تفسیر سوره تکاثر از جزء سی ام قرآن

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمَِ
نگاهی میاندازیم به سورة مبارکۀ تکاثر از سوره هاي جزء سی ام. این سورة مبارکه از 8 آیه تشکیل شده و
وجه تسمیۀ آن از آیۀ اول آن گفته شده که الهکم التکاثر. حتی زرتم المقابر که آیۀدوم این سوره است، این
سوره از جمله سورههایی است که در مکه نازل شده و تا اندازه اي اخلاق عرب جاهلی را براي ما بازگو می
کند، همان کسانی که چیزي جز فخرفروشی و در واقع زیادهخواهی، زیاده طلبی، کثرتطلبی نسبت به
یکدیگر را نمیشناختند و با چنین روحیۀ متکبرانهاي در مقابل پیامبر و مؤمنان ظاهر میشدند و در عین
حال آیات قرآن آنها را انظار میکرد که همواره وضع چنین نخواهد بود و در آینده شما ممکن است
گذرتان به جهنم و عذابهاي جهنم بیفتد و در آن روز مورد بازخواست الهی قرار بگیرد مخصوصاً در
خصوصنعمتهایی که خدا براي هدایتشما ارزانی داشته است.
نگاه کوتاهی می کنیم به بعضی از واژههاي مهم این سوره، اولین واژه اي که در این سوره دیده می شود،
واژة الها است که مصدر باب افعال است. ریشۀ ثلاثۀمجرد آن لهو است، لهو به معناي سرگرم شدن است،
اما وقتی که به باب افعال می رود، الها یعنی سرگرم سازي، یکمفهومی از تعدداي را به خودش میگیرد. که
کثرت طلبی شما را نسبتبه یکدیگر سرگرم کرد، مشغول داشتطبعاً در نتیجه از خداوند غافل شدید.
بعد می فرماید: حتی زرتم المقابر ، تا اینکه به دیدار قبور شتافتید که زرتم، زیارت به معناي دید و بازدید
است از نظر لغوي خیلی پیچیدگی ندارد ولی مفهوم تفسیري آن شایان توجه است. بعد در آیات بعد که
جلو می رویم کلا سوف تعلمون. ثم کلا سوف تعلمون ، مفهومِ لغوي آن مشکل نیست اخطار می کند و
انظار میکند که شما به زودي چیزهایی را متوجه خواهید شد که این بر سبیل اخطار و انظار است. می

فرماید: کلا لو تعلمون علم اليقين. لترون الجحيم ثم لتروا عين اليقين ، یترقون الجحیم، یترقون ریشۀ
آن بر رویت است و جهیم از اسمهاي جهنم است ، مکانی است که آتش در آن شعله ور می شود.
علماليقين، یعنی علمی که دستاورد آن یقین است، علمی که ماهیتی جز یقین ندارد.
در آیۀ آخر میفرماید ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم ، شما مورد سؤال قرار میگیرید . از نعمتها هم از شما
پرسیده خواهد شد. بنابراین این سورة مبارکه از حیث مفردات و واژگانی که در آن بکار رفته از راحت
ترین سوره هاي قرآنی است چون واژه هاي آن بسیار واژه هاي روان و آشنایی است از نظر تداعی معانی
به ذهن.
ولی نکته هاي تفسیري مهمی دارد، اولاً اینکه می فرماید: الهکم التکاثر. حتی زرتم المقابر این حتی زرتم
المقابر یعنی چه؟ در ارتباط با حتی زرتم المقابر 2 وجه تفسیري وجود دارد که هر دوي آنها قابل قبول است
گرچه یکی از آنها نسبت به دیگري ارجحیت دارد، یکی از معانی حتی زرتم المقابر این است که شما در راه
و در مسیر فخر فروشی نسبت به یکدیگر از نظر کثرتافراد قبیله نه تنها زندگان را بلکه به سراغ قبرستان
ها رفتید و مردگان را هم آمار کردید. آنها را هم به حساب طایفه و افراد خودتان شمردید. این معناي اول
حتی زرتم المقابر است. معناي دوم آن این است که شخصخودتان با دریافت مرگ به زیارت قبرستانها
رفتید، یعنی عملاً میردیدی و شما را به قبرستان ها بردند. یعنی این کثرت طلبی به قدري شما را سرگرم کرد
و غفلترا براي شما به ارمغان آورد تا بالاخره با همین روحیه و با همین حالتاز دنیا رفتید.
البتّه بر حسب قرائن تاریخی و شواهد تاریخی و بیانی که مولا امیرالمؤمنان علی (ع) در خطبۀ 221 نهج
البلاغه فرموده اند: ظاهراً معناي اول ارجحیت دارد، یعنی این حکایت میکند از اینکه یکدورهاي بوده که

