زددگی نامه سلمان هراتی
در سال ۱۳۳۸ در روستای مرزدشت تنکابن مازندران در خانوادهای مذهبی متولد شد. درسهای ابتدایی تا پایان دوران متوسطه را در زادگاهش خواند. سپس در دانشسرای راهنمایی تحصیلی پذیرفته شد و پس از دو سال در رشتهٔ هنر، مدرک فوق دیپلم اخذ کرد. وی پس از پایان تحصیلات در یکی از مدارس روستاهای دور لنگرود مشغول تدریس شد.
تخلص او در اشعارش «آذرباد» بود و در شعرهايش ميتوانيم تاثير از سهراب سپهري و فروغ فرخزاد را نگاه كنيم او حتي يكي از شعرهايش را تقديم به سهراب سپهري كرده بود دوستي او با سیدحسن حسینی و قیصر امینپور زبانزد است ، سیدحسن حسینی بعد از مرگ سلمان يكي از بهترين آثار ادبيش يعني كتاب "بيدل ، سپهري و سبك هندي" را تقديم به او كرد و قيصر امين پور هم كليات او را منتشر كرد. سلمان هراتی به عنوان شاعری دگراندیش به حساب میآید که طبق نامه ای که محسن مخملباف به مصطفی تاجزاده در تاریخ 25/9/1388 نوشت توسط احمد جنتی (در زمان تصدی بر سازمان تبلیغان اسلامی) به دلیل اعتراض به کج روی انقلاب از اهداف اولیه به همراه 15 نفر دیگر از حوزه هنری اخراج شد.
او در نهم آبان ۱۳۶۵ هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحهٔ رانندگی، درگذشت.
آثار او
آثار چاپ شده:
- از آسمان سبز (مجوعه شعر_1365).
- دری به خانهٔ خورشید (مجوعه شعر_1368).
- از این ستاره تا آن ستاره (شعر برای کودکان_1367).
نمونه شعر او
| پیش ازتو آب معنی دریا شدن نداشت | شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت | |
| بسیار بود رود در آن برزخ کبود | اما دریغ زهرهٔ دریا شدن نداشت | |
| در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار | حتی علف اجازهٔ زیبا شدن نداشت | |
| گم بود درعمیق زمین شانهٔ بهار | بی تو ولی زمینهٔ پیدا شدن نداشت | |
| دلها اگر چه صاف ولی از هراس سنگ | آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت | |
| چون عقدهای به بغض فرو بود حرف عشق | این عقده تا همیشه سر وا شدن نداشت |
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:25 توسط قلمرو معرفت
|
بنام خداوند بخشنده مهربان