ديگر فرقه هاى غلات بعد از ۱ بکتاشیه ۲ اهل حق
3 - فرقه ابراهيميه :  
اينان گروهى از غلاة و صوفيان ساكن در يكى از شهرهاى موصل عراق مى باشند و در اعمال و مراسم خود همانند فرقه شبك مى باشند و كتاب مذهبى ايشان همان كتاب مذهبى فرقه شبك است كه آنرا از ديگران هميشه پنهان مى دارند. اين گروه اشعار مذهبى خود را ((گل بارك )) مى نامند و عدد هفت و دوازده و هفتاد را مقدس مى شمارند، عدد هفت را پادشاه و دوازده و هفتاد را غلامان و كارگران آن مى دانند.
4- فرقه اثنينيه :
 
اين گروه مى گويند: محمد (صلى الله عليه و آله ) و على (عليه السلام ) هر دو پروردگار جهان هستند. اينان دو فرقه مى باشند گروهى خدايى محمد را مقدم بر خدايى على و گروه ديگر، خدايى على را مقدم بر خدايى محمد مى دانند.
5- فرقه احديه :
 
اين گروه نبوت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) را اقرار دارند، ولى روش و سنت هاى او را بكار نمى بندند و اينان از قدريه هستند.
6- فرقه ازدريه :
 
اينان از ياران و پيروان شخصى بنام على الازدرى مى باشند و بر اين باورند كه امام على ، هم امام و هم پروردگار است ، و داراى اولاد نمى باشد، و اين على كه پدر حسن و حسين است غير از اوست ، بلكه او مردى از اهالى ازدريه است و او صانع و پروردگار است .
7- فرقه ازليه :
 
اين گروه بر اين باورند كه امام على (عليه السلام ) و عمر بن خطاب هر دو قديم و ازلى هستند، مگر اينكه امام على (عليه السلام ) خير محض و خوب مطلق است ، و عمر بن خطاب ، شر محض و بد مطلق است كه با كارهاى زشت و ناپسند خود هميشه آن حضرت را آزرده خاطر مى نمود. اين فرقه تحت تاءثير افكار ثنويت زرتشتى و اصالت اهورامزدا و اهريمن واقع شده اند.
8- فرقه الحاقيه :
 
اين فرقه از ياران و پيروان اسحاق بن زيد بن حارث و از ياران عبدالله بن معاوية بن امام صادق هستند كه على بن ابيطالب را در نبوت و پيامبرى با رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) شريك مى دانستند و از اباحيان محسوب مى شدند.
9- فرقه اصحاب الزيغ :
 
اين گروه بر اين باورند كه جبرئيل ماءمور بود كه رسالت را به امام على (عليه السلام ) برساند و عملا بر خلاف اين ماءموريت ، او رسالت را به محمد (ص ) داد! اين گروه ، جبرئيل را ناسزاى فراوان گويند.
10- فرقه اصحاب الكساء:
 
اينان بر اين باورند كه اصحاب كساء بيش از پنج تن نباشند و آنان عبارتند از: محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كه روح پروردگار در آنها حلول كرده و از اين جهت فاطمه را بدون تاء تاءنيث فاطم تلفظ مى كنند و معتقدند كه اين پنج تن به مقام و رتبه پروردگارى رسيده اند!
11- فرقه امريه :
 
اينان گروهى از غلاة هستند كه امام على بن ابيطالب (عليه السلام ) را در امر رسالت و نبوت با رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) شريك دانسته اند و مى گويند: همانطورى كه هارون شريك رسالت موسى بوده ، على نيز شريك رسالت محمد (ص ) مى باشد و به حديث منزلت استشهاد مى نمايند كه پيامبر فرمود: يا على نسبت تو به من ، مانند نسبت هارون است به موسى .
12- فرقه انازله :
 
