بقا و فنا در دنيا از نگاه قرآن
بقا و فنا در دنيا از نگاه قرآن
نويسنده: علي ملكوتيان
قرآن كريم زندگي دنيا را يك نوع سرگرمي و بازي مي داند. مردمي جمع مي شوند و به پندارهايي دل مي بندند و بعد از چند روزي پراكنده مي شوند و زير خاك پنهان مي گردند، سپس همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود. اما حيات حقيقي كه فنايي در آن نيست، نه درد و رنج و ناراحتي و نه ترس و دلهره در آن وجود دارد و نه تضاد و تزاحم، تنها حيات آخرت است در صورتي كه انسان بداند و اهل تحقيق و دقت باشد. در مورد زندگي دنيا بايد بدانيم كه همه چيز در دست خدا و تحت اراده و مشيت اوست، درست است كه دنيا، عالم اسباب است و آنها كه تلاشگرند معمولاً بهره بيشتري داشته و آنها كه تنبلند بهره كمتري، ولي در عين حال اين قاعده كلي و همبستگي نيست، چرا كه گاه افراد بسيار جدي و لايقي را مي بينيم كه هر چه مي دوند به جايي نمي رسند و به عكس افراد كم دست و پايي را مي بينيم كه درهاي روزي از هر سو به روي آنها باز است واين استثناها براي اين است كه خداوند نشان دهد كه با تمام تاثيري كه در عالم اسباب آفريده، نبايد در عالم اسباب گم شد و نبايد فراموش كرد كه در پشت اين دستگاه دست نيرومند ديگري است كه آن را مي گرداند.
نقل شده كه از عالمي پرسيدند: ما الدّليل علي انّ للعالم صانعاً واحداً. يعني چه دليلي داريم كه عالم را خالقي يكتاست. گفت: به سه دليل: ذلّ اللّبيب و فقر الاديب و سقم الطّبيب.
يعني عقب ماندگي افراد هوشيار و تنگدستي افراد هنرمند و سخنور و بيماري طبيبان. و وجود اين استثناها نشانه اين است كه كار به دست ديگري است. چنان كه در حديث معروفي از حضرت
علي(ع) مي خوانيم: من خداوند سبحان را از آنجا شناختم كه گاه تصميم هاي محكم فسخ مي شود و گاه گره ها گشوده و
اراده هاي قوي نقص شده و ناكام مي ماند. پس مسلماً براي دنيا بقايي نيست و بايد از آن رخت بر بست.
حضرت علي (ع) مي فرمايد: «الدّنيا دار ممّرٍ لادار مقرٍّ و النّاس فيها رجلان: رجلٌ باع نفسه فاوبقها و رجلٌ ابتاع نفسه فاعقبها.» دنيا براي گذاشتن است نه براي ماندن و مردم در آن دو دسته اند: دسته اي خود را در آن (به خواهش هاي نفس) بفروشد، پس خويش را (به كيفر آنها) هلاك گرداند و دسته اي خود را (به طاعت و بندگي) بخرد، پس خود را از عذاب رستاخيز برهاند. خداوند در سوره انشقاق مي فرمايد: اي انسان تو با تلاش و رنج به سوي پروردگارت مي روي و او را ملاقات خواهي كرد.
در حديثي از حضرت امام سجاد (ع) آمده: راحتي و آسايش در دنيا و براي اهل دنيا وجود ندارد، راحتي و آسايش تنها در بهشت است و براي اهل بهشت، رنج و تعب در دنيا آفريده شده و براي اهل دنيا و هر كسي پيمانه اي از آن به دست مي آورد، دو برابر آن حرص نصيب او مي شود و كساني كه از دنيا بيشتر دارند فقيرترند، زيرا محتاج ديگران در حفظ اموال خويشند و يه وسايل و ادوات زيادي براي حفظ آن نيازمندند.
بنابراين در ثروت دنيا راحتي وجود ندارد، و سپس امام (ع) در ذيل اين حديث فرمود: هرگز دوستان خدا در دنيا به خاطر دنيا رنج و تعب نمي كشند بلكه رنج و تعب آنها در دنيا براي آخرت است. پس نتيجه مي گيريم كه همه رنج مي برند، دنياداران و اهل دنيا رنجشان براي دنيا و زندگي دنياست ولي دوستان خدا رنجشان براي آخرت و زندگي جاويد عُقبي است.
چرا كه سختي ها و لذت هاي دنيوي و اخروي قابل قياس با هم نيست، حس وصل به خداي جاودان با هيچ كدام از احساسات مادي و دنيوي يكسان نيست.
منابع:
چهار وادي سلوك، محمد كاظم بصيري ابر قويي، قم: دفتر نشر الهادي، 1379.
