تحقيق به جنگ با من كمين كرده است.»

علاوه بر این، ایشان می فرمایند: « هر كه مؤمنى را خوار شمارد چه (آن مؤمن) مستمند باشد. يا غيرمستمند، پيوسته خداى عز و جل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.»

معلى بن خنيس گويد: شنيدم از حضرت صادق (ع) مي فرمودند: «خداى تبارك و تعالى فرمايد: «هر كه به يك دوست من اهانت كند به جنگ با من كمين كرده، و من به يارى دوستانم از هر چيز شتابان‏ترم.»

همچنین، حماد بن بشير گويد: شنيدم از حضرت صادق (ع) كه فرمودند: «رسول خدا (ص) فرموده خداى عز و جل فرمايد: «هر كه به دوستى از من اهانت كند به تحقيق براى جنگ با من كمين كرده است، و هيچ بنده به چيزى به من تقرب نجويد كه نزد من محبوب‏تر از آنچه بر او واجب كرده‏ام باشد، و همانا او بوسيله نماز نافله به من نزديك شود تا آنجا كه من او را دوست بدارم، و هنگامى كه او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشى كه با آن مي شنود و چشم او گردم همان چشمى كه با آن ببيند، و زبانش شوم همان زبانى كه با آن سخن گويد، و دست او گردم، همان دستى كه با آن بگيرد، اگر مرا بخواند اجابتش كنم، و اگر از من خواهشى كند به او بدهم، و من در كارى كه انجام دهم هيچ گاه ترديد نداشته‏ام مانند ترديدى كه در مرگ مؤمن دارم، (زيرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش كردن او را.»

و از حضرت صادق (ع) است که فرمودند: «هر كه مؤمنى را به خاطر ندارى و فقرش پست و كوچك شمارد، خداوند روز قيامت او را در برابر خلائق رسوا كند (و به زشتى شهره سازد).»

و نيز از آن حضرت (ع) روايت شده كه رسول خدا (ص) فرمودند: «خداى عز و جل فرموده است: هر كه بنده مؤمن مرا خوار پندارد به جنگ آشكار با من برخاسته، و من ترديد نكنم در كارى كه انجام دهم مانند ترديدى كه در باره بنده مؤمن دارم، زيرا من ديدار او را دوست دارم و او از مرگ كراهت دارد پس من مرگ را از او بگردانم، و بدرستى كه او مرا در كارى مي خواند و من برايش اجابت كنم به چيزى كه بهتر است براى او (از آنچه خواسته بود).

برگرفته از أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، ج ‏4، صص: 55 تا 57

گزارش قدس آنلاین

کدام شادی انسان را به دوزخ می برد؟

کدام شادی انسان را به دوزخ می برد؟ 

به گزارش خبرنگار دین واندیشه خبرگزاری میزان ، لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:
امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمودند:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر؛
 
بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»۱
 
 
و نیز فرمودند:
«مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛
 
کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»۲
 
 
امام سجاد علیه السّلام فرمودند:
«إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛
 
از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»۳
و نیز فرمود:
«حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛
 
عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»۴
 
 و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است:
«لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛
 
در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»۵
 
 
 رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛
 
کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»۶
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
پی نوشت ها
۱. غررالحکم، ج۱، ص۴۴۶.
۲. فهرست غرر، ص۱۳۰.
۳. بحار، ج۷۸، ص۱۵۹.
۴. همان.
۵. همان.
۶. مشکاة الانوار، ص۳۹۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۶۸.
۷. گناه شناسی، ص۲۸-۲۹.

