مکالمه‌ي حضرت خليل با حضرت ملک الموت

مرحوم ملا محسن فيض کاشاني در کتاب «محجة البيضاءِ»، جلد هشتم، در باب محبت و شوق نقل مي‌کند:

در روايت مشهور آمده است: هنگامي که ملک الموت براي قبض روح ابراهيم خليل آمد، ابراهيم بدو گفت: آيا ديده‌اي دوستي دوست خويش را بميراند؟ خداوند متعال به او وحي کرد: آيا ديده‌اي دوستي ملاقات دوستش براي او ناگوار باشد؟ ابراهيم خليل گفت: اکنون جانم را بگير.