حليه المتقين، علامه محمد باقر مجلسي، تهران: انتشارات باقرالعلوم، 1377
روزنامه رسالت، شماره 7314 به تاريخ 27/4/90، صفحه 8 (انديشه)
نويسنده: علي ملكوتيان
قرآن كريم زندگي دنيا را يك نوع سرگرمي و بازي مي داند. مردمي جمع مي شوند و به پندارهايي دل مي بندند و بعد از چند روزي پراكنده مي شوند و زير خاك پنهان مي گردند، سپس همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود. اما حيات حقيقي كه فنايي در آن نيست، نه درد و رنج و ناراحتي و نه ترس و دلهره در آن وجود دارد و نه تضاد و تزاحم، تنها حيات آخرت است در صورتي كه انسان بداند و اهل تحقيق و دقت باشد. در مورد زندگي دنيا بايد بدانيم كه همه چيز در دست خدا و تحت اراده و مشيت اوست، درست است كه دنيا، عالم اسباب است و آنها كه تلاشگرند معمولاً بهره بيشتري داشته و آنها كه تنبلند بهره كمتري، ولي در عين حال اين قاعده كلي و همبستگي نيست، چرا كه گاه افراد بسيار جدي و لايقي را مي بينيم كه هر چه مي دوند به جايي نمي رسند و به عكس افراد كم دست و پايي را مي بينيم كه درهاي روزي از هر سو به روي آنها باز است واين استثناها براي اين است كه خداوند نشان دهد كه با تمام تاثيري كه در عالم اسباب آفريده، نبايد در عالم اسباب گم شد و نبايد فراموش كرد كه در پشت اين دستگاه دست نيرومند ديگري است كه آن را مي گرداند.
نقل شده كه از عالمي پرسيدند: ما الدّليل علي انّ للعالم صانعاً واحداً. يعني چه دليلي داريم كه عالم را خالقي يكتاست. گفت: به سه دليل: ذلّ اللّبيب و فقر الاديب و سقم الطّبيب.
يعني عقب ماندگي افراد هوشيار و تنگدستي افراد هنرمند و سخنور و بيماري طبيبان. و وجود اين استثناها نشانه اين است كه كار به دست ديگري است. چنان كه در حديث معروفي از حضرت
علي(ع) مي خوانيم: من خداوند سبحان را از آنجا شناختم كه گاه تصميم هاي محكم فسخ مي شود و گاه گره ها گشوده و
اراده هاي قوي نقص شده و ناكام مي ماند. پس مسلماً براي دنيا بقايي نيست و بايد از آن رخت بر بست.
حضرت علي (ع) مي فرمايد: «الدّنيا دار ممّرٍ لادار مقرٍّ و النّاس فيها رجلان: رجلٌ باع نفسه فاوبقها و رجلٌ ابتاع نفسه فاعقبها.» دنيا براي گذاشتن است نه براي ماندن و مردم در آن دو دسته اند: دسته اي خود را در آن (به خواهش هاي نفس) بفروشد، پس خويش را (به كيفر آنها) هلاك گرداند و دسته اي خود را (به طاعت و بندگي) بخرد، پس خود را از عذاب رستاخيز برهاند. خداوند در سوره انشقاق مي فرمايد: اي انسان تو با تلاش و رنج به سوي پروردگارت مي روي و او را ملاقات خواهي كرد.
در حديثي از حضرت امام سجاد (ع) آمده: راحتي و آسايش در دنيا و براي اهل دنيا وجود ندارد، راحتي و آسايش تنها در بهشت است و براي اهل بهشت، رنج و تعب در دنيا آفريده شده و براي اهل دنيا و هر كسي پيمانه اي از آن به دست مي آورد، دو برابر آن حرص نصيب او مي شود و كساني كه از دنيا بيشتر دارند فقيرترند، زيرا محتاج ديگران در حفظ اموال خويشند و يه وسايل و ادوات زيادي براي حفظ آن نيازمندند.
بنابراين در ثروت دنيا راحتي وجود ندارد، و سپس امام (ع) در ذيل اين حديث فرمود: هرگز دوستان خدا در دنيا به خاطر دنيا رنج و تعب نمي كشند بلكه رنج و تعب آنها در دنيا براي آخرت است. پس نتيجه مي گيريم كه همه رنج مي برند، دنياداران و اهل دنيا رنجشان براي دنيا و زندگي دنياست ولي دوستان خدا رنجشان براي آخرت و زندگي جاويد عُقبي است.
چرا كه سختي ها و لذت هاي دنيوي و اخروي قابل قياس با هم نيست، حس وصل به خداي جاودان با هيچ كدام از احساسات مادي و دنيوي يكسان نيست.
منابع:
چهار وادي سلوك، محمد كاظم بصيري ابر قويي، قم: دفتر نشر الهادي، 1379.
حليه المتقين، علامه محمد باقر مجلسي، تهران: انتشارات باقرالعلوم، 1377
روزنامه رسالت، شماره 7314 به تاريخ 27/4/90، صفحه 8 (انديشه)
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:49 توسط قلمرو معرفت
|
بنام خداوند بخشنده مهربان