اين گروه بر اين باورند كه ابن ملجم على (عليه السلام ) را نكشت و آنكه بدست ابن ملجم مرادى كشته شد، شبيه آن حضرت بود؛ و على (عليه السلام ) به آسمان بالا رفت و روزى نازل مى شود و آن وقت از ابوبكر و عمر و عثمان انتقام مى جويد و معتقدند كه : رعد آسمانى ، آواى امام على ، و برق ، تازيانه او مى باشد، و چون رعد را ببينند، مى گويند: السلام عليك يا اميرالمؤ منين .
13- فرقه بهمنيه :
 
اينان بر اين باورند كه پروردگار هميشه در چهره آدميان آشكار مى گردد، و هر كه عمل فوق العاده اى را انجام دهد كه ديگران از انجام آن عاجز باشند، او پروردگار است و خداوند جز در على و امامان بعد از او ظهور و تجلى نخواهد كرد و همه پيامبران و رسولان ، بندگان على و امامان مى باشند.
14- گروه تفويضيه :
 
اينان مى گويند: خداوند، امور جهان را به پيامبر عاليقدر اسلام ، واگذار و تفويض نموده است ، و گروهى برآنند كه امور اين جهان را خداوند به امام على (عليه السلام ) تفويض داشته و آنچه در اين عالم است براى او مباح نموده است .
15- گروه جبليه :
 
اين فرقه از غلاة و گزافه گويان ، رهبرشان در جبلى از جبال لبنان زندگى مى كرد. وى گاهى ادعاى مهدويت مى كرد و زمانى مى گفت : من محمد (صلى الله عليه و آله ) و گاهى مى گفت : من على مرتضى و گاهى مى گفت : من محمد بن الحسن المنتظرم . گروهى از طرفدارانش براى حمايت از او شورش نمودند و با صداى رسا و بلند مى گفتند: (( لا اله الا على و لا مجاب الا محمد و لا باب الا سلمان . )) و عمر و ابوبكر را لعن و نفرين مى كردند، و مساجد را ويران مى نمودند تا سرانجام سپاهى از طرابلس آمدند و آنان را قتل عام نمودند.
16- گروه جعفريه :
 
اين فرقه از غلاة ، قائل به غيبت و رجعت امام جعفر صادق (عليه السلام ) شدند و آنان را جعفريه واقفه گويند، زيرا در رابطه با امامت و پيشوائى آن حضرت توقف كردند و قائل به رجعت وى شدند.
17- فرقه حلمانيه :
 
اينان نيز از گروه گزافه گويان و غلاة بودند كه از ابوحلمان دمشقى كه اصالتا ايرانى بود پيروى كردند. وى قائل به حلول پروردگار در چهره هاى زيبا بود، و هر گاه چهره اى زيبا مى ديد در برابر او سجده مى كرد و مى گفت : ان الله جميل و يحب الجمال ، خداوند زيباست و زيبائى را دوست مى دارد. ابو حلمان يكى از مريدان و سرسپردگان حلاج بود و نيز از شاگردان مكتب سليم بصرى محسوب مى شد. ابومنصور بغدادى مى گويد: يكى از حلمانيه را بديدم كه مى گفت : حلول پروردگار در ابدان آدميان طبق اين آيه روا باشد (( فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )) ، و چون خدا در آدم حلول كرد، مسجد ملائكه واقع شد.
18- فرقه خصيبيه :
 
اينان از ياران يزيد بن خصيب اند كه مى گفتند خداوند جز در امام على (عليه السلام ) و امامان بعد از وى ظاهر نگردد و همه رسولان را امام على (عليه السلام ) ماءمور نموده تا جامعه را هدايت نمايد و بر اين باورند كه پيشوايان به روح القدس تاءييد مى شوند.
19- فرقه سريغيه :
 
اينان از ياران و پيروان سريغ مى باشند كه مى گويند: حلول لاهوت در ناسوت فقط در پنج شخص واقع شده و آنان ، محمد و على و عباس و جعفر و عقيل مى باشند.
20- فرقه شبك :
 
