اسرار حروف سماع چيست؟
هر کلام صورتي دارد و معنايي ، صورت آن لفظ، صوتي است که شنيده مي شود و معناي آن حقيقتي است که فهميده مي شود . و همان گونه که در شنوايي و تعقل و بينايي و قواي ديگر مناسب و ارتباطي موجود است ، در کلمات نيز ميان لفظ و معني يک نوع مناسبت طبيعي و ذاتي وجود دارد چنان که غزالي براي عشق و سماع اين مهم را بيان کرده مي نويسد : " سين و ميم سماع اشارت است به " ســم " يعني سر( SER ) سماع مانند " سم " است و شخص را از تعلقاتي که به اغيار دارد مي ميراند و به مقامات عيني مي رساند " عين و ميم " اشاره است به " مع " يعني سماع شخص را به معيت ذات الهي مي برد . پيامبر "ص" فرمود : " لي مع الله وقت لا يسعني فيه ملک مقرب و لا نبي مرسل " .
و سين و ميم و الف ، سماع اشاره است به سما ( آسمان ) يعني شخص را علوي و آسماني مي گرداند و از مراتب سفلي خارج مي کند . و الف و ميم سماع اشاره است به ام ( مادر ) و منظور اين است که صاحب سماع مادر هر چيز ديگر است و از پرتو روحانيت خود از غيب مدد ميگيرد و حيات علمي را که کلمه " ماء " ( آّ ب ) بدان اشاره مي کند به همه چيز مي بخشد . و عين و ميم سماع اشاره است به " عم " ( فراگيري ) يعني سماع کننده با روحانيت خود علويات را و باحيات قلب خود انسانيت را و با نور نفس پاک خود جسمانيت و احوال ديگر را فر اميگيرد ( بوارق ص ???? زمان پيدايش سماع
در باره زمان پيدايش مجلس سماع اطلاع دقيقي در دست نيست ، لکن سماع سابقه اي مذهبي غير اسلامي داشته و از زمانهاي بسيار دور ( ميترائيسم و مهرپرستي ) در پرستشگاههاي ايران مورد استفاده واقع شده و به شنوندگان رقت قلب مي بخشد ( تاريخ خانقاه ايران ص ??? )
ولي قدر مسلم اين است در صدر اسلام سماع بدان صورت که در مجالس صوفيه برگزار شده وجودنداشته است ، تا در سال ??? هجري که ذالنون مصري از زندان متوکل آزاد گرديد ، صوفيان در جامع بغداد به دور او گرد آمده و درباره سماع از او اجازه گرفتند قوال شعري خواند و ذوالنون مصري هم ابراز شادي کرد و در سال ??? که نخستين حلقه سماع را علي نتوخي يکي از ياران سري سقطي ( متوفي ??? ) در بغداد به پا کرد.
از اين زمان به بعد مجالس سماع شکل به خود گرفته ، تسکيل حلقه سماع مرسوم گرديده گروهي به نظاره آن پرداختند ، جاذبه موسيقي همراه يک سلسله سخنان عرفاني و محرک ، افراد پرشور و حساس را به نوعي روحانيت و معنويت دعوت مي کرد و عده اي از اشخاص متفرقه نيز همراه صوفيان به سماع مي پرداختندولي آنچه بايستي گفته شود اينست که رقص سماع مختص ايرانيان بوده و با زندگي عارفان اين سرزمين عجين يافته بود که متاسفانه توسط ديگران به تاراج رفته است. .
? شکل اوليه مجالس سماع
در روزهاي نخستين ، مجلس سماع عبارت بود از يک محفل شعر خواني که به وسيله خواننده يا گروه جمعي خوانندگان خوش آواز اجرا مي شد و صوفيان با حالت و زمينه اي که داشتند تحت تأثير صوت خوش و پر معني کلام قرار مي گرفته و حالي پيدا مي کردند و پاي کوبي مي پرداختند ، پس از آن رفته رفته براي تحريک و تأثير بيشتر از ني و دف استفاده کردند . اين مجالس سماع ، به سبب علاقه صوفيان پيوسته تشکل مي شد و در همه جا رواج داشت به حدي که هجويري مي گويد : " من دويدم از عوام ، گروهي مي پنداشتند که مذهب تصوف جز اين نيست "
? وضع مقررات و شرايط مجلس سماع
اقبال و توجه افراد متفرقه موجب ناراحتي سالکان گرديد ، به همين لحاظ مي بايستي از ورود عده اي به مجالس سماع جلوگيري به عمل مي آمد ، وضع مقررات و شرايط و آداب بهترين فکري بود که از نخستين لحظات شکل گرفته مجالس سماع توانست از ورود اشخاص متفرقه به سماع جلوگيري به عمل آورد.
مثلا قانون : محل اجراي سماع بايد از عوام خالي باشد ، و مردم ناجنس و عوام الناس و ثقلا در سماع شرکت نکنند کسي که جزو اعضاي مسلک طريقت نيست نبايد در ميان جمع وارد شده و به سماع بپردازد و مقرر کردن کسب اجازه براي سماع يا عنوان نمودن : سماع بر کسي حلال است که نفس او مرده و دلش زنده باشد و در عين حال اهليت داشتن سماع کنندگان نيز در حد مقدور مورد نظر بود . از طرفي صاحب نظراتي چون ابونصر سراج و هجويري براي جلوگيري از خطرات احتمالي ، ورود مبتديان را به سماع منع کردند با تمسک به کلماتي چون سماع نيايد، نکنيد و يا آن را عادت نسازيد و دير به دير کنيد تا تعظيم آن از دل نشود و نظير اين مقررات موجب گرديد شديدا از ورود اشخاص متفرقه جلوگيري به عمل آورند .
بنام خداوند بخشنده مهربان