وحدت وجود از منظر عطار

يکي ديگر از آثار عشق وحدت وجود است که عطار از ان اينگونه ياد  ميکند،در بررسي آثار عطار از جهت فکر وحدت وجودي به اين نکات مي‌رسيم:

1- عطار در وحدت وجود خود و فناي جزء در کل از هر اتحاد و حلول تبري مي‌جويد به گونه اي مطلق معتقد به استغراق جزء در کل است.

2- او براي آنکه بتواند ثابت کند اتحاد و حلول در اين وحدت جاي ندارد و استغراق مبناي انديشه اي در اين زمينه است و جزء را به قطره و سايه، ظل و عکس تشبيه مي‌کند.

3- او همچنين بر اين باور است کثرت امري اعتباري است و وحدت امري حقيقي عالم نيز در عين کثرت واحد است.

4- منظور از وحدت را وحدت عددي نمي‌داند.

گر يکي است اين همه يکي بگذار که عدد را قفا نمي‌دانم

5- نفي زمان و مکان و جهات و همه معيارهايي که در اصطلاح بدان « منزل تجربه » گويند.

6- همه او بودن مهمترين نکته وحدت وجود صوفي است.

7- ما چيستيم ؟ همه و هيچ و چون از خويش فارغ گرديم او ماسيم و ما او.

چکيده مطلب اينکه: عشق از ديدگاه عطار از درد مايه ميگيرد با تمرين و مراقبه عابدانه به اوج ميرسد و به فناي في الله  بقاءبالله ختم ميشود.در مکتب عرفاني ايشان خط سيري تکاملي رو به مبدا خلقت با طرح عشق عرفاني  ترسيم ميشود که به عنوان بهترين روش براي رسيدن به رستگاري و وصول به حق  در نظر گرفته شده است.خصيصه  کلي طريق عشق که خدمت عابدانه و از سر اخلاص است به عنوان کلي ترين و اصلي ترين خصيصه مطرح در مکتب عرفاني عطار ديده ميشود که عينأ در مکتب بهکتي مشاهده ميگردد.