انس در عرفان
انس، شادمانى و راحت دل با مطالعه جمال محبوب است. خواجه عبداللَّه انصارى انس را به «رَوح القرب» راحت و آسایش قرب به خدا تعریف مىکند. «4» عزالدین محمود کاشانى انس را به لذت بردن باطن از مطالعه کمال جمال محبوب تعریف مىکند و آن را در کنار «هیبت» از احوالى مىداند که به تناوب و یکى پس از دیگرى بر قلب سالک وارد مىگردد. وى هیبت را پیچیده شدن باطن با مطالعه کمال جمال محبوب مىداند و مىگوید:
انس و هیبت در باطن سالک متفاوت و متغالب باشند، گاه حال انس غلبه گیرد و از او فرط انبساط تولّد کند و گاه حال هیبت غلبه گیرد و از او فرط انقباض پدید آید.
اهل انس سه طبقهاند:
- طبقهاى به ذکر خداى متعال و اطاعت او انس مىگیرند و از غفلت و گناه در وحشتاند؛
- طبقه دیگر به خداى متعال انس مىگیرند و از غیر او و هر آنچه آنها را به خود مشغول دارد در هراساند؛
طبقهاى با وجود حال هیبت و قرب و تعظیم، توجّهى به انس خود ندارند. «1» نشانههاى انس عبارتاند از:
- از غیر محبوب در وحشتاند؛
- در همه اوقات به یاد او هستند و از دیگران غایب؛
- در قلب با خدا سخن مىگویند و رازگویى دارند (محادثه)؛
- تنها خداى را در قلب بزرگ مىدارند.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در وصف اولیاى خداى متعال در خطاب به کمیلبن زیاد گوید:
وَانِسُوا بِما اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنیا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَمحَلِّ الاعْلى.
به آنچه نادانان از آن مىترسند انس گرفتهاند، به تن همدم دنیایند ولى جانشان به جهان بالا پیوسته. «3»
عرفان اسلامى، ص: 213
نامکتاب:عرفان اسلامى
نام مؤلف:سید قوام الدین حسینى
تلخیص برای ذی طوی - مسطور
بنام خداوند بخشنده مهربان