اگر بخندی، دنیا با تو می خندد،

و اگر گریه کنی، تنها گریه خواهی کرد.

زیرا زمین پیرو اندوهگین باید شادمانی را امانت بگیرد،

در حالی که به قدر کافی درگیر مشکلات خویش است.

آواز بخوان، تپه ها به تو پاسخ خواهند داد.

آه بکش، در هوا محو خواهد شد.

انعکاس ها، به صدای شادی محدود می شود،

اما از صدای دغدغه ها پس نشینی می کند.

شادی کن، مردم به سوی تو جذب می شوند،

اندوهگین باش، بر میگردند و می روند.

آنان شادی کامل و تمام عیار تو را می طلبند،

اما به غم و اندوه تو نیاز ندارند.

خوشحال باش، دوستان زیادی گرد می آوری.

غمگین باش، همه را از دست خواهی داد.

کسی نیست که جام شراب تو را رد کند.

اما صفرای زندگی را باید تنها نوش جان کنی.

سور بده، سالن هایت مملو از جمعیت می شوند،

امساک کن، جهان بی تفاوت از کنارت خواهند گذشت.

موفق باشد و ایثار کن، تا در پناه آن زندگی کنی،

هیچ کس نمی تواند در واپسین دم حیات یاری ات کند.

برای عیان و اشراف که در صف طولانی ایستاده اند، به اندازه

کافی در سالن های شادمانی جا هست.

اما ما باید یکی یکی از میان راهروهای باریک درد و رنج گذر کنیم.