راز دل با خدا  

راز دل با خدا  

الهي
دردهايي هست که نمي توان گفت
و
گفتني هايي هست که هيچ قلبي محرم آن نيست
الهي
اشک هايي هست که با هيچ دوستي نمي توان گفت
و
زخم هايي هست که هيچ مرحمي آن را التيام نمي بخشد
و
تنهايي هايي هست که که هيچ جمعي آن را پر نمي کند
الهي
پرسشهايي هست که جز تو کسي قادر به پاسخ دادنش نيست
درهايي هست که جز تو کسي آن را نمي گشايد
قصد هايي هست که جز به توفيق تو ميسر نمي شود
الهي
تلاش هايي هست که جز به مدد تو ثمر نميبخشد
تغييراتي هست که جز به تقدير تو ممکن نيست
و
دعاهايي هست که جز به آمين تو اجابت نمي شود
الهي
قدم هاي گمشده اي دارم که تنها هدايتگرش تويي
و
به آزمون هايي دچارم که اگر دستم نگيري و مرا به آنها محک بزني
شرمنده خواهم شد.
الهي
بااين همه باکي نيست
زيرا همچو تويي دارم
تويي که همانندي نداري
رحمتت را هيچ مرزي نيست
اي تو خالق دعا و مالک "آمين"...

عنایت امام حسین علیه السلام به امیر کبیر

عنایت امام حسین علیه السلام به امیر کبیر
 
مرحوم آیت الله اراکی درباره شخصیت والای میرزا تقی خان امیرکبیر فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
  

به گزارش سرویس اندیشه روضه نیوز ؛ امیرکبیر در کربلای معلی  در حجره جنوب شرقی حرم سید الشهدا ، قرار دارد . به عبارت دیگر کسانی که در صف نخست نماز جماعت، در مکان مسقف شده کنونی بایستند ، مرقد امیر در موازات شانه چپ آنها جای می گیرد . در حال حاضر پس از مرمت های جدید ، سنگ مزاری برای ایشان ، روی دیوار حجره نصب شده ، تا نشانی از آن بزرگ مرد باشد. 

 

مرحوم آیت الله اراکی درباره شخصیت والای میرزا تقی خان امیرکبیر فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
 
با لبخند گفت: خیر
 
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
 
گفت: نه
 
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
 
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!
 
گفتم: چطور؟
 
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.
 
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.(1)
 
 
همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست؟!
جواب عشق به مولایش امام حسین علیه السلام بود 
 
 
(1):کتاب آخرین گفتارها

چرا روابط برهم میخورند؟

چرا روابط برهم میخورند؟
عشق چیزی بسیار حساس و ظریف است. برای دوام نیاز به مراقبت و توجه دارد. روابط هم درست مثل دوستیها، اگر وقت و توجه کافی در اختیار آن قرار داده نشود، ممکن است با شکست روبه رو شوند. این یکی از دلایلی است که باعث بر هم خوردن رابطه بعضی زوجها میشود--ممکن است یک طرف شدیداً سرگرم مدرسه، کارهای فوق برنامه یا کار باشد و وقت کمتری برای رابطه بگذارد. یا وقتی دبیرستان تمام میشود و هر کدام از طرفین به یک دانشگاه میروند که از هم فاصله دارد، رابطه آنها بر هم میخورد.


برای بعضی از زوجهای نوجوان هم با تغییر مسائلی که برای هر طرف مهم است، رابطه دستخوش نابودی میشود. یا وقتی هر طرف یک چیز متفاوتی از رابطه انتظار دارد. گاهی وقتها هر دو طرف میفهمند که رابطه شان به آخر رسیده است و گاهی فقط یکی از طرفین به این نتیجه میرسد و دیگری هنوز به ادامه رابطه تمایل دارد.

بگذرید
از دست رفتن عشق برای هر کسی میتواند دردناک باشد. اما اگر اولین عشق واقعیتان است و رابطه قبل از اینکه خودتان بخواهید برهم خورده است، احساس فقدان غیرقابل تحمل خواهد شد. درست مثل حس شور و هیجان اولیه رابطه، تازگی و خامی فقدان و حسرت هم بسیار شدید خواهد بود. به همین دلیل است که میگویند فلانی دلش شکسته است.

