ذوق، شرب، ری، سکر

 ذوق یعنی چشیدن، عرفا معتقدند که اطلاع علمی به چیزی جاذبه و کشش ندارد، شوق و انجذاب فرع بر چشیدن است. بوعلی در اواخر نمط هشتم «اشارات‏» به مناسبتی همین مطلب را یادآوری می‏کند و «عنین‏» را مثال می‏آورد، می‏گوید «عنین‏» چون فاقد غریزه جنسی است و آن لذت را نچشیده است، هر مقدار آن لذت برایش توصیف شود اشتیاقی در او پدید نمی‏آید. پس ذوق، چشیدن لذت است. ذوق عرفانی یعنی درک جضوری لذات حاصل از تجلیات و مکاشفات. چشیدن ابتدائی «ذوق‏» است، ادامه یافتن آن «شرب نوشیدن‏» است و سرخوش شدن «سکر» است، پر شدن از آن «ری سیراب شدن‏» است. عرفا معتقدند آنچه از ذوق دست می‏دهد تساکر است نه سکر، و آنچه از شرب دست می‏دهد سکر است، ولی حالت اصلی از پرشدن، به خود آمدن (صحو) است. در کلمات عرفا به همین مناسبت‏سخن از می و شراب زیاد آمده است.