بی تو دیشب عشق حیران مانده بود
بی تو دیشب عشق حیران مانده بود
روی دستش اب و قران مانده بود
رفته بودی نرم نرم از کوچه ها
از عبورت بوی باران مانده بود
رفته بودی شاعری جان می سپرد
بهر تقدیم تواش ان مانده بود
بر لبان از دوری ات افسوس ها
بر جگر ها جای دندان مانده بود
رفته بودی عشق فریادی نداشت
در گلویش بغض هجران مانده بود
اه دیشب... اه دیشب... ماه ! ماه!
آه دیشب ماه پنهان مانده بود
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 17:28 توسط قلمرو معرفت
|
بنام خداوند بخشنده مهربان