وقتی رابطه ای تمام میشود، افراد به حمایت واقعی نیاز دارند. از دست دادن اولین عشق معمولاً چیزی نیست که آمادگی احساسی روبه رو شدن با آن را داشته باشیم. داشتن دوستان نزدیک و اعضای خانواده برای تکیه کردن خیلی خوب است. متاسفانه خیلی ها--معمولاً بزرگسالها--از جوانان توقع دارند که خیلی زود فراموش کرده و به روال عادی زندگی خود برگردند. اگر قلبتان شکسته است، کسی را پیدا کنید که بتوانید با او حرف بزنید، کسی که دردی که میکشید را بتواند خوب درک کند.

به نظر غیرقابل باور است که وقتی قلبتان شکسته است بتوانید روزی بهتر شوید. اما به تدریج از شدت این احساسات کاسته میشود. و در آخر افراد به سراغ روابط و تجربیات دیگر میروند.

روابط چه دو هفته طول بکشند، چه دو ماه، چه دو سال و چه تا پایان عمر همه فرصتهایی برای تجربه عشق در سطحهای متفاوت هستند. ما یاد میگیریم چطور عشق بورزیم و چطور درمقابل آن عشق دریافت کنیم.

عشق فرصتی برای کشف خودمان در اختیارمان قرار میدهد. چیزهایی درمورد خودمان که دوست داریم را یاد میگیریم، چیزهایی که دوست داریم تغییر دهیم و خصوصیات و ارزشهایی که در فرد مقابل به دنبال آن هستیم.

روابط عاشقانه به ما احترام گذاشتن به خود و همچنین به دیگران را یاد میدهد. عشق یکی از کامل کننده ترین چیزهایی است که در زندگی داریم.اگر هنوز برایتان اتفاق نیفتاده، نگران نباشید، وقت زیاد دارید. مطمئن باشید که فرد مناسب شما ارزش صبر کردن را دارد.

منبع کلام : سلامت نيوز

روابط عاشقانه

 روابط عاشقانه
عشق آنقدر احساس انسانی قدرتمندی است که دانشمندان مداوماً درحال تحقیق و بررسی روی آن هستند. آنها دریافته اند که عشق سه خصوصیت اصلی دارد:

1. مجذوبیت بخش شیمی عشق است. درواقع همان علاقه فیزیکی--حتی جنسی--است که دو طرف را به سمت هم میکشاند. مجذوبیت مسئول میل ما به بوسیدن و در آغوش گرفتن فردی است که به او عشق میورزیم. دقیقاً به همان دلیل است که وقتی آن فرد به ما نزدیک است مضطرب میشویم و دست و پایمان را گم میکنیم.

2. نزدیکی پیوندی است که وقتی ایجاد میشود که افکار و احساساتی که با هیچکس در میان نمیگذاریم را به آن فرد بروز میدهیم. وقتی این حس نزدیکی را داشته باشید، احساس حمایت، امنیت و درک شدن میکنید. اعتماد بخش مهمی از آن است.

3. تعهد قول و وعدهای است که طبق آن باید در پستی و بلندیهای رابطه به طرف مقابل خود وفادار بمانیم.

این سه ویژگی عشق میتوانند برای شکل گیری انواع مختلف رابطه با هم ترکیب شوند. مثلاً نزدیکی بدون مجذوبیت نوع دوست داشتنی است که با دوست صمیمیمان داریم. مسائل مهم زندگی و رازهایمان را با آنها درمیان میگذاریم، از آنها حمایت میکنیم و آنها هم پشتمان هستند. اما عاشقانه مجذوب آنها نیستیم.

مجذوبیت بدون نزدیکی مثل یک هوس زودگذر است. شما نسبت به یک نفر احساس جذبه جسمی میکنید اما به اندازه کافی او را خوب نمیشناسید تا با او احساس نزدیکی کرده و بتوانید تجربیات شخصی زندگیتان را با او درمیان بگذارید.

دوست داشتن عاشقانه زمانی است که مجذوبیت و نزدیکی با هم باشند. بسیاری از روابط اول با مجذوبیت شروع میشوند (عشق در نگاه اول) و بعد منجر به نزدیکی میشود. در بسیاری از موارد هم نزدیکی در یک رابطه دوستی به مجذوبیت کشیده میشود و دو طرف متوجه میشوند که چیزی که بینشان از بیش از یک دوست داشتن ساده است.