افراد قریش و مشرکان مکه به جاي اینکه به قبرستان بروند و در حقیقت زیارت القبور مایۀ عبرت آنها
باشد این زیارت القبور و به قبرستانها رفتن مایۀ تفاخر و سرگرم شدن بیشترشان بوده. و در این دوره
قاعدتاً زیارتالقبور میتواند حتیّ مورد مذمت واقع شود. و لذا ما یکحدیثی داریم از پیامبر اسلام (ص) که
ایشون فرمودند : كنت يتكم عن زياره القبور ، من در گذشته شما را از زیارت قبور نهی می کردم به
خاطر اینکه اسباب تفاخر بود. ولی الان به شما می گویم علی فازوبها تذکروتهم آخر ، الان به شما می گویم
به زیارت قبور بروید چون مایۀ عبرت است و آخرت را به یاد شما می اندازد. این نکتۀاول تفسیري سوره
بود.
نکتۀ دوم تفسیري سوره اسلوب قرآن در تهدید است وقتی که می فرماید: کلا سوف تعلمون ثم کلا
سوف تعلمون ، اولاً کلا حرف ردع است و خاصیت ردع انکار و تخطئه افکار و عقاید پوچ و جاهلانه است،
نکتۀدوم وقتی می فرماید: سوف تعلمون ، این مبتنی بر تهدید است. یعنی همیشه اینطوري نیست که شما
فکر کنید، شما به زودي خواهید دانست که چه اشتباهاتی می کردید، بعد همین کلا سوف تعلمون، تکرار
می شود به ثم کلا سوف تعلمون که تکرار از ادوات تاکید است. همان مفهوم را با تأکید بیشتر القاء می
کند. در آیات بعد به یک نکتۀ تفسیري مهمی اشاره شده است. آنجا که می فرماید: كلا لو تعلمون علم
اليقين لترون الجحيم ، این آیۀ شریفه مربوط به همین دنیا است. اگر شما در دنیا به علم الیقین می
رسیدید در همین دنیا احساسمی کردید که جهنمی وجود دارد. چنان که علی (ع) در خطبۀ متقین در ضمن
احوالات و ویژگیهاي متقین میفرماید : متقین به گونهاي هستند که احساس می کنند در جهنم معذب
هستند یا نسبتشان به بهشت به گونهاي است که احساسمی کنند در بهشت متنعم هستند. و نکتۀ دیگر در

این سوره یکعلم الیقین است و یکی عین الیقین است. فرق این دو چیست؟ علم الیقین آن یقینی است که
از رهگذر استدلال و نشانه به انسان می رسد. مثلاً زمانی که ما دودي را می بینیم از دود پی به وجود آتش
میبریم، چون به نظر ما دود اثر آتشاست. اما زمانی که آتشرا از نزدیکمی بینیم آن دیگر در حقیقت،
عین الیقین است. یعنی یقین ما به عینیتمیرسد. حالا خدا نکند که یه کسی در آتشبیفتد و بسوزد، در آن
صورت عین الیقین او تبدیل او به حق الیقین خواهد شد. بنابراین یقین 3 مرتبه دارد که 2 مرتبۀ آن در این
سوره به آن اشاره شده است. یکی علم الیقین، یقین یعنی یقین هایی که از رهگذر نشانه و دلیل و استدلال
به انسان می رسد و دیگري عین الیقین که مشاهده است، مشاهدة یکواقعیت است.
آخرین نکته این است که خداي تبارك و تعالی می فرماید: مراقب باشید که در روز قیامت از نعمت ها از
شما سؤال خواهد شد، ما بالاتر از نعمت عمرمان و هدایت و ولایت نعمت دیگري نمیشناسیم که قطعاً از
این نعمتها سؤال میشود تا برسد به نعمت هایی که اهمت شان به آنها نمی رسد. این آیه تکلیفی را بر
دوشما می گذارد که ان شاء الله پاسدار و مراقبو شاکر نعمتهاي الهی باشیم.