اين گروه نيز فرقه اى از غلاة و صوفيان هستند كه بعضى از افكار و آداب مسيحيت در بين آنها رايج است ، از جمله اينكه : اعتراف به گناه مى كنند و نوشيدن شراب در بين آنها امرى متداول است . اين گروه در شمال عراق زندگى مى كنند و كتاب مذهبى آنان ، ((المناقب )) ناميده مى شود، و بعضى از عقايد را از فرقه صوفيه ملامتيه گرفته اند، و از مراسم مذهبى آنان شب غفران است ، يعنى شب آمرزش و پوزش از گناه ، كه در اين شب زنان و مردان همه در يك محل گرد آمده و گريه و زارى سرمى دهند و از خداوند طلب آمرزش مى كنند، و يكى ديگر شب آغاز سال است كه در آن شب جشن مى گيرند. و ديگر از مجالس آنها، شب دهم محرم است كه در اين شب به جهت مصائب وارده بر خاندان رسول اكرم (صلى الله عليه و آله )، نوحه خوانى و گريه و زارى فراوان مى كنند و با پاى برهنه راه مى روند.
21- فرقه عميريه :
 
اينان از غلاة و گزافه گويانى بودند كه امام صادق (عليه السلام ) را خدا مى دانستند، و در محلى از كوفه گرد آمده و مردم را به اين عقيده دعوت مى كردند، و يزيد بن عمر والى عراق ، پيشواى آنان را به نام عمير دستگير نمود و در كناسه كوفه به دار آويخت .
22- فرقه غاليه :
 
اين اسم بر همه گروههايى كه درباره رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و ديگر امامان گزافه گويى دارند و آنان را به مقام خدايى رسانيده اند اطلاق مى گردد.
23- فرقه قتيبيه :
 
اين گروه بر اين باورند كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام زنده است و هر زمان كه بخواهد ظهور مى نمايد.
24- فرقه قزلباشيه :
 
فرقه قزلباشيه يا صاحبان عمامه سرخ ، از گروه و طرفداران شاه اسماعيل صفوى هستند كه كلاهها و عمامه هاى سرخ را به سر مى گذاشتند. كلاههاى قرمز، نشانه و آرمى از تاج سرخ سلطان حيدر بحساب مى آمد كه دوازده ترك به نام دوازده امام داشت . اين گروه هم اكنون در آناتولى تركيه زندگى مى كنند و مذهبشان بر طريق مذهب نصيريه است ، و جمع آنان مخلوطى از كرد و ترك مى باشند. اينان سر خود را مى تراشند و ريش هاى خود را رها مى كنند و نماز را ترك مى كنند و روزه ماه رمضان را نمى گيرند و تنها دوازده روز از آغاز محرم را روزه مى گيرند، و بر شهادت امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) عزادارى دارند. اين فرقه بر اين عقيده اند كه خداوند در على (عليه السلام ) تجسم يافته است ، همانگونه كه در حضرت موسى و عيسى و داود حلول كرده بود.
25- فرقه كاكائيه :
 
اين فرقه از غلاة در دو شهر كركوك و اربيل پراكنده اند و عقايد آنان همانند اعتقادات شبك مى باشد. نام ايشان گرفته شده از كلمه كاكاى كردى است كه به معنى برادر مى باشد. اين گروه به تناسخ و حلول اعتقاد دارند.
26- فرقه مشعشعيه :
 
اين فرقه در خوزستان و اهواز - دشت شادگان - بودند و از ياران و پيروان سيد محمد مشعشع كه دعوى مهدويت كرده بود مى باشند. سيد محمد مشعشع ، حضرت على (عليه السلام ) را خدا مى دانست ، و چون ياران و پيروان بسيارى گرد او جمع شدند، از خوزستان به نجف رفت و بارگاه امام على (عليه السلام ) را ويران نمود، و چوبهاى ضريح مقدس ‍ را، ياران و پيروان او زير اجاق سوزانيدند سرانجام سيد محمد در زمان شاهرخ در خوزستان دست به شورشى گسترده زد و در سال 866 هجرى درگذشت .