برای کسانیکه برای بار اول عاشق میشوند، تمایز قائل شدن بین این حس قوی جدید از مجذوبیت ظاهری و نزدیکی عمیقتری که در عشق اتفاق میافتد، بسیار سخت است.

منبع کلام :سلامت نیوز

محبوبیت نزد خدا  

محبوبیت نزد خدا 

اگر مرا بخواند اجابت می کنم و اگر از من بخواهد می بخشم.»

 قرب به حق یک حقیقت واقعی است نه یک تعبیر مجازی و اعتباری.
در حدیثم عروف و مشهور قدسی که شیعه وسنی آن را روایت کرده اند به صورت بسیار زیبایی این حقیقت بیان شده است. امام صادق(ع) از رسول اکرم(ص) روایت می کند که:
«خداوند می گوید: هیچ بنده ای با هیچ چیزی به من نزدیک نشده است که فرائض نزد من محبوب تر باشد. همانا بنده من به وسیله نوافل و مستحبات - که من فرض نکرده ام ولی او تنها به خاطر محبوبیت آنها نزد من انجام می دهد - به من نزدیک می شود تا محبوب من می گردد، همین که محبوب من گشت من گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و زبان او می شوم که با آن سخن می گوید و دست او می شوم که با آن حمله می کند. اگر مرا بخواند اجابت می کنم و اگر از من بخواهد می بخشم.» ۱
در این حدیث جان مطلب ادا شده است: عبادت موجب تقرب، و تقرب موجب محبوبیت نزد خداست، یعنی با عبادت انسان به خدا نزدیک می شود و در اثر این نزدیکی قابلیت عنایت خاص می یابد و در اثر آن عنایت ها گوش و چشم و زبان او حقانی می گردد. با قدرت الهی می شنود و می بیند و می گوید و حمله می کند، دعایش مستجاب وبرآورده است. ۲

پی نوشت:  

۱ - کافی، ج۱، ص۳۵۲.
۲ - ولاها و ولایتها، ص۸۴.
۳ - طهارت روح، ص۱۵۴و۱۵۵.

در بيدارى از غفلت و توجه به حضرت حق

از سخنان حضرت علی (ع)


در بيدارى از غفلت و توجه به حضرت حق

فَاِنَّكُمْ لَوْ عايَنْتُمْ ما قَدْ عايَنَ مَنْ ماتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ اگر شما آنچه را مردگان شما ديدند مشاهده مى كرديد به شيون مى نشستيد و انديشناك مى شديد،وَ سَمِعْتُمْ وَ اَطَعْتُمْ، وَلكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ ما قَدْ عايَنُوا، وَ قَريبٌ ما و مستمع حق گشته به اطاعت برمى خاستيد، ولى آنچه آنان ديدند از ديد شما پوشيده است، و به زودى
يُطْرَحُ الْحِجابُ. وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ اِنْ اَبْصَرْتُمْ، وَ اُسْمِعْتُمْ اِنْ سَمِعْتُمْ،
پرده ها برداشته مى شود. (اى مردم) بينايتان كردند اگر بنگريد، و شنوايتان نمودند اگر بشنويد،
وَ هُديتُمْ اِنِ اهْتَدَيْتُمْ. بِحَقٍّ اَقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ،
و هدايتتان كردند اگر هدايت پذيريد، به درستى مى گويم: عبرتها براى شما آشكار است،
وَ زُجِرْتُمْ بِما فيهِ مُزْدَجَرٌ، وَ ما يُبَلِّغُ عَنِ اللّهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّماءِ
و به چيزى كه عامل بازدارنده است نهى شديد، و پس از فرشتگان آسمان از جانب خداوند جز انسانِ
اِلاَّ الْبَشَــرُ.
(واجد شرايط) تبليغ حق نمى كند.