تو دری گوهری لعلی تو الماس برلیانی


تومروارید دریا یی تو یاقوت بدخشانی


همه ناز وهمه لطفی همه زیبایی وحسنی


تو سیمین ساق شهر آشوب رشک حور رضوانی

تو نوری شهد رویا یی نگاه مست آهویی


بهاری غنچه ای بوی گلی آوای دستانی


رخت چون پهنه دشت صبحدم سرخ است و خون فشان


میان حلقه شب سای زلفت ماه تابانی

تو ای مه شبنم عرشی بروی گونه دنیا


لطیفی روشنی چون چشمه ساران صاف وغلطا نی


تو احساس عمیق مستی ذات خداهستی


تو رویای شرابی شاهکار شعر یزدانی