عدل و معنای آن در علی
عدل به دو صورت استعمال مي شود : يکي به معناي عام و ديگري به معناي خاص . عدالت در معناي عام ، همان اطاعت از قانون است که کل فضيلتهاي اخلاقي در واقع بدو باز مي گردد .
عدالت بدين معنا جزئي از فضيلت اخلاقي نيست ، بلکه تمام فضيلت است و تفاوت آن با فضيلت ، فقط در مفهوم است . عدالت در معناي خاص خود ، گاه « عدالت توزيعي » است ؛ يعني توزيع امکانات اقتصادي و اجتماعي بر پايه استحقاق .
گاهي نيز به صورت « عدالت تصحيحي » است که معمولا در مورد جزا به کار مي رود . شايد بارزترين ويژگي حضرت علي عليه السلام عدالت وي باشد . حضرت علي عليه السلام عابدي بي نظير بود ؛ دليري است که چکاچک شمشيرها ، هراسي بر دلش نمي انداخت ؛ اما همان دل از گريه کودک يتيمي مي لرزد .
علي همه اين صفات را در حد اعلا داشت ؛ ولي آنچه او را به قربانگاه کشاند ، عدالت او است . وقتي علي عليه السلام زمام قدرت را در دست گرفت ، عدالت توزيعي را پيشه خود کرد و در اين راه چنان سخت گيري کرد که دوستان و ياران نزديک پيامبر صلي الله عليه و آله و نيز برادر نابيناي خود را به شکوه واداشت و بسياري از اعيان را از خود رنجاند .
وقتي گروهي از ياران امام علي عليه السلام به او پيشنهاد کردند بيت المال را بر اساس موقعيتهاي اجتماعي افراد و قبايل توزيع کند تا خطري از ناحيه افراد متنفذ حکومت را تهديد نکند و هر گاه اوضاع اجتماعي ثبات و استقرار يافت ، به مساوات و عدالت در توزيع اموال ، روي آورد ، امام عليه السلام به آنان پاسخ دادند :
شما از من مي خواهيد پيروزي را به قيمت تبعيض و ستمگري به دست آورم ؟ از من مي خواهيد که عدالت را به پاي سياست و سيادت قرباني کنم ؟
نه ، سوگند به ذات حق ، تا دنيا دنيا است چنين کاري نخواهم کرد و به گرد چنين کاري نخواهم گشت ، من و تبعيض ؟! من و پايمال کردن عدالت ؟! اگر همه اين اموال عمومي که در اختيار من است ، مال شخصي خودم و محصول دسترنج خودم بود و مي خواستم ميان مردم تقسيم کنم ، هرگز تبعيض روا نمي داشتم ؛ چه رسد که مال مال خدا است و من امانتدار خدايم .
رفتار او در حوزه جزا ، نمود کامل عدالت تصحيحي است . کيست اندکي با تاريخ صدر اسلام آشنايي داشته باشد و شکوه سفارش هاي امام را در بستر مرگ درباره رعايت حقوق قاتل کينه توز خود ، تحسين نکند ؟
اي فرزندان عبدالمطلب ، مبادا که در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد که : اميرالمؤمنين کشته شد ! بدانيد که نبايد به قصاص خون من جز قاتلم کشته شود . بنگريد اگر من از يک ضربت ، که او زده است ، کشته شوم ، شما نيز يک ضربت بر او زنيد .
اعضايش را مبريد ، که من از رسول خدا شنيدم که فرمود : « بپرهيزيد از مثله کردن حتي اگر سگ گيرنده باشد . » دليل پايبندي شديد امام علي عليه السلام به عدالت ، آگاهي آن حضرت ، از نقش بديل ناپذير عدالت در سعادت فرد و جامعه است .
وقتي از او درباره نسبت عدل و جود پرسيده مي شود ، برخلاف بسياري از مردم که گمان مي کنند بخشش ارزش بيشتري دارد ، عدل را برتر از جود مي شمرد ؛ زيرا عدل مبناي نظم عمومي است و مي تواند سعادت فرد را همراه با سعادت جمع فراهم سازد .
اما جود و بخشش ، روال طبيعي جامعه را بر هم مي زند و نظم اجتماعي را - که بستر سعادت جامعه و فرد است - متزلزل مي کند . اهميت عدالت در نگاه حضرت علي عليه السلام چنان است که پايبندي به آن يکي از ويژگيهاي اهل تقوا است .
امام در تحليل عدالتي که شرط تقوا است به نکته ظريفي اشاره مي کنند و آن اينکه اولين گام در مسير عدالت و به تبع تقوا و رستگاري ، رهايي از بند هوا و هوس است ؛ زيرا کسي که در دام هوس نفساني اسير باشد ، هرگز نمي تواند عدالت پيشه کند و روح عدل را در کالبد اعمال و برنامه هاي خود ببيند .
قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفي الهوي عن نفسه .
امام علي عليه السلام بر خلاف بسياري از انسانها که به زيبايي از عدالت سخن مي گويند ؛ ولي به دشواري بدان تن مي دهند ، کم تر مي گويد و بيش تر عمل مي کند ؛ اما همين جملات اندک روشنگر نکات بسياري درباره عدالت است .
بنام خداوند بخشنده مهربان