میشود از همین مسیری که آمدم برگردم
میشود از همین مسیری که آمدم برگردم
میشود بی صدا بی هیچ جلب توجهی از رهگذران همین راه آمده را بازپس روم
نه لبی تکان بخورد نه چشمی پی ام بگردد
نه حرفی زده شود نه دستی اشاره
میشود رفت ،میشود ناپدید شد ،میشود در زمان گم شد
بی آنکه هیچ ردی بماند
آدمی ست دیگر در نبودن ها فراموش میشود
در فقدان ها ، مدفون و در خاطره ها محو
هیچ نمیماند از او مگر آنکه کلمات امانت دار خوبی باشند
و واژه ها ،معترض علیه هجوم فراموشی
در کلمه ها باقی بماند و دهان به دهان و ذهن به ذهن بچرخد
میشود ازهمین راهی که آمده ام برگردم
و دلخوش این خطوط و واژه ها چه بمانم؟ که دیری نیست مرا ازیاد ببرند
و لبریز باشند از هوای دیگری
این فرجام آدمی ست ... می آید و در نگاهی دلگیر میرود ...
روزی از همان راهی که آمده بازمیگردد و در ابدیتی مبهم ناپدید میشود..
از دلنوشته های عرفانی، نیلوفر ثانی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 10:0 توسط قلمرو معرفت
|
بنام خداوند بخشنده مهربان