تصرفات‏ عرفانی

روح انسانى پس از گذر از عوالم هستى و تنزلات وجودى در بدن قرار مى‏گیرد. روح در این تنزلات وجودى، صورت اصلى علم، قدرت و دیگر کمالات وجودى خود را از دست مى‏دهد. دلبستگى روح به بدن و سامان بخشى به حیات دنیوى روح را از حقیقتش دور مى‏سازد. در این انبوه تاریکیها، گاه و بیگاه، بارقه‏هایى از نور امید و بیدارى از باطن و حقیقت انسانى مى‏درخشد و آدمى را به موطن اصلى خویش و قرب و لقاى حق فرا مى‏خواند، به خود مى‏آید و راه سفر در پیش مى‏گیرد و با رهیدن از دلبستگیها و کنار زدن حجابها در مسیر قرب و ولایت گام برمى‏دارد. با کنار زدن هر حجابى به خداى متعال نزدیک‏تر مى‏گردد و وسعت وجودى مى‏یابد و کمالات حقیقى‏اش را آشکار مى‏سازد.

روح با تکاندن غبار تن توانایى پیدا مى‏کند تا به خواست خداى متعال به تصرفاتى شگرف در عالم طبیعت دست زند. با این تصرفات و خرق عادات است که انبیا و اولیا، معجزات و کرامات را براى هدایت بشر آشکار مى‏سازند و انسانها را به فرمانبردارى از حق و قرب و لقاى او فرا مى‏خوانند.

جمعى نیز به طمع به دست آوردن علم و قدرتهاى پنهان در جان آدمى، از حرکت در مسیر کمال انسانى باز مى‏مانند. اینان با ریاضتهاى سخت و یارى گرفتن از شیطانها و جن از برخى از اسرار مردم باخبر مى‏شوند و توانایى تصرفاتى محدود را پیدا مى‏کنند و مردم را از راه کمال و سعادت باز مى‏دارند.

سالکان حقیقى در پى این گونه تصرفات و علوم نیستند و تمام تواناییها و همتشان را براى رسیدن به مقام ولایت الهى به کار مى‏گیرند.ادب بندگى آنان را از تصرّف در عالم باز مى‏دارد و به جز آنچه خواست و رضاى الهى است، تصرّفى در عالم ندارند.

 

تصرفات انبیا (ص) و اوصیا (ع) در نظرگاه قرآن کریم‏

قرآن کریم از وقوع معجزات و حوادثى غیرعادى به دست انبیا (ص) خبر مى‏دهد. براى نمونه از حضرت عیسى (ع) حکایت مى‏کند:

أَنِّی قَدْ جِئْتُکُم بِآیَةٍ مِن رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِنَ الطّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ ... (آل عمران: 49)

من با نشانه‏اى [معجزه‏اى‏] از پروردگارتان نزد شما آمده‏ام. برایتان از گِل چیزى چون پرنده مى‏سازم و در آن مى‏دَمم. به اذن خدا پرنده‏اى مى‏شود و کور مادرزاد را و بَرَص گرفته را شفا مى‏دهم و به فرمان خدا مرده را زنده مى‏کنم و به شما مى‏گویم که چه خورده‏اید و در خانه‏هاى خود چه ذخیره کرده‏اید.

قرآن از حکومت و تصرفات شگفت حضرت سلیمان (ع) بر شیطانها و جنیان و حتى حیوانات و پرندگان سخن مى‏گوید:

وَحُشِرَ لِسُلَیْمنَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ. (نمل: 17)

سپاهیان سلیمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مى‏رفتند.

قرآن کریم جز معجزات انبیا، از برخى تصرفات اولیاى خدا خبر مى‏دهد؛ چنان که درباره یکى از نزدیکان و درباریان حضرت سلیمان (ع) حکایت کرده است. حضرت سلیمان (ع) از درباریانش مى‏پرسد، کدامیک از شما مى‏توانید تخت ملکه سبا را نزد من حاضر کنید؟

عفریت جن مى‏گوید: من تخت بلقیس را پیش از آنکه از جایتان برخیزید نزد شما حاضر مى‏کنم.یکى از نزدیکان او- بنا به روایات عاصف برخیا وزیر حضرت سلیمان- مى‏گوید: من تخت را در کمتر از چشم به هم زدنى حاضر مى‏سازم و چنین کرد.

قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتابِ أَنَا اتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا راهُ مُسْتَقِرّاً عِندَهُ قَالَ .... (نمل: 40)

و آن کس که از علم کتاب بهره‏اى داشت گفت: من پیش از آنکه چشم برهم زنى، آن را نزد تو مى‏آورم. چون آن را نزد خود دید، گفت ....

قرآن عزیز معجزات دیگرى نیز از انبیاى بزرگ حکایت مى‏کند؛ مانند شکافتن دریا براى حضرت موسى (ع)، تبدیل شدن عصا به اژدها در دست وى  و سخن گفتن حضرت عیسى در کودکى. روایات نیز از معجزات و کرامات پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) خبر مى‏دهند.

میان معجزه و کرامت تفاوت است. خوارق عاداتى که به دست انبیا (ص) و امامان (ع) براى اثبات نبوت و امامت ظاهر مى‏گردد «معجزه» نام دارند؛ ولى خوارق عاداتى که در مقام اثبات نبوت و امامت نباشد، یا به دست جز آنان از اولیاى دیگر خدا ظاهر گردد، «کرامت» نامیده مى‏شوند.

قرآن کریم وقوع همه این حوادث غیرعادى را با خواست و اراده الهى مى‏داند. هر چند این حوادث را به نفوس پاک انبیا و اولیا نسبت مى‏دهد. قرآن در این باره مى‏فرماید:

وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بایَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. (غافر: 78)

هیچ پیامبرى را نرسد که آیه‏اى بیاورد مگر به فرمان خدا.

استناد این حوادث به انبیا و اولیا، گویاى این واقعیت است که آنان در سایه بندگى و اخلاص به درجه‏اى از قرب به خدا و ولایت رسیده‏اند که جانهاى پاکشان، مجراى فیض الهى مى‏گردد وخواست و اراده الهى از طریق نفوس پاک آنان تجلى مى‏یابد. از امام صادق (ع) روایت است که فرمود:

انَّ الامامَ وَکَرٌ لِارادَةِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لایَشاءُ الّا مَنْ یَشاءُاللَّهِ.

امام آشیانه اراده و خواست خداى متعال است و نمى‏خواهد مگر آنچه خدا بخواهد.

                        عرفان اسلامى، ص: 245

نام‏کتاب:عرفان اسلامى‏

نام مؤلف:سید قوام الدین حسینى‏

تلخیص برای ذی طوی: مسطور